‼️گرداندن آب در دهان در حال روزه
🔷اگر روزه دار در هنگام وضو که مستحب است قدری آب در دهان بگرداند و مضمضه کند، این کار را کرد و آب بی اختیار فرو داده شد روزهاش صحیح است و قضا بر او واجب نیست، ولی اگر این کار را نه برای وضو بلکه برای خنک شدن و امثال آن انجام داد و آب بی اختیار به حلق او فرو رفت، باید قضای آن روز را به جا آورد.
🔷س 1374: آیا مسواک کردن با خمیر دندان، در حال روزه اشکال دارد؟
✅ج: اشکال ندارد؛ ولی باید از فرو رفتن آب دهان که آغشته با خمیر دندان و آب است جلوگیری شود.
@Emam_kh
۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
بسم الله الرحمن الرحيم
🌹 آیه 77 سوره آل عمران
🌸 إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِى الْأَخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمْ اللَّهُ وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِياَمَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
🍀 ترجمه: همانا كسانى كه عهد خدا و سوگندهاى خودشان را به بهاى ناچیزى مى فروشند، آنان برایشان نصیبى در آخرت نیست و خداوند در قیامت با آنها سخن نمىگوید و به آنان نیز نظر (لطف) نمى كند، آنها را (از گناه) پاک نمى سازد و براى آنان عذابى دردناک است.
🌷 #أيمانهم: سوگندهایشان
🌷 #ثمنا_قلیلا: بهای ناچیزی
🌷 #خلاق: نصیب
🌷 #لا_یکلمهم: با آنها سخن نمی گوید
🌷 #لا_ینظر: نظر نمی کند
🌷 #لا_یزکیهم: آنها را پاک نمی سازد
🌷 #أليم: دردناک
🔴 #شأن_نزول_آيه: تعدادی از علمای یهود هنگامی که موقعیت اجتماعی خود را در میان یهود در خطر دیدند تلاش کردند که نشانه هایی که در تورات درباره آخرین #پیامبر وجود داشت را تحریف کنند و حتی سوگند یاد کنند که آن جمله های تحریف شده از طرف خداست که این آیه نازل شد و شدیدا به آنها هشدار داد.
🔴 در این آیه به بخش دیگری از خلافکاری های #یهود و اهل کتاب اشاره شده و می فرماید: إن الذين يشترون بعهد الله و أيمانهم ثمنا قليلا: همانا کسانی که عهد خدا و سوگندهای خودشان را به بهای ناچیزی می فروشند. این آیه، كسانى که عهد الهی را مى شكنند، به پنج نوع #مجازات_الهى هشدار مى دهد:
🔸 #اول: بى بهرگى در آخرت: لا خلاق لهم فی الأخرة
🔸 #دوم: محرومیّت از خطاب الهى: و لا يكلمهم الله
🔸 #سوم: محرومیّت از نظر لطف الهى: و لا ينظر إليهم يوم القيامة
🔸 #چهارم: محرومیّت از پاكى از گناه: و لا يزكيهم
🔸 #پنجم: گرفتارى به عذاب دردناک: و لهم عذاب أليم
🌸 در روایات آمده است كه رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمودند: «لا ایمان لِمَن لااَمان له و لا دین لِمَن لاعهد له» كسى كه مراعات #امانت نكند، ایمان ندارد و آن كسى كه به عهد خودش وفادار نباشد بىدین است. در بعضى روایات آمده است كه منظور از «عهد اللّه»، حقایق مربوط به #پیامبر اسلام در تورات است كه به دست عالمان یهود تحریف گشته است. پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمودند: هر كسى با سوگند، مال و ثروت برادرش را به ناحق بخورد، مورد غضب الهى است. سپس این آیه را #تلاوت نمودند.
🌸 #حضرت_على علیه السلام فرمودند: منظور از سخن گفتن خداوند، سخن با زبان نیست بلکه از طریق الهام قلبی و یا ایجاد امواج صوتی در فضا است همانند گفتگوی #خداوند با موسی علیه السلام است که خداوند صوتی خلق کرد و از آن طریق با موسی سخن گفت. منظور از نگاه خداوند در #قیامت؛ «لاینظر الیهم» نگاه رحمت است.
