روىِ پيشانىِ آدمها هم همانند داروها بايد «عوارضشان» را بنويسند
مثلاً؛ خيسى چشم،
پُفكردنِ پلکها،
بىخوابى،
بىاعتمادى،
چشم انتظارى ...
#شب_بخیر
ابدیت|Eternity
شب به شب قوچی از این دهکده کم خواهد شد
ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد(:
#حامد_عسکری
#صبح_بخیر
ابدیت|Eternity
هدایت شده از transitory
#حرفتو
چند روز پیش بود؟
دقیقا یادم نیست!
وقتی من کنار در ایستاده بودم برای احوال پرسی از مهمانان...
همه آمدند...
من سرم را بلند کردم..
یک جفت آسمان مشکی ک میان ابر بود؟
چه تفسیری کردم از تو!
لبخند داشتی برلب..
با روی باز با همه معاشرت کردی..
نوبت ک بمن رسید
چشمانت را گرفتی لبخندت کم شد 🙂
فقط گفتی سلام...
آخ نگویم از صدایت...
آرام...
چند تار از موهایت سرازیر شدند روی پیشانی ات...
میدانی؟
فر بود...
حال مرا ک درک میکرد؟
دستانم یخ بود
فقط گفتم.. سلا... میم اش در من گم شد...
راستی گفتم پیراهنت چهار خانه بود؟
نسشته بودی سر ب زیر
حرف های هیچکس ب گوش من نرسید..
حتی وقتی ک مادرم صدایم میزدک دستم را بریدم..
راستی وقتی یوسف آمد انگشت بریدند؟
گویا تو یوسف منی!
کاش من زلیخا باشم...
نمیدانم چشد
که چه چیزی گفت
تو خندیدی و در چاه گونه ات غرق شدم..
کاش میپرسیدم چ گفتید یوسف من خندید؟
تا آخر عمر همان جمله را میگفتم تا تو بخندی من محو تو شدم!
تا آخر همه حواسم توبودی و تو بودی و توبودی...
گفتی خداحافظ!
گفتم به امید دیدار!
.....
سلام من ممبر جدیدتونم
دوس داشتم براتون بگم چه بر سر من آورد آن دو گوی مشکی....
ممنونم از چنل عالیتون...
اخیششش حس سبکی کردم... 🙃🤝🙂
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام ممبر جدید(:
خوش اومدی
چقدر قشنگ مینویسی
قلم خوبی داری به نظر من ادامه بده نوشتنن رو متنت خیلی به دلم نشست🙂💙✨
عمرم به کوچهگردی زلفش به سر رسید
این راه مارپیچ به پایان نمیرسد..!
#غنی_کشمیری
ابدیت|Eternity
و تو
آن شعر محالی که هنوز
با دو صد دلهره در حسرت آغاز توام...
#حمید_مصدق
ابدیت|Eternity
هدایت شده از əʇəɹuıʇʎ
به خود...
پناهم ده...
که در پناه تو...
آواز رازها جاری ست...
و در کنار تو بوی بهار می آید...
#حمید_مصدق
دیوانه ات می کنند مسئله هایی که در ذهنت به جای اینکه حل شده باشند ته نشین شده اند!^^
@Endlesseternity
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ می گذرد ﻋﺎﺷﻖ ﺁﻥ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﻫﺴﺘﻢ کہ ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﺍﺯ ﺫﻫﻨﻢ ﻋﺒﻮﺭ می کنند وﺑﺎﻋﺚ ﻟﺒﺨﻨﺪﻡ می شوند:)))
@Endlesseternity
¡¿
.
.
_هشتگهای اعدام نکنید، رای نمیدهم... تبلیغ های گسترده لباس و مد... عکس های مبتذل از خودشون میاندازن، کشف حجاب ها، سگ داری و سگ پروری... شما از جون مردم ایران چی میخواید با این مدلهای مبتذل شده؟
پری سیما جواب این سوال ها را داشت اما میترسید بگوید که اگر میتوانستند اسلام را نابود کنند جایزه طلایی صهیونیست را میگرفتند؛ فقط اگر اینجا نبود چقدر جلو بود. یک لحظه حس کرد چه بغض بزرگی از سپاه در دلش دارد؛یادش افتاد به تمام سخنرانی هایی که علیه حکومت و نیروی سپاه ایران کرده بود؛ دلش میخواست نابودی اینها را ببیند هیچ وقت فکر نمیکرد که اسیر دستشان بشود...
#تیکه_کتاب
#سیاه_صورت
#انتخابات
@Endlesseternity⌨