eitaa logo
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
2.3هزار دنبال‌کننده
10.4هزار عکس
10.1هزار ویدیو
30 فایل
بسم‌رب‌المهدی(عج) روزمرگی‌دوتا‌رفیق‌ازتاریخ‌وتمدن ایران❣🇮🇷 تولد¹¹'¹²'¹⁴⁰³تا‌شهادت‌..🤌🏽🌱 کپی؟ازروزمرگی‌هانه،بقیش‌یه‌صلوات‌برای‌امام‌زمان(عج)🥲🎀 لف←313صلوات‌بفرست‌مؤمن🌝🍃 سخنی‌بود:] https://abzarek.ir/service-p/msg/4060909
مشاهده در ایتا
دانلود
این آخرین تلاشمه، به نفعشه که بشه. @FZ1389
فدای سرت خیلی عبارت زیبا و گرمیه و انگار با بیانش داری به فرد اطمینان خاطر میدی که تو مهمتر از یه اشتباه هستی. @FZ1389
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک عمر نون و نمکتون رو خوردیم از این به‌بعد هم فحشش رو میخوریم به شما میرسه ارباب 🙂❤️‍🩹@FZ1389
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_سوم 💌 #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [ ویژگی‌های شهید 📕 ] خیلی چیزها داشت، چی
:: 💌 [ دوران خدمت 📕 ] بعضی‌موقع‌ها که به لب مرز می‌رفت به ما می‌گفت دوستم به مرخصی رفته و من جای اون ایستادم ❤️🌱 هیچ‌وقت به ما نمی‌گفت که به صورت داوطلبانه میره تو مرز خدمت می‌کنه 🥺 فرمانده خدمت: صبح‌ها نماز جماعت صبح داشتیم، دعای عهد داشتیم ،در فعالیت‌های مختلف برنامه‌های متفاوتی داشتیم و بابک از کسانی بود که خدمات‌دهی می‌کرد و سربازی بود که چه در شرایط برف ❄️ که بسیار سخت هست و چه در شرایط گرما🔥در مرز خدمت کرد 🇮🇷 فوت و فن نظامی‌گری و قرار گرفتن در شرایط خاص آن سبب شد تا توانمندی نظامی هم 💪🏻 به داشته‌هایش اضافه شود بعد از پایان خدمت مثل همه‌ی رزمنده‌ها با اصرار و پیدا کردن رابطه مجوز برای رفتن را بالاخره گرفت ✌️🏼 دوست شهید: خیلی این در و اون در زد که بره سوریه اما نمی‌بردنش 🙁 خیلی اصرار کرده بود خیلی بدو بدو کرد که بتونه بره حتی گفته بود اگه من رو نبرین تو لاستیک قایم میشم میام 😝👻 پدر شهید: من هر روز که در جبهه بودم خاطراتم را نوشتم 📝 اینکه با کی بودیم چه صحبت‌هایی کردیم کجا رفتیم امروز چندتا شهید دادیم 💔 کیا شهید شدن و... 🕊 بابک به واسطه‌ی اینکه سوال‌های زیادی از من می‌کرد دفاتر خاطراتم رو به بابک دادم، گفتم بابک‌جان این دفتر خاطرات رو ببر بخون 😇 📌~ ادامہ‌ دارد ...@FZ1389
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_چهارم 💌 #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [ دوران خدمت 📕 ] بعضی‌موقع‌ها که به لب
:: 💌 [ عروسی 📒 ] مادر شهید: موقع عروسی دوستش رفته بود بهشت زهرا عکس گرفته بود. 📸 گفتم دوستت عروسی کرده 💍 چرا رفتی مزار عکس گرفتی؟ گفت دوستم گفته آدم نباید تو خوشی مردن رو فراموش کنه..