..:: امتداد همت ::..
🇮🇷 #رمان_عاشقانه_دو_مدافع 🇮🇷 #قسمت_پنجم در اتاق به صدا در اومد... مامان بود... اسماء جان❓ ساعت و ن
🇮🇷#رمان_عاشقانه_دو_مدافع 🇮🇷
#قسمت_ششم
بعد دانشگاه منتظر بودم ڪه سجادے بیاد و حرفشو تموم کنه اما نیومد...😢
پکر و بی حوصلہ رفتم خونہ😩
تارسیدم مامان صدام کرد...🗣
اسماااااا❓
سلام جانم مامان❓
سلام دخترم خستہ نباشے 😘
سلامت باشے ایـن و گفتم رفتم طرف اتاقم
مامان دستم و گرفٺ و گفت:
کجا؟ چرا لب و لوچت آویزونہ؟
هیچے خستم 😖
آهان اسماء جان مادر سجادے زنگ
برگشتم سمتش و گفتم خب❓خب❓😳
مامان با تعجب گفت:چیہ؟ چرا انقد هولے
کلے خجالت کشیدم و سرمو انداختم پاییـن 🙈
اخہ مامان که خبر نداشت از حرف ناتموم سجادے...🙊
گفت ڪه پسرش خیلے اصرار داره دوباره با هم حرف بزنید 😊
مظلومانہ داشتم نگاهش میکردم 😕
گفت اونطورے نگاه نکن😄
گفتم که باید با پدرش حرف بزنم😄
إ مامان پس نظر من چے❓
خوب نظرتو رو با همون خب اولے که گفتے فهمیدم دیگہ😉
خندیدم و گونشو بوسیدم 😂😘
و گفتم میشہ قرار بعدیمون بیرون از خونہ باشه؟
چپ چپ نگاهم کرد و گفت:😊
خوبہ والا جوونهاے الان دیگہ حیا و خجالت نمیدونـن چیہ ما تا اسم خواستگار و جلوموݧ میاوردن نمیدونستیم کجا قایم بشیم😅
دیگہ چیزے نگفتم ورفتم تو اتاق🚶
شب که بابا اومد مامان باهاش حرف زد👥
مامان اومد اتاقم چهرش ناراحت بود و گفت 😔
اسماء بابات اصـلن راضے به قرار دوباره نیست گفت خوشم نیومده ازشون...😔
از جام بلند شدم و گفتم چے؟ چرااااااا❓
مامان چشماش و گرد کرد و با تعجب گفت❓
شوخے کردم دختر چہ خبرتہ😂
تازه به خودم اومدم لپام قرمز شده بود....🙈
مامان خندید و رفت بہ مادر سجادے خبر بده مثل ایـن ڪه سجادے هم نظرش رو بیرون از خونہ بود🙊
خلاصہ قرارمون شد پنجشنبہ 👌
کلے به مامان غر زدم که پنجشنبہ مـن باید برم بهشت زهرا ...☹️
اما مامان گفت اونا گفتـݧ و نتونستہ چیزے بگہ...😓
خلاصہ که کلے غر زدم و تو دلم به سجادے بد و بیراه گفتم...😖
دیگہ تا اخر هفتہ تو دانشگاه سجادے دور و ورم نیومد
فقط چهارشنبہ که قصد داشتم بعد دانشگاه برم بهشت زهرا بهم گفت اگہ میشہ نرم ...😟
ایـن از کجا میدونست خدا میدونہ هرچے که میگذشت کنجکاوتر میشدم😨
بالاخره پنج شنبہ از راه رسید.....
