eitaa logo
(: 𝐂𝐑𝐀𝐙𝐘:) رگباری فور بدی عزلی
382 دنبال‌کننده
308 عکس
765 ویدیو
0 فایل
💫START: 1404/10/10💫 ⛓️𝐈𝐍 𝐓𝐇𝐄 𝐍𝐀𝐌𝐄 𝐎𝐅 𝐆𝐎𝐃⛓️ ME: @Pv_Fazii ADMIN: @Dolati11
مشاهده در ایتا
دانلود
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گپ با وایب موتور سواری ،عرشیا 🦕 جوینتو ببینیم خوشگل مستر/لیدی https://eitaa.com/joinchat/2268726801C383c6347a5 خز و نو•ب نیاد تگ کنار اسمت باشه
هدایت شده از Obsidian Veil
ارادت؛چالش داریم سلیقه ی شما تو پار•تNر و بگید پر کنید بفرستید پیوی @Oymnjp https://eitaa.com/joinchat/3968665080C8dfe93d95a
من ی دختر زیبای کُرد دختری سرکش و زبون‌دراز و دخترِ یکی‌یک‌دونه‌ی کدخدای روستامون، بابام اینقدر دوستم داشت که حد و حساب نداشت ولی خب بین این دوست داشتنش یکم زورگو هم بود و میخواست منو به زور به عقد پسر کدخدای روستای بالاتری در بیاره ولی خب من مخالف بودم، من اصلا اون پسرو دوست نداشتم بخاطر همین شبی که به زور می‌خواستن منو عقد کنن از خونه فرار کردم تا با پسری که فکر می‌کردم عاشقمه برم، ولی اون نامرد ولم کرد و من از ترس سر از باغ مردی به اسم آیخان درآوردم. آیخان ی مردِ پرابهت، جذاب و ترسناک بود که سنش دو برابر من بود و کل روستا ازش حساب می‌بردن. از شانس بدم همونجا اهالی روستا و بابام ما رو تو تاریکی با هم دیدن و آیخان مجبور شد منو به عقد خودش دربیاره. بمحض اینکه من بله رو گفتم. دستمو گرفت فشار داد و کنار گوشم چیزی گفت که از ترس قالب تهی کردم اون میخواست منو.....😱😢 برای خوندن ادامه‌ی داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/2322597545Ca27d44fc4c
هدایت شده از Obsidian Veil
ارادت؛چالش داریم سلیقه ی شما تو پار•تNر و بگید پر کنید بفرستید پیوی @Oymnjp https://eitaa.com/joinchat/3968665080C8dfe93d95a
هدایت شده از Obsidian Veil
قد کوتاه دختر زیاده مشتی 😂 https://eitaa.com/joinchat/3968665080C8dfe93d95a
من ی دختر زیبای کُرد دختری سرکش و زبون‌دراز و دخترِ یکی‌یک‌دونه‌ی کدخدای روستامون، بابام اینقدر دوستم داشت که حد و حساب نداشت ولی خب بین این دوست داشتنش یکم زورگو هم بود و میخواست منو به زور به عقد پسر کدخدای روستای بالاتری در بیاره ولی خب من مخالف بودم، من اصلا اون پسرو دوست نداشتم بخاطر همین شبی که به زور می‌خواستن منو عقد کنن از خونه فرار کردم تا با پسری که فکر می‌کردم عاشقمه برم، ولی اون نامرد ولم کرد و من از ترس سر از باغ مردی به اسم آیخان درآوردم. آیخان ی مردِ پرابهت، جذاب و ترسناک بود که سنش دو برابر من بود و کل روستا ازش حساب می‌بردن. از شانس بدم همونجا اهالی روستا و بابام ما رو تو تاریکی با هم دیدن و آیخان مجبور شد منو به عقد خودش دربیاره. بمحض اینکه من بله رو گفتم. دستمو گرفت فشار داد و کنار گوشم چیزی گفت که از ترس قالب تهی کردم اون میخواست منو.....😱😢 برای خوندن ادامه‌ی داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/2322597545Ca27d44fc4c
دارم به خودم یاد میدم وقتی فهمیدم کجای زندگی آدم‌ها وایستادم دیگه نقش پررنگ‌تری بازی نکنم، فرقی هم نمیکنه اون‌ها چقدر برام عزیزن دارم یاد میگیرم اینکه گاهی وقت‌ها تو برای بقیه انقدر که اون‌ها برات مهمن ارزش نداری و اشکالی هم نداره فقط باید پذیرفت و رها کرد. ʲᵒⁱⁿ 𝓲𝓷 ᶜʰᵃⁿⁿᵉˡ𔘓 ∞𓏲 @DeI_NeViS ᯓᥫ᭡
اینجا دیابت رو با ضمانت‌نامه کتبی بهبود میدن😱😳 🔴 یه زمان هیچ کس پرواز و مکالمه از راه دور رو باور نمی‌کرد ولی الان... شاید بهبود ریشه‌ای دیابت رو باور نکنی ولی 🩸گروه طب سنتی رویال🩸 این کارو میکنه😎🧑‍⚕️ برای کسب اطلاعات ، بزن رو پیوستن👇 https://eitaa.com/joinchat/291635476C894c562cec عضویت تو این کانال برای همه افراد دیابتی اجباریههه👌✅👆
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گپ با وایب موتور سواری ،عرشیا 🦕 جوینتو ببینیم خوشگل مستر/لیدی https://eitaa.com/joinchat/2268726801C383c6347a5 خز و نو•ب نیاد تگ کنار اسمت باشه
هدایت شده از Obsidian Veil
https://eitaa.com/joinchat/2268726801C383c6347a5 یه چندتا قند عسل بیان گپو و از کویری در بیارن