🔹 پيام های آیه77سوره آل عمران 🔹
✅ #امانت مردم نزد انسان، عهد الهى است. در آیات قبل خواندیم كه بعضى امانت مردم را بر نمى گردانند، در این آیه به جاى امانت مردم، كلمهى «عهداللّه» به كار رفته است.
✅ #عهد_شكنى، از گناهان كبیره است. این نوع تهدید پى درپى، درباره هیچ گناهى در قرآن مطرح نشده است.
✅ #سوگند_دروغ، سبب محرومیّت در قیامت مىشود.
✅ #دنیاپرستى، ریشهى عهد شكنى است. «ثمناً»
✅ بهاى #عهد_شكنى هرچه باشد، كم است. «ثمناً قلیلاً»
✅ كیفرهاى #قیامت، متناسب با عملكرد خود ماست. بى اعتنایى ما به تعهّدات الهى، سبب بى اعتنایى خدا به ماست.
✅ #عذاب_هاى_اُخروى، هم جسمى است و هم روحى.
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
رمان به_تلخی_شیرین
قسمت 155
در حمام باز شد و فرهاد بیرون آمد. از دیدنش در دوبنده ای که عضلات سینه و بازویش را به نمایش گذاشته بود هول شدم و نگاهم را دزدیدم. در طول دقایقی که مشغول خشک کردن موهایش بود توانستم خودم را نسبت به نوع پوشش عادت دهم. در حالی که هنوز سعی داشتم نگاهم به عضلاتش نیفتد صدایش زدم و سوالی که ذهنم را درگیر کرده بود پرسیدم: فرهاد علت اصلی تغییر شغل احمد چیه؟
ابرو اش را بالا انداخت.
- چرا فکر کردی که باید علت دیگری داشته باشه!؟
-از مکثی که تو تعریف هاش کرد و حال و هواش که عوض شد حدس زدم. اشتباه می کنم؟
نفسش را آه مانند فوت کرد و روی صندلی روبروی من نشست.
-نه اشتباه نکردی. رها کردن موسیقی به خاطر حاج بابا بود ولی رها کردن مطب به خاطر دختری به اسم راضیه.
حس کنجکاوی ام تحریک تر شد.
- راضیه کیه؟ چرا به خاطرش طبابت رو کنار گذاشته
- میگم ولی پیشش تابلو نکن از مرورش خوشش نمیاد ناراحت میشه.
سری تکان دادم و با اشتیاق گفتم: پس بگو.
خنده اش گرفت ولی حرفی نزد از اشتیاق و اصراری که برای سردرآوردن از کار احمد کرده بودم خجالت کشیدم.
- احمد پسر معتقدیه. تو این سال ها که با هم دوستیم یک بار هم ندیدم نمازش قضا بشه یا پاش رو قدمی از چهارچوبی که بهش پایبنده بیرون بزاره. احمد حتی معتقده که وقتی دلت برای کسی لرزید باید زود به سرانجام برسونیش وگرنه احساس انقدر ریشه دار میشه که ممکنه شیطان قالب بشه به نفس و از عشق واقعی یعنی خدا دورت کنه.
از تعجب چشم هایم گرد شدند.
- واقعا؟!
لبخندی زد.
-چی واقعا؟!
خودم هم نمیدانستم واقعا را برای چه گفتم. من منی کردم و گفتم: به همه ی حرف هایی که زدی. به احمد نمیاد خوب!
-چرا میاد، تو احمد رو خوب نمی شناسی. میدونی چند ساله سر تو با من بحث داره!
تعجبم بیشتر شد.
- سر من؟
- آره... آخرشم دیدی که تا محرممون نکنه ولمون نکرد. بیخیال بگذریم.
با یادآوری شرایط محرم شدنمان دلم گرفت. سری تکان دادم و گفتم: جریان راضیه رو بگو.
