eitaa logo
اقتدار ولایی
917 دنبال‌کننده
15هزار عکس
21.5هزار ویدیو
249 فایل
مباحث سیاسی فرهنگی اجتماعی اقتصادی تاریخی ادبیات فارسی و تفسیر و احادیث اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین
مشاهده در ایتا
دانلود
🔳 ورود پیکرهای ۵۵ شهید دفاع مقدس به ایران استان ایلام شهر شهیدپرور مهران 🔺این شهیدان مربوط به عملیات‌های والفجر ۳، کربلای ۱، عاشورا، مطلع والفجر، مسلم ابن عقیل، والفجر ۴، والفجر ۹، نصر ۷ و عملیات‌های ایذایی دشمن و ضد‌انقلاب در سال‌های‌ نخست انقلاب و تک‌های دشمن در سال‌های پایانی جنگ هستند. @shohadanaja
🔻امام خمینی و حجاب (۱): دورۀ پیش از انقلاب 🖊 مهدی جمشیدی ۱🔸. «در اسلام، زن باید حجاب داشته باشد، ولی لازم نیست که چادر باشد؛ بلکه زن می‌تواند هر لباسی را که حجابش را به وجود آورد اختیار کند. ... اسلام نمی‌خواهد که زن به عنوان یک شیء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام می‌خواهد شخصیّت زن را حفظ کند و از او انسانی جدّی و کارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمی‌دهیم تا زنان، فقط شیئی برای مردان و آلت هوسرانی باشند. ... احترام و آزادی‌ای که اسلام به زن داده است، هیچ قانونی و مکتبی نداده است.» (صحیفۀ امام، ج۵، ص۲۹۴، ۷ دی ۱۳۵۷). مسألۀ حجاب زن، گره‌ خورده با «شخصیّت اجتماعیِ» اوست؛ چنان‌که معنی و دلالت مستقیمِ بی‌حجابی، «شئ ‌وارگی» و «عروسک ‌شدگیِ» زن خواهد بود. در این صورت، زن به «ابزار هوس‌رانیِ مرد» تبدیل خواهد شد و شأنی جز این نخواهد داشت. «شئ ‌وارگی» و «عروسک ‌شدگیِ» زن یعنی فروکاهیده ‌شدن زن به «بدن» و این‌که وجود زن، فلسفه و غایتی جز بدن او ندارد و تمام ارزش و جذابیّتش، برخاسته از بدنش است. بی‌حجابی نیز، «آشکارسازیِ بدن» است؛ زنِ بی‌حجاب، بدن خویش را به دیدگانِ دیگران عرضه می‌کند تا از طریق بدنش، «اعتبار اجتماعی» به دست آورد و دیده شود. زنِ بی‌حجاب، شئ و عروسک است و همچون وسیله و ابزار، و ازاین‌رو، بی‌شخصیّت. ۲🔹. «ما همه ‌گونه آزادی را به زن خواهیم داد؛ البتّه جلوی فساد را می‌گیریم ... . ترقی به کمالات انسانی و نفسانی است، و با اثر بودن افراد در ملّت و مملکت است ... اگر بخواهند کاری خلاف عفت بکنند و یا مضر به حال ملّت ... جلوگیری می‌شود؛ و این، دلیل بر مترقی‌ بودن است.» (صحیفۀ امام، ج۵، صص۵۲۰-۵۲۱، ۳ بهمن ۱۳۵۷). آزادی در منطق اسلام، چهارچوب‌مند است و مشروط به صلاح و سعادت است؛ یعنی انسان، دارای مصالح واقعی است و اگر در راه آنها گام بردارد، پیشرفت حقیقی کرده است و حرکت در جهت دیگر، فساد است. پس آزادی، در نسبت با «صلاح» و «فساد» تعریف می‌شود. دربارۀ زن نیز از صلاح و فساد، به «عفت» و «بی‌عفتی» تعبیر می‌شود؛ یعنی شکلی از آزادیِ زن، می‌تواند مولّدِ بی‌عفتیِ زن باشد. در این منطق، حدود آزادی را باید با ارجاع به «مصالح و مفاسد»، مشخص کرد، نه «نفسانیّتِ فردی یا جمعی». ۳🔸. خبرنگار فرانسوی در نوفل لوشاتو ‏از امام خمینی می‌پرسد برخی از رسوم اسلامی مانند حجاب اجباری رها شده است. آیا در جمهوری اسلامی از نو اجباری‏‎ ‎‏خواهد شد؟