شبکه کلاه سفیدهای ایرانی اعلام موجودیت کرد/ قاچاقچیان اعضای بدن به صف اغتشاشات پیوستد! + عکس
mshrgh.ir/1433653
باز شدن پای کلاه سفیدها به ایران در ورای اغتشاشات بدون دلیل نیست، پس از مرگ رهبر این گروهک تروریستی در ترکیه این بار این شبکه مخوف بدون روتوش درصحنه آشوب حاضر است!
🔆 روزیکه یپرمخان ارمنی در روز ۱۳ رجب در تهران عمامه از سر شیخ فضلالله نوری در برابر چشم مسلمین برداشت و طناب بر گردن مرجع تقلید شیعیان انداخت، این شهید خطاب به مردم فرمود: امروز عمامه از سر من برداشتند و بزودی حجاب از سر زنان شما بر میدارند...
♨️ و دیری نپایید که رضا پالانی قزاق مزدور و بیسواد و وحشی و معتاد و مهره مستقیم استعمار انگلیس بر مردم حاکم شد و هم پرده از عفت و حجاب زنان زدود و هم دین مردم را گرفت.
⚠️ چقدر شبیه عمامه پراکنیهای امروز در کشور ما است. دیری نیست که چادر از سر زنان محجبه بکشند و زنان کم حجاب و بی حجاب را متعرض شوند..
♨️به یک عده پول میدادند تا آتش افروزی کنند
فرمانده سپاه تهران:
🔹بسیاری از افراد دستگیر شده می گفتند تصورشان این بود که نقاط مختلفی در تهران به آتش کشیده شده اما با حضور در آن نقاط، شاهد وضعیت عادی بودند
🔹 اینها توسط دشمن فریب خورده بودند
🔹 به یک عده پول میدادند تا آتش افروزی کنند
🔹 توان اطلاعاتی ما برای شناسایی و دستگیری عوامل آشوبگر بالاست
🔥 صرفاً جهت اطلاع
تحلیل وقایع همیشه در زمانی که چشمها و گوشها بسته است و نمیتواند حقیقت را از میان انبوهی از دروغ و شبهحقیقت تمیز و تشخیص دهد، سخت است. این وضعیت بهویژه برای مجموعههایی که عنصر تشکیلدهنده آن جوانانی باشند که در شور و حرارت جوانی قرار دارند و همهچیز را میخواهند در کمترین زمان فهم کرده و انرژی خود را برای تحقق خواسته خود صرف کنند، سختتر بهنظر میآید.
بیش از یک ماه بود که دانشگاهها در کانون بحران قرار داشت و هر سخن خیرخواهانه و واقعیتی ره به جایی نمیبرد، اما امروز که تقریبا پردهها فروافتاده و تا حدود زیادی سره از ناسره روشن شدهاست، شاید بتوان با ذکر برخی واقعیتهایی که در مقاطعی از تاریخ این کشور در سالهای پرالتهاب جنگ در محیطهای علمی کشور رخ داده و تطبیق آن با شرایط حاضر، گوشهای از آنچه بودیم و آنچه باید باشیم را بازگو کرد.
۱- ۲۷دیماه سال ۱۳۶۵در تقویم دانشگاه تبریز، سالروز بمباران وحشیانه رژیم بعثی عراق به دانشگاه و دانشکده فنی این دانشگاه نام گرفته است. داستان از این قرار بود که در سال ۱۳۶۵تعدادی از دانشجویان، استادها و حتی کارمندان دانشگاه تبریز در کارگاه دانشکده فنی این دانشگاه در ساعات غیردرسی درحال تولید بخشی از مهمات موردنیاز رزمندگان در جبههها بودند. این در شرایطی بود که حتی کشتی حامل سیمخاردار خریداری شده ما در دریای خزر را فقط به بهانه اینکه سیم خاردار مصارف جنگی دارد، توقیف کرده بودند، چه رسد به اینکه سلاح و گلوله جنگی در اختیار ما قرار دهند تا از کیان این کشور دفاع کنیم. این اقدام از اوایل دیماه سال ۱۳۶۵شروع شده بود و در ۲۷دیماه همان سال، درحدود ساعت ۲۲:۳۰ با همکاری ستون پنجم دشمن (منافقین) مورد هجوم وحشیانه رژیم بعثی قرار گرفت و دقیقا بمب هواپیمای عراقی روی کارگاه دانشکده فنی فرود آمد که در نتیجه آن، ۲۲نفر از بهترین دانشجویان که در کارگاه دانشکده فنی مشغول کار بودند، شهید و ۸نفر مجروح شدند.
