The Pale Baroness
بیا به نقطه شروع داستانمون برگردیم، تا دیگر هرگز شروعش نکنیم
البته، گاهی اوقات در ادامه هم جوری روند پیش میره که حس میکنی از اول هرگز داستانی وجود نداشته. مثل ذراتِ ریزِ زمان که هرگز حس نمی شن و فقط مفهومی ازشون توی ذهن هست، آرام و آرام ناپدید می شه، تا جایی که مفهومش هم از یاد بره.
The Pale Baroness
کیس می، ای پاره ای درخشان از نور من ای روشنایی شبانگاهم، التیام بخش خستگیام، ضربان قلبم، آرام کنند
راستی کیس می شش هفته وقفه رفت
خواستم این تابستون رو با مانهوا هام بترکونم همشون وقفه رفتن خدا بگم چکارتون نکنه