اینطوریه که اولویتمی، هوات رو دارم، صبر میکنم و تو فقط بهم بی لیاقتی نشون میدی و من یهو قید همه چی رو میزنم و طوری کنارت میذارم انگار هیچوقت وجود نداشتی، کاش بفهمی قرار نیست تا ابد صبور بمونم.
اسکار مزخرف ترین حسو میشه به زمانی داد، که هم از ته دلت یکیو دوست داری و هم از چشمت افتاده.
فکر کردی میشینم و واسه یه ماهی گریه میکنم در حالی که کل دریا پیش رومه؟ بله، درست فکر کردی، چون اون ماهی مورد علاقهام بود.
چطور ممکنه در زندگی از کسی جلوتر یا عقبتر باشی، وقتی در مسیری حرکت میکنی که فقط خودت میتونی اون رو طی کنی؟
وقتی فکر میکنند قرار است با آنها بحث کنم، اما من فقط با چشمانی پر از ناامیدی به آنها نگاه میکنم.
یکی از خصلتهای عجیبی که دارم اینه که وقتی آدمها بهم بدی میکنن یا با رفتارشون رومخم میرن همون لحظه چیزی نمیگم، طوری رفتار میکنم انگار هیچی نشده اما عقب ذهنم دارمش، بعد هی جمع میشه، هی جمع میشه، یهو طرف رو بدون هیچ حرفی از زندگیم پاکش میکنم، شاید طرف فکر کنه بیدلیله ولی من کلی دلیل بابتش از قبل تو ذهنم دارم.