ممکن است حافظه تاریخی امثال من ۲۲شهید کارگاه دانشکده فنی دانشگاه تبریز را فراموش کند، اما یقینا در تاریخ این کشور «ایستاده شهید شدن» شهید محسن محمد غریبانی درآن شب را یا جمعکردن تکههای بدن پاک شهید سیدمحسن جواهری از جایجای آن کارگاه را فراموش نخواهد کرد. اقدام دانشجویان و استادان دانشگاه مختص دانشگاه تبریز نبوده و نیست و این وضعیت خودجوش و متعهدانه را در دیگر مراکز علمی اعم از شریف، اصفهان و... شاهد بودیم و بزرگترین دلیل این اقدام، خروج کشور از وابستگی تسلیحاتی موردنیاز برای دفاع درمقابل دشمن متجاوز بود و دانشجویانی که آن حرکت بزرگ را انجام میدادند، یک پایشان در میدان رزم با دشمن و پای دیگرشان در کلاس درس و رفع نیازهای جنگ در کارگاههای فنی دانشگاهها بود. نتیجه آن جانفشانی استاد، دانشجو و کارمند این شد که در سالهای پایانی جنگ این گلولههای آر.پی.جی و تجهیزات جنگی ایرانی بود که به مصاف جنگ با دشمن بعثی بهکار گرفته میشد.
ممکن است این پرسش مطرح شود که در طول این سالهای پر فراز و نشیب بعد از جنگ هم باز همان انرژی استاد و دانشجو در خدمت سازندگی کشور قرار گرفته و دانشگاه شریف، تبریز، اصفهان و... مرکز تولید محصولات برای صنایع کشوربوده است تا جایی که پیوند بین صنعت و دانشگاه عملا رقم خوردهاست.این نگاه درستی است اما اگر توجه داشته باشیم درخواهیم یافت جنس استاد و دانشجویی که امروز بیهیاهو بهدنبال رفع نیاز صنعت کشور است از همان جنسی است که در سال ۶۵در کارگاه دانشکده فنی توسط دانشجویان شهید دنبال میشده است. دانشگاه صنعتیشریف یک ماه در تلاطم بود و حتما بیش از همه، دانشجویان و استادانی ناراحت بودند که چرا فعالیت آنها در کارگاههای دانشگاه در مقطع حاضر که کشور بیش از هرزمان دیگر به خدمات فنی آنها نیاز دارد دچار وقفه شده بود.
۲- وجه ممیزه دانشجوی آن روز با دانشجویانی که بیش از یک ماه است دانشگاهها را محل رفتارهای ساختارشکنانه و ناسزاگویی کرده بودند، دراین است که ادبیات جوانانی که جنگ را تجربه کرده، کلاس درس را محلی برای دانش و کارگاههای فنی را برای طراحی تسلیحات و تجهیزات مورد نیاز دفاعمقدس میدانستند متفاوت از کسانی بود که به بهانه اعتراض به مقولهای، رکیکترین فحشها را بر زبان جاری کرده و نماد همجنسبازی را معرف شخصیت خود معرفی میکردند. دانشجوی رزمنده دیروز در مواجهه با برادر رزمنده خود که در انجام امور محوله کمتحرک بود برای اینکه از لفظ تنبل برای او استفاده نکند، عنوان «پا طلایی گردان» استفاده میکرد و طبیعی بود که انتقال آن کلمات و مفاهیم از جبهه به محیطهای دانشگاهی نمیتوانست محصولش کلمات رکیک و فحشهای ناسزا و آزاردهنده باشد.
۳- اما چیزی که در طول این سالها از آن غفلت شده، جایگاه استادی است. باید اعتراف کرد در میان دهها هزار استادی که
🔶🔶کدام دانشگاه، کدام استاد، کدام دانشجو؟🔷🔷 - 1
✍حسن رشوند
تحلیل وقایع همیشه در زمانی که چشم ها و گوشها بسته است و نمی تواند حقیقت را از میان انبوهی از دروغ و شبه حقیقت تمیز و تشخیص دهد، سخت است. این وضعیت به ویژه برای مجموعه هایی که عنصر تشکیل دهنده آن جوانانی باشند که در شور و حرارت جوانی قرار دارند و همه چیز را می خواهند در کمترین زمان فهم کرده و انرژی خود را برای تحقق خواسته خود صرف کنند، سختتر به نظر میآید.
بیش از یک ماه بود که دانشگاهها در کانون بحران قرار داشت و هر سخن خیر خواهانه و واقعیتی ره به جایی نمی برد، اما امروز که تقریبا پردهها فرو افتاده و تا حدود زیادی سره از ناسره روشن شده است، شاید بتوان با ذکر برخی واقعیت هایی که در مقاطعی از تاریخ این کشور در سال های پرالتهاب جنگ در محیط های علمی کشور رخ داده و تطبیق آن با شرایط حاضر، گوشهای از آنچه بودیم و آنچه باید باشیم را بازگو کرد.
