eitaa logo
əʇəɹuıʇʎ
160 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
303 ویدیو
51 فایل
•[جناب بند زده پای مرا گیسوی زنجیری تو]• زندگی نمیکنی دخترم!زندگی کن! با موهای کوتاه یا بلند، با دامن گلدار یا شلوار لی، با رژ قرمز یا بدون رژ قرمز؛ زندگی کن حیات جان!🕊 اساتید تبادل و حمایتی نداریم
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 هـر چقدر که دو نفر بیشتر با هم حرف داشته باشند به همان اندازه آهسته تر در کنار هم راه می روند ... 📙 مرد داستان فروش ✍🏻 یوستین گردر @Endlesseternity📚
əʇəɹuıʇʎ
نظرتون چیه هر چند وقت یک بار پی دی اف یه رمان رو بزارم؟
اگه رمانی میخواید بگید تا فایل پی دی افش رو پیدا کنم و بزارم🙂
تا حالا با زبون روزه برای یه بچه یه ساله کیک تولد درست کردی که جد و آبادت بیاد جلو چشت😐 @Endleaseternity🎂
əʇəɹuıʇʎ
تا حالا با زبون روزه برای یه بچه یه ساله کیک تولد درست کردی که جد و آبادت بیاد جلو چشت😐 #تباهیات
کیکش رو من براش درست میکنم بعد مامانش میبره با فامیل های شوهرش برای بچش تولد میگیره🙂 خب خاله جان اون کیکیو نگه دار بعد افطار دور هم میخوریم دیگه🚶🏻‍♀🚶🏻‍♀🚶🏻‍♀
هدایت شده از əʇəɹuıʇʎ
عارفی بودم که بعد از دیدن چشمان تو عقل و دینم پر کشید و مست لایعقل شدم
هدایت شده از əʇəɹuıʇʎ
نارنجی ، دلم می‌خواست بینِ خنده‌ ها و موهات اسمِ تو را صدا کنم و وقتی گفتی جانم ، جانَم را از نبودنت نجات دهم...
https://eitaa.com/shaahrg/9354 این عکس رو میبینم یاد اون تیکه آهنگ چاوشی میوفتم که میخوند: چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
این مرد در باران و برف، در کولاک و سرما هم می‌آمد، اگر تو در خانه‌ چشم‌انتظارش می‌بودی. @Endlesseternity
"- یک ناخوشی یک دیوانگی مخصوصی در من پیدا شده بود که بسوی مغناطیس مرگ کشیده میشدم!" دلیلش را تا حدودی می توانستم حدس بزنم امّا نامش را نمی دانستم. هرچه بود ناخوشیِ انسان براندازی بود. طوری که انگار روحِ احساسم با بیماریِ کُزاز درگیر شده باشد از نور گریزان بودم و چشم به راه تاریکی در خیابان، در خودم یا خانه. در حالِ فراموش کردنِ لبخند بودم انگار. دیگر با تمامِ صورت نمی خندیدم. دلم مرگ می خواست، یک درد که تمام کند مرا، یا طاعونی که از درون مرا بپاشاند. آخرین تکان هایِ پلک هایم بود که عطرَش به مشامم رسید، مُژکی گشودم و چشم هایش را دیدم و. ادامه دارد.... @Endlesseternity