👌 [ کنکور 📒 ] پدر شهید: تنها فرزندی که برای ثبت نام در دانشگاه با هم رفتیم بابک جان بود. ❤️ چون رشته حقوق را به عشق من انتخاب کرده بود توصیه نکرده بودم، فقط آرزوم بود که یکی از بچه هام رشته حقوق را انتخاب کند. بابک همون سال که من این آرزو رو کردم روانشناسی قبول شده بود؛ بدون اینکه به من بگه میره انصراف میده و میمونه برای کنکور سال آینده که سال بعد رشته ی حقوق قبول شد.👨🏻‍🎓 من و برادرش اصرار می کردیم که برای ادامه تحصیل به آلمان بره. 🇩🇪 زمینه اش هم کاملا فراهم بود. اما بابک قبول نکرد، گفت: من یک برنامه ی پنج ساله دارم. اجازه بدید طبق برنامه ریزی خودم پیش برم. 🗓 روز قبلی که میخواست بره سوریه رفته بود مسجد محل مون و از همه حلالیت طلبیده بود، و گفته بود: می خوام برم خارج از کشور. 🛩 اون ها فکر می کردن که بابک می خواد به آلمان بره. وقتی فهمیدن بابک به جای آلمان به سوریه رفته خیلی تعجب کردند! به همین خاطر است که میگن شهیدی که به جای آلمان سر از سوریه در آورد. دوست شهید: گفتم: بابک خان می خوای بری سفر خارج، عشق و حال، تفریح و گردش؟ گفت: آره می خوام برم اصفهان مدافع حرم بشم.😁 📌 ~ ادامه دارد...@FZ1389
دهــه‌ـهـشـتـاـدیـا:)🇮🇷
:: #قسمت_پنجم 💌 #زندگینامه_شهید_بابک_نوری_هریس #معرفی_شهدا [ عروسی 📒 ] مادر شهید: موقع عروسی دوستش
:: 💌 [اعتکاف📒] آقای مهدوی: یک‌ روز‌ نماز‌ صبح‌🌥دیدم‌ دوتا جوان‌‌ از‌ این‌ جوان‌های‌ طیف‌ رنگین‌ کمانی‌‌🌈 که‌ خیلی‌ شمایل‌ آن‌ها به‌ بچه‌ مذهبی‌ها‌ و‌ بچه‌ هیئتی‌ها‌ نمی‌خورد وارد مسجد شدند. بعد از نماز به‌ من‌ گفتند: اینجا آیا‌ اعتکاف‌ برگزار میشه گفتم‌: اینجا‌ اعتکاف‌ مختص‌ خواهرانه.🧕🏻از اون‌ جهت‌ که‌ شوق‌ معنویت‌ رو‌ از چشمانش‌ می‌خوندم‌ شماره‌ تماسم‌ را دادم‌ و گفتم‌ فردا با من‌ تماس‌ بگیرید.📲تماس‌ گرفتن‌ و من‌ هم‌ هماهنگ‌ کردم‌ که‌ برای‌ اعتکاف‌ به‌ بقعه‌ی‌ خواهر‌ امام‌رضا(ع) بروند🚶🏻‍♂که‌ مختص‌ دانشجویان‌ و هیئت‌ فاطمیون‌ رشت‌ بود.میل‌ و شوق‌ به‌ معنویت‌ کاملا‌ در ایشون‌ مشهود بود.هر هفته‌ یک‌ یا دو روز‌ با توجه‌ به‌ بعد مسافتی‌ که‌ بود برای‌ نماز صبح‌ به‌ مسجد می‌آمدند.❤️ +شهیدنوری‌ قبل‌ از ورود به‌ جهاد اصغر‌ یک‌ جهاد‌ اکبر درونی‌ توی‌ همین‌ رشت‌ داشت. اینکه‌ از خواب‌‌ شیرین‌ جوانی‌ بیدار می‌شد‌ و‌ برای‌‌ نماز‌ به‌ مسجد‌ می‌آمد. یک‌ روز‌ گفت‌: حاج آقا اگر یک‌ نفری‌ مبتلا‌ به‌ یک‌ عمل‌ بد باشه‌ و بخواد ترکش‌ کنه، اما هی‌ مبتلا بشه‌ باید چیکار کنه؟🥺گفتم‌، ما مذلیم‌ یقینا‌ مبتلا به‌ گناه‌ می‌شیم خدا کشتی‌ گرفتن‌های‌ ما‌ باشیطان‌ و نفس‌ اماره‌‌ رو دوست‌ داره‌. حتی‌ اگر شیطان‌ و نفس‌ اماره‌ ما رو‌ ضربه‌ فنی‌ کرده‌ باشند، اگر ما حسن‌ ظن‌ به‌ خدا داشته‌ باشیم‌ و‌ همون‌ لحظه‌ بلند بشیم‌ بگیم‌ تو‌ باز هم‌ یار‌ و یاور‌ ما هستی،🤞🏼خدا تلاش، جهاد و دست‌ و پا زدن‌های‌ ما‌ رو دوست‌ داره.❤️ 📌~ادامہ‌دارد...‌@FZ1389
اگر خیلی غصه میخوری برای این روزا میخوام یه جمله بهت بگم که شاید تسلی باشه روی زخمت عزیزدلم: "می‌رسد آن روز که چَرخ بَر مدار حَق بگردد..! می‌رسد جانم، می‌رسد..!" ⇨@FZ1389