فکرکنم هفته قبلی ن قبل تری خونه عمم بودم بعد یدفعه هیجا رو ندیدم دیگه پاشدم عینک زدم دیدم با عینکم نمیبینم کلا تاری دید داشتم یدفع پشت سرم تیر کشید پاشدم پنجره ارو باز کردم پتو انداختم رو سرم آروم نشدم یه قرص خوردم تقریبا ده ساعت خوابیدم
از اون روز تا همین الان من پشت سرم تیر میکشه و دارم نابود میشم
Erinyes
فکرکنم هفته قبلی ن قبل تری خونه عمم بودم بعد یدفعه هیجا رو ندیدم دیگه پاشدم عینک زدم دیدم با عینکم ن
و امروز صبح هم حالت تهوع دامنمو گرفته ول نمیکنه