لبی تر کرد و گفت: چند سال پیش درمان دختر هجده ساله ای که دو بار دست به خودکشی زده بود رو به عهده گرفت هیچ کس از علت خودکشی های راضیه خبر نداشت احمد هم اوایل فکر می کرد جریان عشق های زودگذر دوران بلوغه که شاید به شکست منجر شده و راضیه از روی بچگی و نادانی این کار رو کرده ولی هرچه زمان گذشت و بیشتر راضیه رو دید متوجه شد که راضیه با وجود سن کمش خیلی فهمیده ست. اوایل خیلی سرسختی نشان میداد و با احمد راه نمی اومد ولی یواش یواش احمد اعتمادش رو جلب کرد و نرم شد... تو این مدت احمد هم ندونسته به راضیه علاقهمند شده بود. دیگه اون زمان حرف هامون فقط راجع به راضیه و مشکلش بود تا اینکه یه روز بالاخره راضیه اعتراف کرد که چی اذیتش می کرده که دست به خوشی زده.
مکث فرهاد بی طاقتم کرد.
-خب چی بود دلیلش فرهاد؟
آهی کشید و ادامه داد: علتش تجاوزی بود که به خاطر بی احتیاطی خانوادهاش بهش شده بود و کسی خبر نداشت. بگذریم از چند و چون قضیه ولی همین قدر بدون که پا به پای راضیه احمد هم داغون شد. راضیه رو به بهبود بود ولی نفهمیدیم چی شد که خبر خودکشی سومش ر آوردند که منجر به مرگ شده بود. یه دست نوشته برای احمد گذاشته بود فقط یه جمله بود نوشته بود《ممنون که جهنم و بهشت رو برام تشریح کردی من از این جهنم به بهشتی که حقمه میرم!》
نویسنده : زهرا بیگدلی
ادامه دارد...
🌺🍃🌸🍃
۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
رمان به_تلخی_شیرین
قسمت 156
احمد دیگه دیوونه شد. مطبش رو رها کرد، خانوادهاش رو به کل ریخت به هم. یه مدت طولانی گذاشت رفت مشهد بس می نشست تو حرم تا خود شب، بعدم که تونست خودش رو جمع و جور کنه به کل قید طبابت رو زد. هنوزم با سی و پنج سال سن نتونسته با قضیه اونجور که باید کنار بیاد و ازدواج کنه. حاج خانم دیگه داشت باورش میشد که احمد مشکل جسمی داره. دو سال پیش قسمم داد بهش بگم احمد دقیقا چشه. منم طاقت ناراحتیش رو نیاوردم و گفتم بهش جریان رو. حالا گیر داده بهش هر روز یه دختر براش نشون می کنه.
تحت تاثیر حال منقلب شده ام گفتم: وای باورم نمیشه فرهاد.
لبخندی زد و پرسید: چی رو باورت نمیشه؟
- همه ی چیز هایی که امشب راجع به احمد شنیدم رو. خیلی سختی کشیده از همه بدتر مرگ عشقش حتی تصورش هم درد ناکه.
نگاهش رنگ گله گرفت و به چشم هایم دوخته شد.
- از دردم خبر داری و اینقدر اذیتم می کنی!؟
اخم هایم از حرفش درهم شد. قبول دارم که قبل تر ها با رفتار سردم اذیتش می کردم ولی اینکه متوجه تغییر چند وقته ام نشده بود دلخورم کرد.
-چه اذیتی؟!
چشم هایش را کمی تنگ کرد.
- یعنی تو نمی دونی؟!
در چشمهایش زل زدم و با قاطعیت گفتم: نه، نمیدونم.
به حالت تمسخر در عین حال کلافه سری تکان داد.
- باشه هرچی تو بگی من اشتباه کردم.
پر حرص گفتم: چی میگی فرهاد؟! منو نگاه کن منظورت رو واضح بگو.
سرش را سمتم چرخاند و در چشم هایم خیره شد.
-هی آپارتمانم آپارتمانم! این اذیت کردن نیست؟! پس چیه؟!
