- بیخیال ِ درس خواندن ؛ تو فقط با من باش ،
اندر این فکر فقط جای تو باشد جانا .
- چشمهایت آیتالکرسی تلاوت میکند ،
با وضو باید به دیدارت بیایم بعد از این .
- قهوه میریزم برایت ، نیستی آن سوی میز ،
هی شکر میریزم و تلخ است جای ِ خالیات ؛
- عاقل آن است که این موقع شب خوابیده ؛
من ِ دیوانه که خوابم به خیالت طی شد .
- من از شوقی که در دل داری از رفتن خبر دارم ،
ولی آهستهتر ای کاش برداری قدمها را . .
- میشود فاش هر آنچه که میان من و توست .
که تو هم مثل خـُودم چشم دهنلق داری (: