°
🍃🍂•او یِ من #پارت_6 خانه سوت و کور بود ؛خانه گرفته بود؛ خانه کسی را نداشت؛ خانه خانم نداشت... یک هفته ای از آن روز گذشته بود و مرد مزاحم دست بردار نبود فکر میکرد با پولش آدم هم میتواند بخرد... روز های اول بی توجهی او را که میدیدم خیالم راحت میشد اما آن روز مثل باقی روز ها نبود مردک که آمد و سلام کرد و لبخند چندشش را نثار او کرد محبوبم کلافه و ترش رو داد زد از جانم چه میخواهی..؟ لبخند چندش مرد پررنگ تر شد و خواست حرف بزند... خونم متلاطم تر در رگ هایم تپید،حرف مردک را از چشم هایش خواندم... ناگاه به سمتش حجوم بردم و مشتی نثار صورت اصلاح شده ی فرنگی اش کردم،خجالت نمیکشی مردک پست؟ مرد که نه آن موجود نر به سمتم حجوم اورد که او فریاد زد... دعوایی حسابی شد که با دخالت مشتریان کافه از هم جدا شدیم... مثل شیر نفس نفس میزدم و خواهان تکه پاره کردنش بودم،از کافه رفت... روی صندلی نشستم... او آمد... شرمنده پارچه ای به سمتم گرفت و عذر خواست... دلم به وجد آمد... این اولین بار بود که او با من سخن میگفت... اویی که بیشتر دوستش دارم... اوی من... #رمان #یسری #کپی_ممنوع @Endlesseternity🌌
دردناک ترین بخش ماجرا اینجا بود
که ما تا بلندترین پرتگاه ها رفتیم و کسی نگرانمان نشد..
شاید آنقدر گفتیم خوبیم که باور کردند..
#نرگس_صرافیان_طوفان
چترِ دستانت را به من برگردان.
منی که زیرِ رگبارِ تنهایی،
آب کشیدهترین عاشقِ دنیا شدهام.
#عادل_رستمکلایی
برای عاشق فرقی نمیکند که
فقر دارد هلاکش میکند،
کجا بهشت است و کجا جهنم!
میدود که برسد
از فلسفه عاطفه میسازد و
با کلمات عشق میزاید!
برای عاشق "صلح" یعنی دست در دست یار بودن،
و نرسیدن و فراق عین نا امنی ست!
برای عاشق فرقی نمیکند
کجای جهان "جنگ" است
که جنگ ، نداشتن است!
#شاهین_پورعلیاکبر
ميخواستم كمی
فقط كمی!
دوستت داشته باشم
از دستم در رفت
عاشقت شدم...
♥️🙃
#مریم_قهرمانلو
خب بچه ها از فردا۱۰ تا پست میزاریم (به جز رمان که با رمان میشه ۱۱ تا) ناشناس ها رو هر روز ساعت ۲یا۳ میزارم و نهایتا ۳ ساعت بعدش پاکشون میکنم
پ.ن:باشد که رستگار شویم🤲🏽🙂🌨
əʇəɹuıʇʎ
خب بچه ها از فردا۱۰ تا پست میزاریم (به جز رمان که با رمان میشه ۱۱ تا) ناشناس ها رو هر روز ساعت ۲یا۳
اگه نظری دارید توی ناشناس بگید میخونم و اگه خوب بود اجرایی میکنیم
راستی یه بخش جدید هم شاید به کانال اضافه بشه البته بستگی به یسری داره🙂💙🌨