دوست داشتنِ بعضيآدمها، مثل اشتباه بستن دکمههای پیراهن است ! تا به آخرش نرسی نمیفهمی که از همان اول، اشتباه کردهای !
دوست نداشتم اینارو بهت بگم ولی هرجا بد آوردی، کم آوردی، هرجا باختی، هرجا برات نشد، هرجا اعتمادت نابود شد، هرجا دوییدی و نرسیدی، هرجا بد خورد تو ذوقت و ناامید شدی، هرجا دلخوشیات و آرزوهات جلو چشمت پر پر شد، یاد یه اقیانوس اشکی که برات ریختم بیوفت.
شاید دوباره خوندن همون کتاب، پایانش رو عوض نکنه؛
اما اگه هردو نویسنده رشد کرده باشن، همیشه میتونن یه فصل جدید بنویسن.
گاهی آدم آنقدر خسته میشود
که دیگر نمیخواهد کسی را تغییر دهد،
نمیخواهد بفهماند، توضیح دهد، ثابت کند.
فقط میخواهد در آرامشی غریب،
خودش را به خودش برگرداند.
-عباس معروفی.
آدم امن اونیه که بهت این فضا رو میده که بدون هیچ واهمهای کنارش ضعیفترین، حساسترین، زودرنجترین، خستهترین و ناتوانترین ورژن خودت باشی.
دنیا تا همیشه مدیون زنانی می ماند که سعی کرده اند با کار های کوچک حال خودشان را خوب کنند تا محیط اطرافشان آرام بماند..
یکی از زیباترین چیزهایی که آدم از معشوق می تواند بشنود، همین است که ماریا به آلبرکامو نوشت؛
“حتی اگر با تو مخالف باشم،در جبهه ی تو می مانم،پس نترس”
⌝ﮐﯿﺖ ﺩﯼ ﮐﺎﻣﻠﻮ خیلی قشنگ میگه: ﻫﯿﭻﻭﻗﺖ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻫﯽ، ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﯼ. ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ؟ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﻗﺎﺩﺭ ﻫﺴﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ، ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻥﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺮﻭﺩ، ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ. :) ⌞