『امتداد』
• 🌿 • مهربان بود و دلسوز. در دل همه جای داشت. صیاد شهرتش نبود بلکه توصیفی از وجود پرمحبتش بود. صیاد
•
•
علاقهای بیاندازه به رهبر انقلاب داشت.✨ خود را سرباز میدانست و اگر درجهای میگرفت خوشحال بود چون از ایشان گرفته و او را دست امام زمان(عج) میدانست و رضایت رهبری را رضایت حضرت ولیعصر(عج) میپنداشت. 🌱
•
•
#صیاد_دلها
#شهید_صیاد_شیرازی
‹ @EMTEDAD_MEDIA ›
『امتداد』
• • علاقهای بیاندازه به رهبر انقلاب داشت.✨ خود را سرباز میدانست و اگر درجهای میگرفت خوشحال بود
•
🌙
•
علاقهشان دوطرفه بود.
ناصر آراسته تعریف میکند:
سحر بود. نماز را در حرم امام خوانديم و راه افتاديم. رسممان بود كه صبح روز اوّل برويم سرخاك. رسيديم. هنوز آفتاب نزده بود، امّا همه جا روشن بود. يكي زودتر از همه آمده بود; زودتر از بقيّه، زودتر از ما. گفتم: شما چرا اين موقع صبح خودتون روبه زحمت انداختيد؟ آيت الله خامنه اي فرمودند: دلم براى صيادم تنگ شده. مُدَتيه ازش دور شده ام.
تازه ديروز به خاك سپرده بوديمش...
•
✨
•
#صیاد_دلها
#شهید_صیاد_شیرازی
‹ @EMTEDAD_MEDIA ›
『امتداد』
_📷
تو نَه مثل آفتابی کِه حضور و غیبت افتَد
دِگران روَند و آیَند و تو هَمچنان کِه هَستی
_سعدی
•🪴•
امتداد | @Emtedad_media
❲🌱'
•
.
یکے به من بگه مرگ موشے
که تاریخش تموم میشه
تاثیرش بیشتر میشه یا کمتر.؟😶🌫️💔
•
#دغدغههایارزشمند
امتداد | @Emtedad_media
•
🦷
•
صبح از راه رسیده است.
شهر، در آرامش فرو رفته. ساکنان منظم و مرتب، هر کدام همان جایی که باید باشند، قرار گرفتهاند و انتظار میکشند؛ منتظر آن برس بزرگاند تا بیاید و آنها را از آلودگیها پاک کند. ¹
•
•
#روز_دندان_پزشک
#جیمفنگ
‹ @EMTEDAD_MEDIA ›
『امتداد』
• 🦷 • صبح از راه رسیده است. شهر، در آرامش فرو رفته. ساکنان منظم و مرتب، هر کدام همان جایی که باید ب
•
•
🪥
•
تقریباً یکساعت از وقت بیداری گذشته، اما خبری از برس غولآسا نیست. دندانها گیج شدهاند، کمی نگرانند. ناگهان، سفینهای طلاییرنگ در مرکز شهر فرود میآید. طعم شیرین در سراسر شهر نفوذ میکند. دندانهای پایین شهر دردشان گرفته است. ویروسها لابهلای شهروندان میپیچند و سرک میکشند. به شهر حمله شده است؛ شرورها هجوم آوردهاند و تقریباً دارند آن را تصرف میکنند.²
•
•
#روز_دندان_پزشک
#جیمفنگ
‹ @EMTEDAD_MEDIA ›
•
🦷
•
اما…
قهرمان شهر از راه میرسد.
نور، سراسر شهر را پر میکند. قهرمان، ماسکی به چهره دارد (هیچوقت نمیگذارد هویتش فاش شود؛ درست مثل همهی ابرقهرمانهای دیگر).
شرورها بر پا میخیزند و با ابرقهرمان اعلام جنگ میکنند. جنگ، رسماً آغاز شده است.
ابر قهرمان، اولین سلاحش را بیرون میکشد: یک آینه با دستهی بلند که مکان دقیق شرورها را شناسایی میکند...³
•
•
#روز_دندان_پزشک
#جیمفنگ
‹ @EMTEDAD_MEDIA ›
『امتداد』
• 🦷 • اما… قهرمان شهر از راه میرسد. نور، سراسر شهر را پر میکند. قهرمان، ماسکی به چهره دارد (هیچو
•
☁️
•
ناگهان آسمان تیره میشود. رعد مهیبی از بالای سفینه، برای یکلحظه همهجا را روشن میکند، و از میان آن، ویروس اعظم، «ژنرال پوسیدون»، با نگاهی با نفوذ و ترسناک وارد عمل میشود.
«دندانپزشک!» فریاد میزند، «اول و آخر، این شهر متعلق به ماست!»
نیروهای بیشتری، اسلحهبهدست، ردیفردیف از سفینه بیرون میزنند. گروهی به سمت شرق، و گروهی به سمت غرب هجوم میآورند.
موجی از آبنباتهای جویدهشده، پفکهای نمکی و نوشابههای گازدار، از هر سو به دندانهای بیدفاع یورش میبرند. وحشت مثل مه در شهر پیچیده، و صدای جیغ دندانهای ترسیده، فضای شهر را پر کرده است.⁴
••
#روز_دندان_پزشک
#جیمفنگ
‹ @EMTEDAD_MEDIA ›
•
💉
•
ابر قهرمان، سراسیمه میز سلاحهایش را چک میکند.
«وقتشه نابودگر رو بهکار بندازم...
مثل آخرین باری که با پوسیدگی جنگیدم!»
خودش است! چرخبرق نابودگر! صدای سوتمانند و چرخش سریعش، ویروسها را به لرزه میاندازد. قهرمان با حرکاتی دقیق، به سراغ دندانهای آلوده میرود و یکییکی ویروسها را از سطح شهر میروبد.
و حالا، نوبت ضربهی آخر است: «سونیکشُک».
دندانپزشک دستگاه را بالا میبرد و ارتعاشات قدرتمندی در هوا میپیچد. ویروسها متلاشی میشوند و با جیغی ناپدید میگردند.
شهر دوباره روشن میشود.
آرامش بازمیگردد.⁵
•°•°•☁️
#روز_دندان_پزشک
#جیمفنگ
‹ @EMTEDAD_MEDIA ›