قرار شد سجادے ساعت ۱۰ بیاد دنبالم
ساعت ۹/۳۰ بود
وایسادم جلوے آینہ خودمو نگاه کردم 😊
اوووووم خوب چے بپوشم حالااااااا🤔
از کارم خندم گرفت😂
نمیتونستم تصمیم بگیرم همش در کمد و باز و بستہ میکردم 😑
داشت دیر میشد کلافہ شدم و یه مانتو کرمی👗 با یہ روسرے همرنگ مانتوم برداشتم و پوشیدم 👜
ساعت ۹:۵۵ دیقہ شد 😃
۵ دیقہ بعد سجادے میومد اما مـݧ هنوز مشغول درست کردݧ لبہے روسریم بودم کہ بازے در میورد😣
از طرفے هم نمیخواستم دیر کنم
ساعت ۱۰:۰۰ شد زنگ خونہ بہ صدا دراومد 😱
وااااااے اومد مـݧ هنوز روسریم درست نشده
گفتم بیخیال چادرمو سرکردم و با سرعت رفتم جلو در 🏃
تا من و دید اومد جلو با لبخند سلام کرد و در ماشیـݧ و برام باز کرد 🚗
اولیـݧ بار بود کہ لبخندش و میدیدم🙈
سرم و انداختم پاییـݧ و سلامے کردم و نشستم داخل ماشیـݧ🚗
تو ماشیـݧ هر دوموݧ ساکت بودیم
من مشغول ور رفتـݧ با روسریم بودم
سجادے هم مشغول رانندگے 🚗
اصـلݧ نمیدونستم کجا داره میره
بالاخره روسریم درست شد یہ نفس راحت کشیدم کہ باعث شد خندش بگیره😂
با اخم نگاش کردم 😑
نگام افتاد بہ یہ پلاک کہ از آیینہ ماشیـݧ آویزوݧ کرده بود 🤔
اما نتونستم روشو بخونم
بالاخره به حرف اومد
نمیپرسید کجا میریم❓
😊منتظر بودم خودتوݧ بگید
بسیار خوب پس باز هم صبر کنید
حرصم داشت درمیومد اما چیزے نگفتم
جلوے یہ گل فروشے نگہ داشت و از ماشیـݧ پیاده شد 🌷
از فرصت استفاده کردم
پلاک و گرفتم دستم و سعے کردم روشو بخونم یہ سرے اعداد روش نوشتہ اما سر در نمیاوردم
تا اومدم ازش عکس بگیرم ..
از گل فروشے اومد بیروݧ...💐
هل شدم و گوشے از دستم افتاد...😰😰
📝 #ادامـــــهدارد ...
#نویسنـــــده⇩↯⇩
✍ خانم علیآبـــــادی
🔻عضویت در کانال 👇🏻
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
🔆کانال مردمی امتداد همت
🆔@emtedad_hemat
با ما با شهدا بمانید 👆👆👆
⚔️فان حزب الله هم الغالبون ⚔️
🔊 شب ۲۳۸ حضور حماسی
. و میدان داری مردم شهرضا
دوماه و نیم است که پهلو گرفته ام
از همسر غریب خود رو گرفته ام
📆 شنبه ۲ آبان ماه
🕗 زمان: ساعت ۸ شب
سخنران: حجت الاسلام والمسلمین علی شفیعی
همراه با عزاداری حضرت زهرا(س)
📌 میدان آئینی شهید باهنر
🔻عضویت در کانال 👇🏻
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
🔆کانال مردمی امتداد همت
🆔@emtedad_hemat
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_
غم این فاطمیه دو چندان ست ...😭❤️🩹
🔻عضویت در کانال 👇🏻
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
🔆کانال مردمی امتداد همت
🆔@emtedad_hemat
🚀ادامه رزمایشات موشکی سپاه پاسداران
🔻عضویت در کانال 👇🏻
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
🔆کانال مردمی امتداد همت
🆔@emtedad_hemat
یه پارچه نوشت خوب...برای فاطمیه
از امام شهید...
🔻عضویت در کانال 👇🏻
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
🔆کانال مردمی امتداد همت
🆔@emtedad_hemat
🖼 #لوح - «پای ایران ایستاده ایم»
✍️او با ویلچر آمده است؛
شاید پاهایش یاریاش نکنند،
اما مگر میشود دل برای وطن نتپد و آرام بگیرد؟
مگر میشود آرمانی در سینه داشته باشی و خانهنشینی را تاب بیاوری؟
او آمده است؛
چون گاهی دل، راهی را میرود که پاها از پیمودنش ناتواناند.
حالا ما ماندهایم و یک سؤال:
اگر او با این همه دشواری آمده،
ما چه بهانه ای برای نیامدن داریم؟
📍نسخه با کیفیت📍
🔻عضویت در کانال 👇🏻
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
🔆کانال مردمی امتداد همت
🆔@emtedad_hemat
دعای چهاردهم صحیفه سجادیه
خوشنویسی و دیزاین دعا به سفارش دفتر مقام معظم رهبری
به قلم هنرمند: محمد مهدی منصوری
🔻عضویت در کانال 👇🏻
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
🔆کانال مردمی امتداد همت
🆔@emtedad_hemat
#حضرت_زهرا | #فاطمیه
پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله و سلم فرمودند:
من نام دخترم را فاطمه علیها السلام گذاشتم؛ زیرا خدای عزوجل، فاطمه علیها السلام و هر کس که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور نگه داشته است.
🔻عضویت در کانال 👇🏻
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
🔆کانال مردمی امتداد همت
🆔@emtedad_hemat