✹﷽✹
نـاحــله
قسمتصدونودوسوم
نوشتهفاطمهزهرادرزیوغزالهمیرزاپور
محرم و صفر و کنار هم گذروندیم،تو این مدت به محمد ماموریت نخورده بود ولی اواسط دی برای سفرکاری به تهران رفت و دوباره تنها موندم.
خسته و کلافه کنار در دانشگاه منتظر ریحانه و همسرش ایستاده بودم. تو این چهار روزی که محمد نبود، میومدن دنبالم و تا خونه میرسوندنم.
به دیوار پشت سرم تکیه دادم، دلم میخواست محمد، حداقل تو این روزای سخت همراهم باشه و تنهام نزاره.
هوا خیلی سرد بود،چادرم و محکم تر گرفتم و با چشمام دنبال ریحانه گشتم.
صدام زد.برگشتم سمت صدا و ریحانه رو که کنار ماشین ایستاده بود دیدم.
رفتم طرفش و بغلش کردم.
نشستیم تو ماشین.روح الله سلام کرد وجوابش و دادم که ریحانه گفت:فاطمه نمیدونی داداش کی برمیگرده؟
_گفت مشخص نیست، ببخشید مزاحم شما میشم هی هر روز
جمله ام تموم نشده بود که صداشون بلند شد
روح الله:عه این چه حرفیه؟چه مزاحمتی؟
ریحانه:فاطمه خجالت بکش،یعنی چی؟پس من که همه جا با تو و داداش میام مزاحمتون میشم دیگه،همین و میخواستی بگی!
_ازدست تو
رسیدیم جلوی در خونه. ازشون تشکر کردم و از ماشین پیاده شدم که ریحانه شروع کرد به سفارش کردن:فاطمه مراقب خودت باشی ها، کاری داشتی حتما خبرم کن. وسیله ی سنگین بلند نکن...
خلاصه یه پنج دقیقه سفارش کرد و بعد رفتن. دفعه های قبل که تنها بودم با من میموند. اینبار با اینکه بهش گفتم بیا بالا چیزی نگفت ،وقتی دیدم چیزی نمیگه اصرار نکردم که معذب بشه.نمیخواستم مزاحمشون شم. با اینکه روح الله خیلی پسر خوب و محترمی بود وهیچ وقت برخورد بدی ازش ندیده بودم، نمیتونستم بیشتر از این از همسرش جداش کنم.
به چهره ی خودم تو آینه ی آسانسور زل زدم.میدونستم با اینکه صورتم پف کرده اگه محمد الان کنارم بود میگفت،چه خوشگل تر شدی. از تصورش لبخندی رو لبام نشست. در آسانسور که باز شد بیرون رفتم.با بی حوصلگی کلید و تو قفل چرخوندم ودر و باز کردم.
برقا خاموش بود. میدونستم الان که چراغ ها رو روشن کنم با دیدن خونه ای که انگاری توش جنگ شده باید تا صبح بشینم غصه بخورم و خونه رو مرتب کنم. با این افکار دستم و از روی کلید لامپ راهرو برداشتم .
رفتم تو آشپزخونه و چراغش و روشن کردم. با این که حس خوبی به تاریکی نداشتم به همین نور اکتفا کردم و برگشتم برم سمت اتاق خواب که با دیدن نور و صدای آرومی که از سالن میومد سرجام خشکمزد.
یخورده جلوتر رفتم و فهمیدم که نور تلویزیونه. مطمئن بودم که قبل رفتنم خاموش بوده،این باعث شد ترسم بیشتر شه. دیگه قدم برنداشتم،سرجام ایستادم و شماره ریحانه رو گرفتم. هرچی صبر کردم جواب نداد. ترجیح دادم خودم به داد خودم برسم.زیر لب آیت الکرسی خوندم و رفتم طرف کلید لامپ های هال و آروم روشنش کردم. یخورده از ترسم کم شد. آروم قدم برداشتم و نگاهم به صفحه تلویزیون افتاد. در نهایت تعجب دیدم که فیلم عروسیمون داره پخش میشه. یخورده دقت کردم و متوجه شدم یکی رو مبل دراز کشیده.
کیفم رو برای دفاع از خودم بالا گرفتم و رفتم جلوتر که با دیدن محمد که رو مبل خوابیده بود نفس عمیقی کشیدم و کیفم و انداختم.
رفتم کنارش نشستم. خواب سنگینش نشون میداد که تا چه اندازه خسته است. موهاش و با گوشه ی انگشتم از پیشونیش کنار زدم .
برام عجیب بود که چرا چیزی از برگشتش بهم نگفته.
کنترل تلویزیون و از دستش گرفتم و روی میز گذاشتم. کیفم و از روی زمین برداشتم و رفتم سمت اتاق تا لباسم و عوض کنم.