‏‏ و امام پاسخ می‌دهد: «حجاب به معنای متداول میان ما، که اسمش حجاب اسلامی است، با آزادی مخالفتی‏‎ ‎‏ندارد؛ اسلام با آنچه خلاف عفت است مخالفت دارد. و ما آنان را دعوت می‌کنیم که به‏‎ ‎‏حجاب اسلامی روآورند. و زنان شجاع ما، دیگر از بلاهایی که غرب به عنوان تمدّن به‏‎ ‎‏سرشان آورده است به ستوه آمده‌اند و به اسلام پناهنده شده‌اند.‏» (صحیفه امام، ج۵، ص۵۴۱، ۷ بهمن ۱۳۵۷). ازاین‌رو، «حجاب» در مقابل «بی‌عفتی» است نه در مقابل «آزادی». حجاب، «دیگریِ بی‌عفتی» است و چنانچه «حجاب» در میان نباشد، «بی‌عفتی» واقع خواهد شد. آنچه که «حریم‌دارِ عفت» است، حجاب است. پس «بی‌حجابی»، به‌طور ذاتی با «بی‌عفتی» تلازم دارد و زنِ بی‌حجاب، چه بخواهد و چه نخواهد، خدشه به «عفت» خویش وارد کرده است. این سخن به آن معنی است که بی‌عفتی، منحصر به «ارتباطاتِ لمسیِ نامشروع» نیست، بلکه «التذاذاتِ بصریِ نامشروعِ» نیز خلاف عفت است و چون بی‌حجابی، چنین زمینه‌ای را فراهم می‌کند، سازگار با «عفت» نیست. زنی که با برهنگیِ بدنش، بستر را برای «تمتّعاتِ دیداریِ مردان» فراهم می‌کند، برخلافِ «عفت» رفتار کرده است. زنی که «حجاب» را کنار می‌نهد، از «عفت» یا دست ‌کم بخشی از عفتِ خویش عبور کرده است؛ چون این پوسته است که آن گوهر را حفظ می‌کند. نکتۀ دیگر این‌که امام خمینی در این مرحله، هر چند «حجاب اجباری» را نفی نمی‌کند، اما با ملایمت، زنان را به حجاب اسلامی، «دعوت» می‌کند. این مرحله، مرحلۀ «دعوت فرهنگی» است، اما مسأله این است که ایشان، اصل امکان «رسمی‌ سازی» و «قانونی ‌کردنِ» حجاب را انکار نمی‌کند و در عین حال می‌گوید خودِ زنانِ ایرانی در واکنش به آنچه از سوی تمدّن غربی بر آنها رفته است، حجاب اسلامی را برگزیده‌اند. همچنین امام خمینی، مسألۀ حجاب را به قلمرو «مناسباتِ تمدّن» نیز وارد می‌کند و می‌گوید «برهنگیِ زن»، برآمده از «تمدّن غربی» است و در اینجا، نزاع میان ما و تمدّن غربی درگرفته است. پس حجاب، مقوله‌ای است که «رگۀ تمدّنی» دارد و نباید آن را بی‌اهمّیّت و سطحی انگاشت.
🔻امام خمینی و حجاب (۲): دورۀ پس از انقلاب 🖊مهدی جمشیدی ۴. «وزارتخانه‌ها ... باز همان صورت زمان طاغوت را دارد؛ وزارتخانۀ اسلامی نباید در آن معصیّت‏‎ ‎‏بشود. در وزارتخانه‌های اسلامی نباید زن‌های لخت بیایند. زن‌ها بروند ... لکن با حجاب شرعی باشند.»(صحیفۀ امام، ج۶، ص۳۲۹، ۱۵ اسفند ۱۳۵۷). هنوز «یک ماه» از پیروزی انقلاب نگذشته است که امام خمینی، چنین توقعی را به صورت عمومی مطرح می‌کند. ایشان «معصیّت» را ملاک قرار می‌دهد و «اسلامی‌بودن» را با آن می‌سنجد و تصریح می‌کند که «حضور زن‌ها» در مراکز دولتی، برخلاف شرع نیست و نباید زن‌ها را در خانه‌ها «حبس» کرد، اما حضورشان مشروط به رعایت «حجاب شرعی» است. این سخن به آن معنی است که در نظر امام خمینی، باید «به محض پیروزی انقلاب»، دست‌کم «ظواهر شرعی» مراعات شود و این‌گونه نباشد که با وجود پیروزی انقلاب، همچنان همان «قالب‌ها» و «شکل‌ها»ی طاغوتی برقرار باشد. به‌این‌ترتیب، ایشان در این عرصه، «تقدّم کار فرهنگی و فکری» را بیان نکرده و فقط «اجرای حکم شرع» را طلبیده است؛ چراکه گویا بر این باور بوده که جامعه، دست‌کم این اندازه با شرع آشناست و می‌داند که نباید در سایۀ حکومت دینی، احکام شرع زیر پا گذاشته شوند و حجاب در عرصۀ عمومی نیز یکی از همین احکام است. امام خمینی نمی‌گوید اکنون در «روزهای آغازین انقلاب» قرار