- میخواستم در انتهای خیابان بنشینی ،
عبور کنم و سلامی دهم و دلم بماند پیش ِ تو
زمستان است و بیبرگی ، بیا ای باد نوروزم ..
بیابان است و تاریکی ، بیا ای قرص ِ مهتابم ( :
این دل ِ دیوانه و یادت میان جـُزوهها ،
عاقبت منجر به یک اُفت معدل میشود (:
- در نبودت ، خانهای متروکه شد ، دل سالها ..
بی تــُو من یک عمر ، بارانیتر از باران شدم ؛
- من و عشق و دل ِ دیوانه ، بساطی داریم
عقل هی فلسفه میبافد و ما میخندیم .