تا در اتاق و باز کردم تابلوی بزرگی که به دیوار روبه روم وصل شده بود به چشمم خورد.
به عکس چشمای محمد و خودم که رو دیوار اتاق قاب شده بود خیره بودم که دوباره چراغا خاموش و خونه تاریک شد.
نگاهم چرخید رو شمع های کوچیکی که کف اتاق پخش بود وکنارشونم پر از گل و گلبرگ بود.
برگشتم عقب و محمد و دیدم که با یه لبخند از سر ذوق پشت سرم ایستاده و دوتا فشفشه تو دستش گرفته.
_تو،خواب نبو...!
از ادامه دادن به جمله ام منصرف شدم. تازه متوجه شدم که خونه چقدر مرتبه. همه جا رو برق انداخته بود.
+میدونی؟تو تاریکی این فشفشه ها قشنگترن !
فرصت فکر کردن بهم نداد. اومدکنارم و دستم و گرفت و آروم هلم داد سمت اتاق و گفت :بدو بدو برو لباست عوض کن و بیا
به حرفش گوش دادم و رفتم تو اتاق.
کیفم و کنار در گذاشتم و چادر و مقنعه ام و روی تخت انداختم.سرمو سمت کمد چرخوندم که با دیدن کیکی که روی میزآرایشم بود تعجبم بیشتر شد.
یخورده فکر کردم و وقتی یادم افتاد امروز سالگرد ازدواجمونه بلند گفتم :ای وای
انقدر درگیر نبود محمد بودم که این تاریخ مهم و یادم رفته بود.محمد همون عکسی که به دیوار زده بود و روی کیک هم زده بود. نگاهم افتاد به چیزی که پایینش نوشته شده بود
دوستت دارم ...
ادامهدارد...
🍁🍃 🍁🍃 🍁🍃
🏴 وفات بزرگ بانوی اسلام حضرت خدیجه سلام الله علیها تسلیت باد..
معارف حضرت خدیجه سلام الله علیها
👈حضرت خَدیجَه دختر خُوَیلِد مشهور به خدیجه کبری،ام المؤمنین، نخستین همسر پیامبر اکرم و مادر حضرت زهرا سلام الله علیها ست، حضرت خدیجه قبل
از بعثت با رسول اکرم ازدواج کرد و نخستین زنی است که به وی ایمان آورد.
حضرت خدیجه همه ثروت خود را در راه نشر اسلام به کار گرفت و پیامبر به احترام ایشان در طول حیات او همسری دیگر برنگزید و پس از درگذشت وی همواره از او با نیکی بسیار یاد میکرد.
❌بخلاف آنچه شایع شد که این بانوی بزرگ اسلام،در سن چهل سالگی و بیوه زنی،با رسول اکرم ازدواج کرد،شیعه معتقد است که ایشان قبل از رسول اکرم ازدواجی نکرده بود:ابن شهرآشوب از قول سید مرتضی در «الشافی» و شیخ طوسی در «التلخیص»،به عذراء (دوشیزه) بودن حضرت خدیجه هنگام ازدواج با پیامبر اکرم اشاره نموده است.
«روی أحمد البلاذری و أبوالقاسم الکوفی فی کتابیهما و المرتضی فی الشافی و أبوجعفر فی التلخیص: أن النبی تزوج بها و کانت عذراء»
📚ابن شهرآشوب، المناقب ۱/۱۵۹
@Emam_kh
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥رهبر انقلاب: پروردگارا! ما هرچه داریم، از این شهیدان داریم، درجات آنها را روزبهروز عالیتر بگردان و آنها را با شهدای کربلا و شهدای صدر اسلام محشور کن. سلامی از این جمع و از اعماق دل ما به ساحت پاک و مقدس مولایمان حضرت ولىّعصر ارواحنافداه برسان؛ قلب مقدس آن بزرگوار را از ما خشنود کن؛ دعای آن بزرگوار را شامل حال ما بگردان. ۱۳۷۸/۵/۸
@Emam_kh
617.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 باران هم غربت حرم حضرت زینب(س) را نشُست
🔹یکی از شهروندان سوری محمد الزیدی میگوید که آنقدر فضای زینبیه سنگین است که کمتر کسی «جرئت رفتن به حرم سیده زینب» را دارد. این در حالی است که با بارش باران بسیاری از زائران در صحن و شبستان این آستان به خواندن نماز و دعا مشغول میشدند.
🔹از ۱۸ آبان نیروهای الجولانی دولت سوریه را در دست گرفتند. قرار بود آنها امنیت حرم را تأمین کنند اما به دلیل رفتارهایی که با شیعیان دارند، حرم هم خلوت شده است.