داریم و نباید برای اجرا کردن این احکام، «عجله» کرد و باید در ابتدا، «زمینه‌های فرهنگی» را به وجود آورد و «مقدّمه‌ها» را تدارک دید و آن‌گاه رعایت حجاب را «الزامی» کرد، بلکه بی‌پروا و آشکارا، تصریح می‌کند که یکی از شروط اسلامی‌بودن مراکز دولتی، ملاحظۀ همین ظواهر شرعی است و «اعتراض» می‌کند که چرا این وضع، تاکنون اصلاح نشده است. فهم اجتماعیِ ایشان این بوده که جامعه، نه‌فقط «کشش» و «ظرفیّتِ» اجرای حکم حجاب شرعی را دارد، بلکه این امر، «مطالبه»‌ و «خواسته»‌اش است و انتظار دارد که پس از وقوع انقلاب، دگرگونی فرهنگی پدید آید و «معصیّت‌های اجتماعی»، ممنوع شوند. درعین‌حال، روشن است که پاره‌ای زنان، همچنان به همان ارزش‌های نظام طاغوتی معتقدند و با وجود تحقّق انقلاب، حاضر نیستند حجاب اسلامی را برگزینند. هم‌اینان نیز پدیدآورندگان وضع بی‌حجابی در جامعه بودند و به‌گونه‌ای در جامعه ظاهر می‌شدند که اعتراض امام خمینی را برانگیخته بودند. سخن امام خمینی دربارۀ «الزام به حجاب»، معطوف به این بخش اندک از زنان است. ۵. «اسلام نمی‌گذارد که لخت بروند توی این دریاها شنا کنند؛ ... با زن‌ها لخت بروند آنجا، و بعد زن‌ها لخت بیایند توی شهرها. مثل کارهایی که در زمان طاغوت می‌شد. ... اینها از آزادی، این را می‌خواهند؛ آزادیِ غربی می‌خواهند. ... اسلام از فسادها جلو گرفته. و همۀ آزادی‌ها را که مادون فساد باشد داده. ... و ما تا زنده هستیم نمی‌گذاریم این آزادی‌هایی که آنها می‌خواهند ... تحقّق پیدا کند.»(صحیفۀ امام، ج۸، صص۳۳۸-۳۳۹، ۷ تیر ۱۳۵۸). از این گفته روشن می‌شود که با وجود «گذشت چند ماه از پیروزی انقلاب»، همچنان فشار بخش اندکی از جامعه از برای رهاسازی حجاب در میان است و این‌گونه نیست که به صرفِ همان گفته‌های آغازین امام خمینی، بی‌حجاب‌ها تسلیم شدند باشند و حجاب در جامعه برقرار شده باشد، بلکه حتّی رفتارهایی در سطوح بالاتر از معصیّت نیز انجام می‌شده است و این امر، امام خمینی را واداشته است که واکنش نشان بدهد. در اینجا نیز منطق فرهنگیِ امام خمینی، همان است که بند قبلی مطرح کرده است؛ یعنی هم به حجاب، «اهمّیّت فراوان» می‌دهد و معتقد است که باید در همین گام‌های ابتدایی انقلاب، بر آن اصرار ورزید و آن را طلبید، و هم توقع دارد که نامتعتقدانِ بی‌حجاب، به صرف «پیروزی انقلاب» و عبور از نظام طاغوتی، به آن گردن بنهند و در عرصۀ عمومی، به مخالفت با احکام اسلام نپردازند. ایشان، «اسلام» را در برابر این رفتارها می‌نشاند و با استناد به اسلام، آنها را «باطل» می‌شمارد. در نظر ایشان، مسأله این نیست که آنها به اسلام، «اعتقاد» دارند یا ندارند، بلکه مسأله این است که از نظر اسلام، «فساد» چیست و نباید در جامعه، «تجاهر به فساد» صورت بگیرد. معیار مطلق و قطعیِ امام خمینی برای موضع‌گیری و تدبیر جامعه، «ارزش‌های اسلامی» است و ایشان به طور قاطع، غیر از این آن را فساد و تباهی می‌شمارد. از آنجا که این بخش از زنان و حامیان فکریِ آنها که جزو جریان روشنفکری هستند، از ادبیّات «آزادی» برای ملامت و نفیِ موضع امام خمینی استفاده می‌کردند، ایشان نیز سخن از آزادی به میان می‌آورد، اما این نوع از آزادی را «آزادیِ غربی» می‌انگارد. به‌این‌ترتیب، دامنۀ مناقشه به «تضادهای تمدّنی» کشیده می‌شد.