- وای فرهاد یعنی تو میگی بیخیال واحدم بشم؟ ماشینم رو همه ی پس اندازم رو برای خریدنش دادم.
- نه خیر من نمیگم بیخیالش بشی. اینکه نقشه خرید آپارتمان توی تهران رو میکشی منو ناراحت میکنه.
چه می گفتم؟! زن بودم و همه جای سرزمین من رسم بر این بود که مرد برای تقاضای ازدواج پیش قدم شود. نفسم را همانند آه بیرون دادم و در حالی که از این وضعیت خسته شده بودم گفتم: آخرش چی؟
ابروهایش را نمایشی بالا انداخت و پر حرص خندید.
-هیچی آخرش من میمیرم تو راحت میشی از دستم.
از جایش بلند شد. با عصبانیت ایستادم و سد راهش شدم.
خواست راه کج کند که نزدیکش شدم اینقدر نزدیک که به وجبی راه یکی می شدیم.
- چرا اینقدر بهونه میگیری فرهاد؟
نگاهش بین چشم ها و لب هایم به نوسان درآورد کلافه دستی لابه لای موهایش فرو کرد.
- دارم کم میارم.
دلم می خواست بگویم خوب کم بیار! کم بیار این فاصله را! کم بیار این گریز را! کم بیار این ملاحظه جانکاه را!
ولی امان از قفلی که دختر بودنم به لب هایم زده بود. دستش را پیش آورد و تکه ای از موهایم را در دستش گرفت. از بالا تا نوک مو را نگاه کرد.
-دیگه جلو من موهاتو شونه نکن.
به حالت ایستادنم اشاره کرد و ادامه داد: اینجوری سد راهم نشو سینه به سینه من واینستا!
به صورتم خیره شد
-... دلبری هات رو کم کن، نذار کم بیارم جلوت و بیچاره بشم از نداشتنت!
حرفهایش چون تیری به قلبم رها شدند. این دیگر چه گره کوری بود که به رابطه مان خورده بود؟! مویم را رها کرد چنگی به پیراهنش که روی دسته ی صندلی آویزان بود زد و برداشت و از اتاق بیرون زد و من را با تمام دردها و بی قراری هایم در بهت تنها گذاشت. با بسته شدن در اشک هایم فرو ریختند. در آینه نگاهی به تکه موی بلندی که لحظاتی قبل در دست فرهاد نوازش شده بود کردم و به گریه افتادم.
کلیپسم را برداشتم و با دلگیری از حرف فرهاد بدون این که شانه کنم پیچیدم و در کلیپس جا دادم. هم غرورم شکسته بود هم دلم... دیگر سر در نمی آوردم از حرف ها و افکارش چه فکری در سرش بود که اینطور کنارهگیری پیشه کرده و من را تا این حد دور می دید؟!
نویسنده : زهرا بیگدلی
ادامه دارد.....
🌺🍃🌸🍃🌺
۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
11.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☀️ صـــــــ📿ـــلوات خاصه ی حضرت علی بن موسی الرضا به نيت خشنودي آن حضرت و بر آورده شدن حاجــــــــــات.☀️
⚜اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی⚜ الامامِ التّقی النّقی ⚜ و حُجَّّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ⚜ و مَن تَحتَ الثری⚜ الصّدّیق الشَّهید ⚜صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً⚜ زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه⚜ کافْضَلِ ما صَلّیَتَعَلیاَحَدٍ مِنْ اوْلیائِک⚜
َ
✍ترجمه:
☀️خدایا رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا☀️ امام با تقوا و پاک ☀️و حجت تو بر هر که روی زمین است ☀️و هر که زیر خاک، ☀️رحمت بسیار و تمام با برکت ☀️و پیوسته و پیاپی و دنبال هم چنان ☀️بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی☀️
💫زیــــ🕌ــــــارتش در دنیا و شفاعتش در عقبی نصیبمان بگردان💫
الهـــــــــــــے آمیݧ
التمــــــــــاس دعــــــــــا
✨اݪّلهُمَّ صَݪِّ عَݪے مُحَمَّد وَ آݪِ مُحَمَّد وَ عَجِّݪ فَرَجَهُمْ✨
📿🕌📿🕌📿🕌📿🕌📿
@Emam_kh
۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
🔴 راه های پاک شدن مؤمنان از گناه
✅یونس ابن یعقوب از امام صادق علیه السلام نقل کرده است:
درخصوص مومنان، هر بدنی که چهل روز آسیبی به آن وارد نشود، ملعون است و دور از رحمت خداوند.