🔹تا جایی که حتی امروز ۲۰ اسفند همزمان با بارش باران تعداد زائران حرم عمه سادات انگشتشمار است. بسیاری از آنها پس از زیارت کوتاه، حرم را ترک میکنند. یکی از زائران عراقی فرحان المراشی میگوید که «باران هم از غربت اینجا کم نکرد.»/ فارس
🇮🇷 @Emam_kh
🔴 آژانس بی خاصیت!!
🔹مهمترین هدف ایجاد "آژانس بینالمللی انرژی اتمی"(IAEA) جلوگیری از استفاده نظامی از انرژی هسته ای و گسترش استفاده صلح آمیز از آن بیان شده است
و برای تشویق کشورهای فاقد فناوری انرژی هسته ای به عضویت در این نهاد ، کمک به کشورها جهت دستیابی به انرژی هسته ای صلح آمیز هم در ماموریت های این آژانس بین المللی گنجانده شده است.
🔹اما نسبت به ایران همه چیز فرق می کند!!
آژانس در طول همه سال های اخیر فقط در مورد منع گسترش نظامی ، با ایران ارتباط داشته و هر بارهم یا برای دشمنان جاسوسی کرده و حیاتی ترین اطلاعات مربوط به تاسیسات و دانشمندان هسته ای را در اختیار دشمنان قرار داده و یا در راستای اهدافشان بهانه تراشی و عهدشکنی و زیاده خواهی داشته است و ایران بدون کوچکترین کمکی از آژانس به این سطح از پیشرفت در علم هسته ای رسیده است.
🔹اما جالب ترین نکته ماجرا اینجاست : رژیم جنایتکار صهیونیستی که حدود ۱۰۰ کلاهک هسته ای دارد و تاکنون هم عضو آژانس نشده است به تاسیسات هسته ای صلح آمیز ایرانی که سال هاست بیشترین همکاری را با آژانس داشته و بی سابقه ترین کنترل ها در دنیا را تجربه نموده حمله می کند و مسئولین آژانس بین المللی اتمی نه تنها حاضر نمی شوند این اقدام را حتی بطور لفظی و صوری محکوم نمایند بلکه هربار برای ارائه گزارش پرونده ایران به سرزمین های اشغالی سفر می کنند !!...
🔹به هیچ عنوان قصد مخالفت با تعاملات سازنده بین المللی را ندارم اما اکنون این سئوال اساسی مطرح می شود که :
واقعا عضویت ۶۵ ساله ایران در آژانس چه خاصیتی برای کشورمان داشته است؟؟؟
🔺و حالا که علی رغم همکاری های بی سابقه ایران با آژانس و اِعمال بیشترین و سخت گیرانه ترین بازرسی ها از سوی آژانس ، باز هم غربی ها حاضر نیستند کمترین حقوق ما را به رسمیت بشناسند و اقدام به صدور بیانیه و احتمالا قطعنامه علیه ایران می کنند آیا دلیلی برای ادامه همکاری با این آژانس بی خاصیت باقی می ماند؟!!
✍"قاسم اکبری"
@Emam_kh
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥معاویه رکورددار بدعت👆
اولین کسی که رِبا را حلال کرد!
اجازهی ازدواج با دو خواهر در یک وقت صادر شد!
ماجرای تغییر "لبیک" در خانهی خدا!
🔰 برشی از سخنرانی #حجت_الاسلام_راجی
🇮🇷 @Emam_kh
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 یاران مختار پس از اینکه سلاحشان را تحویل دادند، مانند گوسفند سر بریده شدند| آنها به کسی اعتماد کردند که امکان اعتماد به اماننامهاش نبود
▫️ شهید نصرالله از عاقبت سازش و خلع سلاح یاران مختار میگوید.
@Emam_kh
❌هر چه که میکشیم از دههی نود است!
این ایام واژه با کلاس، آکادمیک و خوش بیانی رواج پیدا کرده است بنام: ناترازی!!!
ناترازی برق، ناترازی انرژی، ناترازی بنزین، ناترازی تولید مسکن و... قدیم بجای ناترازی میگفتیم: بی مدیریتی، بی کفایتی، بی لیاقتی! بی مسولیتی! بی تدبیری! با تغییر مفاهیم و واژه ها که نباید از عمق فاجعه کم شود!
سرزنش دولت قبل و دولت فعلی خیلی روا نیست، هر چه میکشیم از تعطیلی کشور در دهه نود است. دولت حسن روحانی که در تمام بخشها کشور را معطل کرد، نیروگاه برق نساخت. مسکن نساخت، زیرساخت ها را توسعه نداد. ایام کرونا از دفتر کارش خارج نشد!
حقیقتاً حسن روحانی «الههی ترک فعل» بود...
@Emam_kh
21.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ شهادت_حضرت_خدیجه(سلام الله علیها )
🌴اول یار دین تویی و بس
🌴خاتم رو نگین تویی و بس
🎙 #سید_رضا_نریمانی
@Emam_kh