🔻حمله به رهبر انقلاب 🖊مهدی جمشیدی ۱🔹. یکی از تلخ‌ترین واقعیّت‌ها در جریان اغتشاش، حملاتِ "انحصاری و متمرکز"، "وقیح و رکیک"، "اعتبارزدا و مشروعیّت ‌سوز" به شخص رهبر معظّم انقلاب هست. در هیچ ‌یک از جریان ‌های قبلی، این اندازه حسّاسیّت منفی نسبت به ایشان وجود نداشت. آسوده ‌خاطر و بی‌واهمه، لجن ‌پراکنی می‌کنند. چرا؟! چون این "تصوّر" در ذهن‌شان شکل گرفته که نظام در "موقعیّتِ فرودست" قرار گرفته و "متزلزل" شده است. "تصوّر" کردند که کار نظام، تمام هست و در حال انقلاب ‌کردن هستند! این امر، هم قدرت القای دشمن را می‌رساند و هم ساده‌لوحی این اشخاص را. و البتّه هر دو، امورِ برخاسته از قلمرو "روایت" هستند. روایت، نیاز به "دلیل" ندارد؛ همین قدر که "گفته" و "تکرار" شود کافی است، و آن اتّفاق مورد نظر در "ذهن مخاطب" رخ خواهد داد. فقط "نسبت" بدهید و "اصرار" بورزید. چندی نمی ‌گذرد که همین نسبت‌ها (ی دروغین)، جای "حقیقت" خواهند نشست و موج‌ ساز خواهند شد. چون خیال می‌کنند که نظام با فروپاشی، فاصلۀ زیادی ندارد، خباثت ‌های درونی ‌شان را آشکار می‌کنند؛ وگرنه این "کاسب ‌کارانِ بی ‌وطنِ بی ‌هویّت"، اهل "هزینه‌دادن" نیستند. باید گفت احمق ‌های بی‌ریشه! این نظام، "ریشه" دارد. انقلاب از عمق یک تاریخِ قدسی برخاسته و حاکی از یک هویّت اصیل و دینی است. 2🔸. برخی در حال پیمودن این گام‌ها هستند: الف. ارجاع سرچشمه و ریشۀ مشکلات به "رهبری" (به ‌تعبیر خودشان، هستۀ سخت و ثابت و متمرکز نظام) که منطق حکمرانی و سیاست ‌هایش، تولید بحران اجتماعی کرده است. ب. ادّعای "چانه ‌زنی" با ایشان برای عقب‌ نشینی و واقعیّت ‌پذیری و اصلاح و خارج‌ سازی ایشان از اطلاعات دست ‌چین و گزینشی. ج. اسطوره ‌سازی از خویش به‌ عنوان منجی و گشاینده و طرفدار مردم در عین حضور در حاکمیّت برای فرار از پاسخگویی و فرافکنی. د. طرد "نیروهای انقلابیِ اصیل" به‌عنوان تندرو هایی که وضع را تشدید و حاد می‌کنند و حتّی با رهبری نیز زاویه دارند و منحصر کردن معادلۀ قدرت به: خودشان (به ‌عنوان نیروی حاکمیّتی و در عین حال، میانجی و مردم‌گرا و انعطاف ‌پذیر) و مردمِ موردِ ادّعای‌شان (که همگی معترضِ منطقِ حکمرانیِ نظام هستند، اما واقعیّت ندارند و روایت هستند) و رهبری (به‌عنوان کانونِ قدرتِ متمرکز در اندیشۀ اینان). امّا آیا مشکل، "سیاستو‌های کلی نظام" هست؟! و تا حال، "نوع حکمرانی"، غلط بوده است؟! و همه‌چیز، معطّل "اجازۀ رهبری" بوده است؟! و حالا در اثر "فشار اغتشاشات"، نظام حاضر به اصلاح شده است؟! و حجاب اختیاری، "مطالبۀ به‌حق" هست که به ‌خاطرش باید نوع حمکرانی تغییر کند؟! و اغتشاشات بر "مردم" تکیه دارد و گویای ارادۀ مردم هست؟! 3. چنین نیست. مؤمن باید "نظر خدا" را بگوید. آیا خدا راضی است به کشف حجاب و برهنگی و تبرّج؟ روشن است که خیر. اینجا سخن از "سلیقه" نیست. حجاب، "قانون خدا" است، نه ‌فقط "قانون جمهوری اسلامی". البتّه هم خلاف شرع است و هم ناهنجاری، هنجار یعنی ارزشِ عمومی‌شده. حجاب در میان اکثریّت زنان ایرانی، یک هنجار است و از این جهت باید گفت کشف حجاب، ضد ّهنجار است. و ما نگران تحمیل ‌شدنِ موجِ "اباحی ‌گری عملی" در جامعه هستیم. دو عامل در میان هست: "شبهه" و "شهوت". اوّلی، نظری‌ست و دوّمی، عملی. "تبرّج" از سنخ شهوت است؛ طغیان "میل" است؛ تمنّای "نفس" است. به قول علامه جعفری، حاصلِ "می ‌خواهم" هست. چند اتّفاقِ همزمان دارد رخ می‌دهد: تثبیت‌شدن و هنجار شدنِ نسبیِ کشف حجاب، گسترشِ کمّیِ کشف حجاب (البتّه با شیب خیلی ملایم)، و فراتر رفتن از کشف حجاب و عریانی سایر قسمت ‌های بدن. سلسله‌ای از برنامه ‌های ضد ّفرهنگی طراحی شده‌اند: صلح ‌کل بودن و دافعه ‌نداشتن، تساهل و تسامح نسبت به اباحی‌گری، بی‌ غیرتی نسبت به ولنگاری، تعطیلی فریضۀ نهی ‌از منکر، فراموشی حجاب به‌عنوان نماد هویّتی، بازگشت انگارۀ اسلام رحمانی، تن ‌دادن به کثرت ‌گرایی اجتماعی، اندولسی‌شدن جامعه، جرأت‌ یافتن هرچه بیشتر بی‌حجاب‌ها، سست و رقیق شدن خطوط ارزشی و هنجاری جامعه و ... . 4. حجاب باید "قانونی" هم باشد، آن هم برای کسانی که "لجاجت" دارند، وگرنه "اکثریّت مردم" با تربیت و مدارا و اخلاق و فرهنگ ‌سازی، همراه می‌شوند. روش‌ها، اغلب مشکلاتی دارند و در عمل، اصلاح می‌شوند. در اینجا نیز همین‌طور. اصلاح، لازم است، اما اصلاح به معنی "قانون ‌زدایی از حجاب" و "رواجِ حجابِ اختیاری" و "ولنگاری" نیست. آنان که فرهنگ عمومیِ ایرانیان را می‌شناسند، می‌ دانند که اتّفاقات خیابانیِ اخیر، هیچ نسبتی با متانت و نجابت و صبوری و خویشتن ‌داریِ ایرانیان ندارند. "اقلّیّتِ قانون‌ شکن"، نمایندۀ مردم ایران نیستند. می خواهند با "فشارِ روایتِ دروغ" و "زورِ خشونتِ عریان"، خودشان را به جامعۀ ایران "تحمیل" کنند. آری، "آداب دیکتاتوری" را به‌خوبی فراگرفته‌اند.
10.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 سلسله کتاب های 💯 کتاب‌های مجموعه 🔹 وظیفه ما در جنگ شناختی اخیر چیست؟ 🔹 شناخت ما از فضاهای مجازی تا چه اندازه است؟ 🔹 چرا باید در فضای مجازی فعال باشیم؟ 🔹چگونه مطالبه گری از مسئولین داشته باشیم؟ 🔹در حوزه عفاف و حجاب چه الزاماتی باید رعایت شود؟ 🔹مهمترین گفتمانهای رهبر انقلاب چیست؟ 👇 پاسخ این سوالات و صدها سوال دیگر خود را در بسته های جهاد تبیین جویا شوید؟؟ 📚سفارش کتاب از طریق آیدی روابط عمومی مجموعه شناخت رهبری در ایتا ↙️ 👉 @Mosafer1424 ⭕️ @book_khamenei
نقش مدعیان اصلاحات در آشوبها-1 🖌دکتر محمدحسین محترم در سال های اخیر و به ویژه در یک سال گذشته به عیان شاهد حجم عظیمی از پروپاگاندا و سیاه نمایی های خبیثانه و دروغگویی های رسانه های آمریکایی- صهیونیستی به خصوص فارسی زبان و همچنین از سوی برخی از خواص و سیاسیون و رسانه های مدعی اصلاح طلبی در داخل و به تعبیر رهبری «دنباله روهای داخلی دشمنان حقیر» بودیم و بر پایه همین «دروغ و دروغ پردازی ها» بسترساز این همه شرارت و جنایت در کوچه و خیابان و تهدید و تعطیلی کسب و کار مردم شدند و مانع حل مشکلات کشور می شوند. فقط یک صدم از این حجم از تحریف ها و دروغگویی ها و فضا سازی های رسانه ای و سیاسی کافی است یک نظام و دولت را ساقط کند. کما اینکه شاهد چنین اتفاقی در کشورهای منطقه و جهان بودیم؛ اما به دلیل شاخص های ملت ایران در پناه اسلام، آنچه که در دیگر کشورها شد، در ایران