در ظاهر روی پاهایم ایستادهام، گاهی میخندم و گاهی گریه میکنم اما حقیقت این است که خسته هستم، میخواهم فرار کنم، میخواهم بروم و ناپدید شوم.
آینده در سقوطی آزاد، زخمی کاری برداشته بود و در آن پایین، مردم و رویاهایشان رو به زوال بودند.