pregnant [ˈpregnənt] adj. #adjective #unit19 #level3
When a female is pregnant, she is going to have a baby.
→ The pregnant woman was shopping for baby clothes.
حامله، باردار، آبستن
وقتی یک زن pregnant است، قرار است بچهدار شود.
→ زن باردار در حال خرید لباس بچه بود.
➖➖➖➖➖➖➖➖
rage [reɪdʒ] n. #noun #unit19 #level3
Rage is a very angry feeling.
→ The chef was filled with rage when his helpers ruined the meal.
خشم، غضب
یک rage یک احساس بسیار عصبانی (بودن) است.
→ وقتی کمک آشپز ها غذا را خراب کردند، سرآشپز پر از خشم شد.
🌸 @Essential_English_Words 🌸
revenge [rɪˈvendʒ] n. #noun #unit19 #level3
Revenge is what you do to hurt or punish someone who hurts you.
→ He broke his sister’s doll as revenge after she lost his favorite book.
انتقام، تلافی
یک revenge کاری است که برای آزار دادن یا تنبیه کسی که به شما صدمه زده است، انجام میدهید.
→ او عروسک خواهرش را به عنوان انتقام شکست، بعد از اینکه خواهرش کتاب مورد علاقهاش را گم کرد.
➖➖➖➖➖➖➖➖
shame [ʃeɪm] n. #noun #unit19 #level3
Shame is a bad feeling about things you have done wrong.
→ The boy felt shame about misplacing his clothes.
شرم، خجالت، شرمندگی
یک shame احساس بدی در مورد کارهایی است که اشتباه انجام دادهاید.
→ پسر از گم کردن لباسهایش احساس شرمندگی داشت.
🌸 @Essential_English_Words 🌸
sigh [saɪ] v. #verb #unit19 #level3
To sigh is to breathe out loudly and show that you are tired or sad.
→ Molly sighed when she looked at all the information she had to research.
آه کشیدن، افسوس خوردن، نفس عمیق کشیدن
کلمه sigh به معنی با صدای بلند نفس را بیرون دادن و نشان دادن خستگی یا غم است.
→ مولی وقتی به تمام اطلاعاتی که باید تحقیق میکرد نگاه کرد، آه کشید.
➖➖➖➖➖➖➖➖
sneak [sniːk] v. #verb #unit19 #level3
To sneak is to move quietly so that no one hears or sees you.
→ The thief snuck out of the house without anyone noticing him.
دزدکی حرکت کردن، یواشکی رفتن
کلمه sneak به معنی حرکت آرام است به طوری که کسی صدای شما را نشنود یا شما را نبیند.
→ دزد بدون اینکه کسی متوجه شود، یواشکی از خانه خارج شد.
🌸 @Essential_English_Words 🌸
spare [spɛə:r] v. #verb #unit19 #level3
To spare something is to give it because you have more than you need.
→ I wanted to help him but I couldn’t spare a tire.
بخشیدن، صرفنظر کردن، اضافی داشتن، چیز اضافه (یدکی) به کسی دادن
کلمه spare چیزی به معنی دادن آن است چون بیشتر از نیاز خود دارید.
→ میخواستم به او کمک کنم اما نتوانستم یک لاستیک اضافی در اختیارش بگذارم (اگر فرض کنیم گوینده یک فروشنده لاستیک، مکانیک، یا کسی است که منابع یدکی دارد).
معنی محتمل تر: گوینده وقت کافی برای کمک کردن نداشته است.
➖➖➖➖➖➖➖➖
stem [stem] n. #noun #unit19 #level3
The stem of a plant is the stick that grows leaves or flowers.
→ The rose had a long thin stem.
ساقه
یک stem گیاه، چوبی است که برگها یا گلها از آن رشد میکنند.
→ گل رز ساقه دراز و نازکی داشت.
🌸 @Essential_English_Words 🌸
supper [ˈsʌpər] n. #noun #unit19 #level3
Supper is a meal that is eaten in the evening.
→ We usually have supper around 6 o’clock at my house.
شام، عصرانه
یک supper یک وعده غذایی است که در عصر (غروب) خورده میشود.
→ ما معمولاً حدود ساعت ۶ عصر در خانه ام شام میخوریم.
✍🏼در زبان انگلیسی، به خصوص در انگلیسی آمریکایی، تفاوت بین Supper و Dinner تا حد زیادی از بین رفته و هر دو اغلب برای اشاره به شام استفاده میشوند، اما ریشههای متفاوتی دارند:
Dinner:
در اصل به معنای اصلیترین وعده غذایی روز بود و در گذشته توسط طبقات بالا ممکن بود ظهر خورده شود.
امروزه: معمولاً به شام رسمیتر یا بزرگتر (به ویژه اگر در رستوران یا برای مهمان باشد) اطلاق میشود.
Supper:
در اصل به وعده غذایی سبکتر و غیررسمیتر گفته میشود .
اگر کسی امروز از Supper استفاده کند، در ۹۰٪ موارد منظور او شام است. اگر در مورد استفاده از آن تردید وجود داشت، میتوان با پرسیدن اینکه آیا منظور او همان Dinner است، موضوع را روشن کرد.
➖➖➖➖➖➖➖➖
tender [ˈtendə:r] adj. #adjective #unit19 #level3
When something is tender, it is soft and easy to chew.
→ The meat was so tender they didn’t need knives to cut it with.
نرم، لطیف، ترد
وقتی چیزی tender است، نرم و جویدن آن آسان است.
→ گوشت آنقدر نرم و ترد بود که برای بریدن آن نیازی به چاقو نداشتند.