نمی شود که بشود! در چند ماه گذشته هم تلاش داشتند با تشدید و دامن زدن به «امیدسوزی» و «ایران ستیزی» میوه گندیده این خباثت های خود را بچینند. حال که نتوانستند «ایران قوی و مستقل» را تضعیف کنند و شرارتها با درایت جمع شد، بر بستر تنفر و خشونتی که خود به پا کردند، نظام را متهم و القا می کنند باید در برجام به آمریکا باج بدهید و برجام دو و سه را بپذیرید تا آشوب ها جمع شود و اسم آن را هم می گذارند«شنیدن صدای مردم»! در این خصوص چند نکته مهم: 1🔸- این سخن که «با آمریکا کنار بیایید تا آشوب ها جمع شود»، نشان می دهد که این جماعت خود لیدر سیاسی آشوب ها، و پشت پرده با آمریکایی ها هماهنگ بودند و کلید آشوب ها در داخل دست آنها بود و خود بخشی از پازل و برنامه ریزی آمریکایی ها و صهیونیست ها در آشوبها هستند تا اول آشوب به پا و بعد در سایه فشار آشوب ها از نظام باج خواهی کنند! در غیر این صورت از کجا می دانند که اگر به آمریکا باج بدهیم، آشوب ها جمع می شود؟ کمااینکه خود این جماعت صدها بار از قرارداد الجزایر گرفته تا برجام صدها باج به آمریکا دادند اما مشکلات اقتصادی که حل نشد، هم تحریم ها بیشتر شد، هم آشوب ها به لیدری خودشان ادامه داشت! 2🔹- ادعای شنیدن صدای مردم ادعای نخ نمایی است که در دوران حاکمیت خود بر مقدرات اجرایی کشور تا توانستند با عملیات های فریب و شوک بر عصبانیت و خشم مردم افزودند تا صدای واقعی مردم برای حل مشکلات اقتصادی را خفه کنند. چون می خواستند با باج دادن به آمریکایی ها «مشکلات خودشان» را حل کنند و «مشکلات اقتصادی مردم» با باج دادن حل نمی شد! به عنوان نمونه؛ جماعت مدعی شنیدن صدای مردم کسانی هستند که بدون توجه به ناله و فغان مردم از گرانی های کمرشکن ، در یک برنامه ریزی رسانه ای- امنیتی «صبح جمعه سیاه آبان 98» را رقم زدند و بعد هم به جای شنیدن صدای مردم ، به آنها «خندیدند» و گفتند «ما هم صبح جمعه از خواب بیدار شدیم و دیدیم بنزین گران شده است»! لذا عصبانی کردن مردم و کشاندن آنها به خیابان ها از فتنه 78 و 88 تا قضایای آبان 98 و آشوب های دوماهه اخیر که مدعیان اصلاح طلبی متخصص امنیتی- رسانه ای اجرای آنها بودند و هستند، برای نشنیدن صدای مردم است که خواستار حل مشکلات اقتصادی شان هستند، نه برای شنیدن صدای مردم! آنچه که این روزها در رسانه های اصلاح طلبی و فضای مجازی و کف خیابان ها از سیاه نمایی ها تا آشوب ها شاهد آن هستیم ، نمود عینی جلوگیری از شنیدن صدای مردم برای حل مشکلات اقتصادی است که دولت سیزدهم کمر همت به حل آنها بسته است. کسانی مدعی شنیدن صدای مردم شدند که هرجا توانستند برای خوش رقصی مقابل آمریکایی ها صدای مردم را خفه کردند و وقیحانه نیز از یک طرف ادعا کردند «اگر عده ای از مردم زیر چرخ توسعه (تحمیلی صندوق بین المللی پول) هم له شوند، اشکالی ندارد!» و از طرف دیگر اذعان کردند «ما کارمندان پروپاگاندای آمریکا و انگلیس و سعودی ها هستیم و وظیفه داریم کاری که تحریم ها نتوانست با ملت ایران و اقتصاد کشور بکند، با وحشت افکنی و کشاندن مردم به خشونت اجتماعی بکنیم» و از دیگر سو پیش مقامات آمریکایی ها گدایی تحریم و حمله نظامی به ایران را می کنند!