۱- ۲۷دیماه سال ۱۳۶۵در تقویم دانشگاه تبریز، سالروز بمباران وحشیانه رژیم بعثی عراق به دانشگاه و دانشکده فنی این دانشگاه نام گرفته است. داستان از این قرار بود که در سال ۱۳۶۵ تعدادی از دانشجویان، استادها و حتی کارمندان دانشگاه تبریز در کارگاه دانشکده فنی این دانشگاه در ساعات غیردرسی درحال تولید بخشی از مهمات مورد نیاز رزمندگان در جبههها بودند. این در شرایطی بود که حتی کشتی حامل سیم خاردار خریداری شده ما در دریای خزر را فقط به بهانه اینکه سیم خاردار مصارف جنگی دارد، توقیف کرده بودند، چه رسد به اینکه سلاح و گلوله جنگی در اختیار ما قرار دهند تا از کیان این کشور دفاع کنیم. این اقدام از اوایل دیماه سال ۱۳۶۵ شروع شده بود و در ۲۷ دیماه همان سال، درحدود ساعت ۲۲:۳۰ با همکاری ستون پنجم دشمن (منافقین) مورد هجوم وحشیانه رژیم بعثی قرار گرفت و دقیقا بمب هواپیمای عراقی روی کارگاه دانشکده فنی فرود آمد که در نتیجه آن، ۲۲ نفر از بهترین دانشجویان که در کارگاه دانشکده فنی مشغول کار بودند، شهید و ۸ نفر مجروح شدند.
ممکن است حافظه تاریخی امثال من ۲۲ شهید کارگاه دانشکده فنی دانشگاه تبریز را فراموش کند، اما یقینا در تاریخ این کشور «ایستاده شهید شدن» شهید محسن محمد غریبانی در آن شب را یا جمعکردن تکههای بدن پاک شهید سید محسن جواهری از جای جای آن کارگاه را فراموش نخواهد کرد. اقدام دانشجویان و استادان دانشگاه مختص دانشگاه تبریز نبوده و نیست و این وضعیت خود جوش و متعهدانه را در دیگر مراکز علمی اعم از شریف، اصفهان و... شاهد بودیم و بزرگ ترین دلیل این اقدام، خروج کشور از وابستگی تسلیحاتی مورد نیاز برای دفاع درمقابل دشمن متجاوز بود و دانشجویانی که آن حرکت بزرگ را انجام میدادند، یک پایشان در میدان رزم با دشمن و پای دیگرشان در کلاس درس و رفع نیازهای جنگ در کارگاه های فنی دانشگاهها بود. نتیجه آن جانفشانی استاد، دانشجو و کارمند این شد که در سال های پایانی جنگ این گلوله های آر.پی.جی و تجهیزات جنگی ایرانی بود که به مصاف جنگ با دشمن بعثی به کار گرفته میشد.
ممکن است این پرسش مطرح شود که در طول این سالهای پر فراز و نشیب بعد از جنگ هم باز همان انرژی استاد و دانشجو در خدمت سازندگی کشور قرار گرفته و دانشگاه شریف، تبریز، اصفهان و... مرکز تولید محصولات برای صنایع کشور بوده است تا جایی که پیوند بین صنعت و دانشگاه عملا رقم خورده است.این نگاه درستی است اما اگر توجه داشته باشیم در خواهیم یافت جنس استاد و دانشجویی که امروز بی هیاهو بهدنبال رفع نیاز صنعت کشور است از همان جنسی است که در سال ۶۵ در کارگاه دانشکده فنی توسط دانشجویان شهید دنبال می شده است. دانشگاه صنعتی شریف یک ماه در تلاطم بود و حتما بیش از همه، دانشجویان و استادانی ناراحت بودند که چرا فعالیت آنها در کارگاه های دانشگاه در مقطع حاضر که کشور بیش از هرزمان دیگر به خدمات فنی آنها نیاز دارد دچار وقفه شده بود.
۲- وجه ممیزه دانشجوی آن روز با دانشجویانی که بیش از یک ماه است دانشگاه ها را محل رفتارهای ساختار شکنانه و ناسزا گویی کرده بودند، دراین است که ادبیات جوانانی که جنگ را تجربه کرده، کلاس درس را محلی برای دانش و کارگاه های فنی را برای طراحی تسلیحات و تجهیزات مورد نیاز دفاع مقدس می دانستند متفاوت از کسانی بود که به بهانه اعتراض به مقولهای، رکیک ترین فحشها را بر زبان جاری کرده و نماد همجنس بازی را معرف شخصیت خود معرفی میکردند. دانشجوی رزمنده دیروز در مواجهه با برادر رزمنده خود که در انجام امور محوله کم تحرک بود برای اینکه از لفظ تنبل برای او استفاده نکند، عنوان «پا طلایی گردان» استفاده میکرد و طبیعی بود که انتقال آن کلمات و مفاهیم از جبهه به محیط های دانشگاهی نمی توانست محصولش کلمات رکیک و فحش های ناسزا و آزار دهنده باشد.