🌸 @Essential_English_Words 🌸
#short_story #story #audio_story #word
#vocabulary #english #pronunciation #لغت #کلمه #انگلیسی #زبان #تلفظ #داستان #داستان_صوتی #audio_story
داستان کوتاه
🍐 The Magic Pear Tree
It was a cool morning, and the grass was covered in mist. The market was full of people. A mean farmer named Jack yelled, “ Pears for sale!” He sat on a bench, plotting how he could trick people. Then an orphan came to his cart.
“ Can you spare a pear?” she asked.
Jack felt rage. He replied, “You don’t have any money!”
“ Please, I haven’t had supper in days.”
“ No!” shouted the farmer.
The orphan sighed. However, a pregnant lady heard the dispute and confronted Jack. “ Just give her a pear,” she said. Jack had no shame and said no. Finally, a man bought a pear for the girl.
درخت گلابی جادویی
صبح سردی بود و چمنها با مه پوشیده شده بودند. بازار پر از جمعیت بود. کشاورز بدجنسی به نام جک فریاد زد: “گلابی فروشی!” او روی یک نیمکت نشسته بود و نقشهای میکشید که چگونه مردم را فریب دهد. سپس یک یتیم به گاری او نزدیک شد.
دختر پرسید: “میتوانید یک گلابی به من بدهید؟”
جک خشمگین شد. او پاسخ داد: “تو که پولی نداری!”
“خواهش میکنم، چند روز است که شام نخوردهام.”
کشاورز فریاد زد: “نه!”
یتیم آهی کشید. با این حال، یک خانم باردار آن مشاجره را شنید و با جک مقابله کرد. او گفت: “فقط یک گلابی به او بده.” جک شرم نکرد و گفت نه. سرانجام، مردی برای دختر یک گلابی خرید.
🌸 @Essential_English_Words 🌸
@Essential_English_Wordsmagic pear tree.mp3
زمان:
حجم:
1.6M
The girl quickly ate it, but she saved the seed. She wanted to get revenge.
She told Jack, “ I know a way to get hundreds of pears in one day. I’ll show you how.”
He watched the girl dig a hole. She dropped the seed into the ground. Then she spread the dirt over it.
“ Watch closely,” she said. “ In a few minutes, a stem will grow. It’ll turn into a tree that’s full of pears!”
دختر به سرعت آن را خورد، اما دانه را نگه داشت. او میخواست انتقام بگیرد.
او به جک گفت: “من راهی میدانم که صدها گلابی در یک روز به دست بیاوری. به تو نشان خواهم داد چگونه.”
او تماشا کرد که دختر چاله کند. او دانه را در زمین انداخت. سپس خاک را روی آن پخش کرد.
او گفت: “دقیق تماشا کن.” “تا چند دقیقه دیگر، یک ساقه رشد خواهد کرد. تبدیل به درختی پر از گلابی میشود!”
🇮🇷Essential English Words🇮🇷
#short_story #story #audio_story #word #vocabulary #english #pronunciation #لغت #کلمه #انگلیسی #زب
زمان:
حجم:
849.3K
Jack stared at the dirt, but nothing happened. The only objects there were a few daisies. He looked for the girl, but she had snuck away.
Then he looked at his cart in horror. It was empty! He suddenly realized that the orphan had tricked him. While Jack was waiting for the tree to grow, the people had taken the pears from his cart. They all laughed while they were eating the tender fruit. The farmer felt ashamed. The incident taught him to be kinder.
جک به خاک خیره شد، اما هیچ اتفاقی نیفتاد. تنها اشیائی که آنجا بودند، چند گل مینا بود. او به دنبال دختر گشت، اما او یواشکی رفته بود.
سپس با وحشت به گاریاش نگاه کرد. خالی بود! او ناگهان متوجه شد که یتیم او را فریب داده است. در حالی که جک منتظر رشد درخت بود، مردم گلابیها را از گاری او برداشته بودند. همه آنها در حالی که میوه نرم و لطیف را میخوردند، میخندیدند. کشاورز شرمنده شد. این اتفاق به او آموخت که مهربانتر باشد.
🌹 اللهم عجل لولیک الفرج 🌹
🌸 @Essential_English_Words 🌸
پایان درس ۱۹✔️
🔄 میانبر به ابتدای درس ۱۹ سطح ۳
eitaa.com/Essential_English_Words/7128
🔄 میانبر به دروس سطح ۱
eitaa.com/Essential_English_Words/4875
🔄 میانبر به دروس سطح ۲
eitaa.com/Essential_English_Words/6558
🌺 اصطلاحات ، پادکست
@English_House
🌺 گروه چت و رفع اشکال انگلیسی
eitaa.com/joinchat/4007067660C220529a69d
🌺 گروه ویس انگلیسی
eitaa.com/joinchat/1052901407C14f1434408
🌺 گروه دوستانه زبان آلمانی
eitaa.com/joinchat/921895063C7a9e5f7d7f
beneath [bɪˈniːθ] prep. #preposotion #unit20 #level3
If something is beneath something else, it is under it.
→ The largest part of an iceberg lies beneath the waterline.
زیر، تحت
اگر چیزی beneath چیز دیگری باشد، در زیر آن قرار دارد.
→ بزرگترین بخش یک کوه یخ زیر خط آب ( خطِ تلاقی با سطح آب) قرار دارد.
➖➖➖➖➖➖➖➖
cub [kʌb] n. #noun #unit20 #level3
A cub is a baby animal, such as a bear or lion.
→ The lion cub was crying for its mother.
توله (حیوان)، بچه حیوان
یک cub یک نوزادحیوان، مانند خرس یا شیر است.
→ توله شیر برای مادرش گریه میکرد.
🌸 @Essential_English_Words 🌸