نقش مدعیان اصلاحات در آشوب ها-2 🖌دکتر محمدحسین محترم 3🔸- کسانی که بعداز آتش بیاری معرکه و فراهم کردن زمینه این همه تخریب و جنایت و شرارت اکنون فریبکارانه ادعا و القا می کنند که این حوادث رهبر و لیدر نداشت و خودجوش بود، در حقیقت بعداز این که از هدایت آشوب ها چیزی کاسب نشدند، می خواهند پس از شکست توطئه خبیثانه شان ، خود را تبرئه و زمینه فرار از پاسخگویی در پیشگاه ملت و افکارعمومی و حضور در پای میز قانون را فراهم کنند. اما با این وجود نتوانستند اهداف و نیات شوم و نقش رهبری و لیدری خود در این آشوب ها را کتمان کنند و «آفتاب آمد دلیل آفتاب»! در حالی که تاکنون با شعار «زن، زندگی، آزادی» دست به این همه شرارت زدند و صدها خون نا به حق را بر زمین ریختند و این همه خسارت مادی و معنوی به مردم و کشور وارد کردند، حال رئیس دولت اصلاحات به مناسبت روز دانشجو مزورانه با اذعان تلویحی به نقش خود در این آشوب ها ادعا می کند «شعار زیبای زن، زندگی، آزادی آینده بهتر را نشان می دهد»! شما که دو ماه با این شعار می خواستید با تهدید و زور مردم را همراه خود کنید و نتوانستید، و با به آتش کشیدن کشور انتقام خود را از مردم گرفتید، حال اگر حکومت و نظام به دست شما بیفتد چه می کنید؟! بعد ادعای شنیدن صدای مردم و گفت وگو هم دارند! بقول مولانا «بیش از این فتنه و آشوب و خون ریزی مجوی!» برخلاف این ادعاها همین که به همراه لشکر اراذل و اوباش رسانه ای شان اکنون خواستار آزادی بی قید و شرط قاتلان مردم هستند و خطاب به حاکمیت و دولت ادعا دارند صدای اعتراض ها (البته اغتشاشات) را بشنود، نشان می دهد که خود آنها لیدر و رهبر اراذل و اوباش کف خیابان ها هستند. 4- نمی توان باور کرد کسانی که در قامت رئیس جمهور و وزیر و وکیل و... در این نظام مسئول بودند، ناآگاهانه و بدون تحقیق موضع گیری هایی کنند که زمینه ساز ریخته شدن نابحق این همه خون بی گناهان شوند. این که چنین افرادی هم در ابتدا با مواضع خود به خاطر دستمالی، قیصریه را به آتش کشیدند و برای فوت طبیعی یک دختر کرد اشک تمساح ریختند و مثل فتنه 88 به دنبال کشته سازی و موج سواری بودند و هم حالا برای قاتلان مردم کوچه و خیابان که بر بستر مواضع منافقانه آنها دست به چنین جنایات و شرارتی زدند، اشک تمساح می ریزند، شکی باقی نمی گذارد که این جماعت بدون تحقیق و از سر دلسوزی چنین مواضع شاذ و دشمن شادکنی نگرفتند و برعکس خود رهبران و لیدرهای داخلی آشوب ها بودند! البته این جماعت که می دانستند و آنهایی هم که نمی دانستند، دانستند که عرصه سیمرغ نه جولانگه آنهاست، اما جنایتکاران کف خیابان را به جان مردم انداختند تا به فکر خام و در توهم خود حداقل در خارج در حوزه دفاعی و منطقه ای و حقوق بشری و در داخل با ادعای گفت وگوی ملی و برای زنده کردن جریان منزوی شده خود از حاکمیت «باج» بگیرند، اما غافل از این که نه ملت با غیرت ایران به نظام جمهوری اسلامی چنین اجازه ای را داده و نه حاکمیت در رهبری حکیم چنین ملت با عظمتی چنین باجی را می دهد. و اصولا فلسفه وجودی رهبری در نظام مقدس جمهوری اسلامی همین است که اگر عده ای شهوت قدرت و ثروت پیدا و طغیان کردند و مست فریب های دشمن شدند، اجازه ندهد که با «باج دادن» به دشمنان، آن گونه که در دولت های سازندگی و اصلاحات و تدبیر و امید و به خصوص در برجام قرار بود رخ دهد، استقلال و امنیت و آزادی کشور را به باد بدهند و به یغما ببرند. 5- اما «براندازی نه ممکن است و نه مطلوب»! این سخن کسی است که مسیر براندازی را با دوستان سیاسی اش و با تمام توان و با حمایت کامل بیگانگان در فتنه 88 تجربه کرده است! حالا این روزها دوستان رئیس دولت اصلاحات با نشخوار کردن تئوری های سیاسی اجتماعی دهه 60 میلادی غربی ها و آسمان و ریسمان بافتن های تئوریک می خواهند فریبکارانه اثبات کنند که آنچه این روزها در کشور با شعارهای تجزیه طلبی و براندازانه رخ داده نتیجه انسداد سیاسی و نشنیدن صدای مردم است! اما از قدیم گفته اند «تجربه فوق علم است»! ای کاش دوستان رئیس دولت اصلاحات که خود نقش اصلی در ایجاد مشکلات واقعی مردم دارند و در فتنه 88 کشور را تا لبه پرتگاه بردند، اکنون این سخن لیدر خود را جدی می گرفتند و «راه رفته را باز نروند»! و اگر رئیس دولت اصلاحات از روی صدق و اعتقاد به این نتیجه رسیده، با زدن مهر «مهره سوخته» بر پیشانی اش، به سادگی از او عبور نکنند!
