آدمهایی که سر کوچیکترین کاری که براشون انجام میدی، قدردانی میکنن و نشون میدن که حضورت چقد براشون ارزشمنده، برام ده هیچ از بقیه جلوترن:)
عاشق چشم های آدم ها شید؛
چون موها سفید میشن، وزن درحال تغییره دندان ها میفتن و قلب ها تیکه تیکه میشن و ما هر چی میگذره پژمرده تر میشیم، اما چشم ها طی زمان همان جوری که هست باقی میمونه.
هر آدم کاملی که میبینی، آدمیه که هنوز کامل نشناختیش و تصویریه که ازش تو ذهنت ساختی، واقعی نیست.
تنها من نیستم که در این خانه غریبم
خانه نیز در غربت یک محله و
محله در غربت شهر و
شهر در غربت یک سرزمین و
سرزمین در غربت جهان و
جهان نیز در چرخهی زمانه غریب است.
دوست دارم اول بشناسنم، بعد درکم کنن، بعد دوسم داشته باشن وقتی یه راست میرن سراغ دوست داشتن حس بدی میگیرم حس میکنم یه جای کار میلنگه.
دلم میخواد بریم یجای دور از آدما شب باشه، بارون بیاد ، بغلت کنم، سیگار بکشیم و تا خود صبح حرف بزنیم.
همچی خوب و آرومه
یهویی یه حجم عظیم دلشوره و نگرانی و ترس از آینده میاد تو دلت؛ انگار یه پادگان تو دلت رژه میرن،چیه این آدمیزاد؟!