چیزی که درمورد نوجوانی جالبه اینکه حتی یه روز خیلیییی خوبم اگه طول بکشه و به خودت اجازه تغییر مود بدی مزخرف میشه
«دنیای عجیب» (اثر فرید باقری کریانی)
دنیای ما عجیبه
رفاقتا نجیبه
زیبا و جلوه گر شده
به چشمامون دگرشده
گاه زیبا و گه زشته
جهنم و بهشته
پر از ایده، سرشته
دلها که مهربونند
چه زیبا و جونند
ولی بعضی، خزونند
زشت و کثیف و بدجور
صد رنگن و جور وا جور
از انسانیت دورند
یه وصله ناجورند
حالا در این دوراهی
هر جوری که تو خواهی
دل به تو فرمون میده
اعصاب داغون میده
یا دل شود رفیقت
درس میده دقیقت
صفا قرینت میشه
زیبا زمینت میشه
دنیای ما عجیبه
عجیب...
عجیب...
مشکل اینجاست ک جمله ی وقت ندارم درحالی که وقت دارم مانع انجام هر کار جذابی میشه
هدایت شده از Green Soul
تصویری که سریال های دنیا درباره اسلام نشون میدن چیزی جز تعصب افراطی و فقر و عصبانیت نیست
هدایت شده از دفترچهخاطراتِیکگربهِخسته
میدونستید که تا قرن ششم، اسم این درخت «بید آویخته» بود،
اما بعد از اینکه نظامی داستان «لیلی و مجنون» رو به فارسی نوشت و مجنونش شد نماد کسی که از درون شکسته، خم شده ولی هنوز عاشقه،
شد «بید مجنون».
اسمش یادگاری بزرگترین دلشکستی ادبیات ماست :)
هدایت شده از نازنین ورژنِ دلتنگ حضرت اقا...
خطبه ۲۰۲ درد دل با پیامبر به هنگام دفن حضرت زهرا:
سلام بر تو ای رسول خدا ، سلامی از طرف من و دخترت که هم اکنون در جوارت فرود امده و شتابان به شما رسیده است!
ای پیامبر خدا ، صبر و بردباری من با از دست دادن فاطمه کم شده است ، و توان خویشتنداری ندارم اما برای من که سختی جدایی تو را دیده ، و سنگینی مصیبت تو را کشیدم ، شکیبایی ممکن است ، این من بودم که با دست خود تو را میان قبر نهادم ، و هنگام رحلت ، جان گرامی تو میان سینه و گردنم پرواز کرد ( پس همه ما از خداییم و به خدا باز می گردیم )
پس امانتی که به من سپرده بودی برگردانده شد ، و به صاحبش رسید ، از این پس اندوه من جاودانه ، و شبهایم ، شب زنده داری است ، تا آن روز که خدا خانه زندگی تو را برای من برگزیند ، به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امت تو چگونه در ستمکاری بر او اجتماع کردند ، از فاطمه بپرس ، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر ، که هنوز روزگاری سپری نشده ، و یاد تو فراموش نگشته است.
سلام من به هر دوی شما ، سلام وداع کننده ای که از روی خشنودی یا خسته دلی سلام نمی کند.
اگر از خدمت تو باز می گردم از روی خستگی نیست ، و اگر در کنار قبرت مینشینم از بدگمانی بدانچه خدا صابران را وعده داده نمی باشد.
یه چیزایی ک ته ته ذهنمم فک نمیکردم درگیرم کنم یهو غافلگیرم میکنم و یجوری مهم میشن ک انگار ن انگار قرار بود اهمیتی نداشته باشن