نقش مدعیان اصلاحات در آشوب ها-3 🖌دکتر محمدحسین محترم اما این که آیا رئیس دولت اصلاحات صادقانه این سخن را گفته و نمی خواهد روغن ریخته را نذر امامزاده کند برای اعتماد کردن مردم نیازمند سه شرط است. اول بگوید چرا در ابتدای این آشوب ها بدون هیچ گونه تحقیقی به همراه دوستانش از جمله روحانی و ظریف و جهانگیری و... نظام و نیروهای خدوم فراجا را متهم و مرگ طبیعی یک هموطن را «خلاف قانون و شرع و منطق»، «فاجعه ای ناگوار»، «درد استخوان سوز» و ناشی از «تنگناهای معیشتی و انواع فسادهای ویرانگر و ناکارآمدی نظام» عنوان کردند! و چرا در همان ابتدا که شعار تجزیه ایران و براندازی نظام سر داده شد، نگفت «براندازی نه ممکن است و نه مطلوب»!؟ و چرا بعد از تذکر رهبری مبنی بر اصلاح مواضع خواصی که بدون تحقیق موضع گرفتند، موضع خود را اصلاح نکردند؟! 6- کسانی از این جماعت که اکنون ادعا می کنند «شعارهای براندازان را قبول نداریم» و راه نجات را گفت وگو، آن هم از نوع ملی اش تجویز می کنند، چرا همان ابتدای کار این موضع را نگرفتند و برعکس هیزم بیار معرکه شدند و تا توانستند در فضای حقیقی و مجازی در آتش خشم و نفرت دمیدند؟ و چرا حالا پس از این همه شرارت و خسارت و پس از شکست سناریوشان، برای فرار از پاسخگویی به افکارعمومی و قانون، از براندازان اعلام برائت می کنند؟! این که برخی رسانه ها ادعا کردند «نام آشناهای سیاسی اصلاح طلب (از فلان کس تا فلان کس) امروز تحت فشار براندازان قرار دارند»! در حقیقت «خط انحراف افکارعمومی از واقعیت» را دنبال می کنند، اما قبل از دنبال کردن این خط انحرافی باید پاسخ دهند آیا اگر مواضع این نام های آشنا نبود، براندازان و آشوبگران جرات عرض اندام داشتند و یا برعکس اراذل و اوباش رسانه ای و خیابانی به پشتگرمی اینها وارد صحنه شدند؟! پاسخ این خط خبری انحرافی دقیقا این فراز از سخنان امام حسن(ع) در آن جلسه کذایی خطاب به معاویه است که فرمودند «تو و اصحابت زمینه فتنه ها را فراهم کردید، حالا ادعای شفاف سازی (به تعبیر امروز شنیدن صدای مردم) را دارید؟ تمام پیامدها به حساب خود شماهاست. زیرا اگر تو اجازه نمی دادی یا راضی نبودی، کسی جرات نمی کرد پدرم علی را دشنام گوید»! 7- جمع شدن آشوب ها بدون شلیک حتی یک گلوله از سوی نیروهای انتظامی و امنیتی کشور به خوبی عمق نگاه راهبردی رهبری را نشان داد که «دهه شصتی و هشتادی و نودی ندارد و این حرف های انقطاع نسلی ، حرف های روشنفکری داخل گعده های روشنفکرانه است و واقعیت ها غیر از این هست». اما اکنون که قاضی القضات کشور صدای مردم را به خوبی شنیده و دستور داده «چنان که فردی با سوءنیت حرف دروغی یا ادعای بدون سندی را منتشر کرد، در کوتاه ترین زمان ممکن او را احضار کنند و مستندات ادعایش را بخواهند و برای او به سرعت کیفرخواست صادر و پرونده اش به دادگاه ارسال شود»، مردم امید دارند با قاطعیت دستگاه قضایی اولین کسانی که احضار می شوند خواص و سیاسیونی باشند که با مواضع و دروغ پراکنی های خود بسترساز این همه آشوب و شرارت و خسارت و به زمین ریختن خون های پاک جوانان کشور توسط «یک مشت اغتشاشگر غافل یا جاهل و یا مزدور» شدند و اگر این بستر سازی ها نبود، هیچ گاه شاهد آنچه که بودیم ، نبودیم!
سورنا چگینی.mp3
10.17M
⭕️اقدامات مهم ایران در کردستان عراق ┄┅┅❀🌷🌺🌷❀┅┅┄ کانال انقلابی اقتدار ولایی @EqtedareVelaeii🇮🇷
"حاشیه و متن گفت ‌و شنود چالشی «دکتر زاکانی» با دانشجویان «شریف»"
 https://www.isna.ir/news/1401091510232/
┄┅┅❀🌷🌺🌷❀┅┅┄
کانال انقلابی اقتدار ولایی
@EqtedareVelaeii🇮🇷
6.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بابک زنجانی رو هنوز اعدام نکردن ولی محسن شکاری رو 18 روزه اعدام کردن . چرا؟ ┄┅┅❀🌷🌺🌷❀┅┅┄ کانال انقلابی اقتدار ولایی @EqtedareVelaeii🇮🇷