🔶🔶کدام دانشگاه، کدام استاد، کدام دانشجو؟🔷🔷 - 2
✍حسن رشوند
۳- اما چیزی که در طول این سالها از آن غفلت شده، جایگاه استادی است. باید اعتراف کرد در میان دهها هزار استادی که تاکنون در کشور تربیت شده و برای ارتقای علمی کشور و رشد اخلاقی جامعه از هیچ کوششی فروگذار نکردهاند، کم نیستند کسانی که عمل و رفتار آنها سنخیتی با جایگاهی که سکان آن را در اختیار دارند، ندارد. استادی که از همان ترم اول ذهن دانشجو را مشوش میکند و به جای امید دادن و تشویق و ترغیب دانشجو به تحصیل و خدمت در کشور، مکرر به گوش او میخواند شما دراین کشور به جایی نمیرسید و کاری کنید که در پایان دوره کارشناسی از فلان دانشگاه مطرح جهان دعوتنامه دریافت کرده و تحصیل و زندگی خود را در خارج از این کشور تعریف کنید، کجا می تواند هم تراز استادی باشد که دیروز پابهپای دانشجوی شهید خود در کارگاه طراحی تجهیزات و تسلیحات جنگ خدمت میکرد و امروز خود را وقف دانشجوی پرانگیزه برای برآورده کردن نیازهای صنعتی کشور کرده است.
۴-دانشگاه صرفا یک محیط با امکانات ساختمانی و تجهیزات است که به فراخور بزرگی و کوچکی خود از امکانات کم یا زیادی برخوردار است، اما آنچه به این محیط تشخص و شأنیت میبخشد، استاد و دانشجو است. این تراز استادی و دانشجو است که دانشگاه تربیت مدرس را مدرس، شریف را شریف و دانشگاه تهران، امیرکبیر و... را زبانزد خاص و عام میکند. اگر قرار باشد چنین محیط هایی آلوده به برخی کج رفتاریها و کج فهمیها باشد و تراوش آن به جای علم و تزکیه نفس، تولید ادبیات سخیف باشد بی آنکه خواسته باشیم حتما این نامها به فراموشی سپرده خواهد شد.
@EqtedareVelaeii🇮🇷
سؤال: ما زیاد غصه رزق و روزی را می خوریم!
جواب 🍃 آیت الله بهجت رحمه الله علیه:
✍🏼 خداوند تعالی در قرآن، به همان طریقی که معاد، قیامت، بهشت و جهنم را بیان نموده اند، به همان طریق می فرمایند: رزق و روزی همه بندگان را من می دهم!
@EqtedareVelaeii🇮🇷
13.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دخالت علنی سیاستمداران آمریکایی در امور ایران؛ ما باید به دنبال تغییر رژیم و فشار اقتصادی علیه ایران باشیم!
💢 «جان بولتون» مشاور امنیت ملی سابق آمریکا در گفتگو با "بیبیسی":
🔺 "تغییر رژیم ایران باید سیاست آمریکا باشد؛ دولت آمریکا باید در مشورت با گروههای اپوزیسیون خارجنشین ایرانی باشد."
🔺 " من فکر میکنم که فشار هم باید اقتصادی باشد هم سیاسی؛ ما باید به دنبال تغییر رژیم در ایران باشیم. اسلحه از طریق کردستان عراق در اختیار معترضان قرار می گیرد، معترضان به دنبال استفاده از زور و سلاح هستند."
@EqtedareVelaeii🇮🇷
9.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مجید شاکری: مخالفان فکر میکنند تحریمها علیه جمهوری اسلامی است و اگر ساقط شود دیگر تحریمها نخواهند بود. این تحریمها علیه ایران یکپارچه است نه جمهوری اسلامی
@EqtedareVelaeii🇮🇷
💡 ولی اگر موافق جمهوری اسلامی بودی علامه دهر باشی میگن بیسواده، وطن پرست باشی میگن بی وطنِ، دانشمند باشی میگن مزدور، سلبریتی باشی میگن حکومتیه، آخوند باشی میگن ماله کشه. #قدرت_رسانه همینِ ...
@EqtedareVelaeii🇮🇷