گفتم: واقعا ملعون است؟❗️
🔅فرمودند: بله.
گفتم: واقعا؟
🔅باز فرمودند: بله.
✳️پس چون امام علیه السلام سنگینی مطلب برای من را مشاهده کردند، فرمودند:
💠ای یونس! از جمله ی بلا و آسیب به بدن همین خراش پوست و ضربه خوردن و لغزیدن و یک سختی و خطا کردن و پاره شدن بند کفش و چشم درد و مانند اینها است، نه لزوما مصیبتهای بزرگ.
✨ مومن نزد خداوند بافضیلت تر و گرامی تر از آن است که بگذارد چهل روز بر او بگذرد و گناهان او را پاک ننماید؛
⚡️ولو به یک غم پنهان در دلی ، که او نفهمد این غم از کجا حاصل شده است.
💥به خدا قسم، وقتی یکی از شما سکه های درهم را در کف دست وزن میکند و متوجه نقصان آن شده و غصه دار میشود، سپس دوباره وزن میکند و متوجه میشود که وزنش درست بوده، همین غصه کوتاه و گذرا موجب آمرزش برخی از گناهان اوست...
📚 الوسائل: 11 / 518 ج 21
🍁🍃🍁🍃🍁🍃🍁🍃🍁
۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
🔴 این دعواها را جدی نگیرید !!!
کسی قصد ندارد خدای ناکرده زحمات آن دسته از کادر سلامت کشور که فداکارانه درحال مبارزه با کرونا هستند را نادیده بگیرد.
اما حالا که برخی از دوستان ، دعواهای نمکی و روحانی را جدی گرفته اند و این اختلافات را ذاتی و اساسی می دانند و ناخودآگاه بدلیل عصبانیت بحق از روحانی ، نمکی را تایید و تا حد یک قهرمان بالا می برند ، بدنیست که یکی از افاضات شاذ وزیر بهداشت قبل از کرونا(مرداد۹۸) را یادآوری کنیم تا مطمئن شویم که اگر غربگراها دعوایی هم می کنند بر سر اختلافات درون گفتمانی خودشان است .
همین تفکرات غلط آقایان نتیجه اش می شود سختگیری شدید و بیش از حد معقول نسبت به مراسم مذهبی و مساجد و هیئات و حرم ها و زیارتگاه ها حتی در #ماه_مبارک_رمضان
(متن سخنان نمکی در تصویر بالا موجود است)👆
#سرطان_اصلاحات_آمریکایی
#انتخابات
✍"قاسم اکبری"
@Emam_kh
۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
طرز تهیه دمنوشی مناسب برای درمان سرماخوردگی و آنفلوانزا👇
نوشیدن دمنوش ترکیب آویشن شیرازی، پونه کوهی، گل پنیرک، گل ختمی، اسطوخودوس، بارهنگ و عناب نقشی مؤثر در بهبود سرماخوردگی و آنفلوانزا، رفع عفونت سینوسها (سینوزیت) و معده، سرفه و خارج کردن خلط از ریهها دارد.
برای این منظور باید 30 گرم آویشن شیرازی را با 10 گرم از هر یک از این گیاهان و هفت عدد عناب داخل قوری ریخته و پس از اضافه کردن آبجوش به آن صبر کنند تا دمنوش به خوبی دَم بکشد.
هنگام مصرف دمنوش، عسل به آن اضافه کنید، این دَمکرده را میتوان روزانه چهار تا پنج لیوان میل کرد.
☘☘☘☘☘☘
۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
۴ اردیبهشت ۱۴۰۰
۴ اردیبهشت ۱۴۰۰