هدایت شده از - خفگے!
- نهایتا دݪ بہ جایۍ می رسد ،
کہ دو راه بیشتر ندارد :
یا باید خون شود ،
یا سنگ!..
هدایت شده از - خفگے!
اوج خفگی اونجاست؛
ک پر حرفۍ و بغض داره خفت می کنہ پره اشکۍ و لبات میخنده ولی حرف نمیزنی چون کسیو نداری؛
اشک نمیریزی چون غرورت نشکنه!
و در اون حال خفه میشی و چیزی در درونت میمیره.
قسمت تلخش اونجاست کہ کسی نیس از او حالت در بیارتت!(:
اگر میدانستی درونِ من چه میگذرد، میآمدی و محکم بغلم میکردی .. :)
#بیو_شما
#زیبا
#خاص
@Endlesseternity