± فاء
مامانم میگه شش نفر آدمم نمیتونن اتاق تو رو جمع کنن
با این حرف مامان بهم برخورد و از ساعت ۴عصر تا الان فقط کمدم مرتب شده
یه نوع سرما خوردگی گرفتم هرکی نزدیکم میشه نمیگیره ابجیم شب پیشم خوابیده
صبح میگم حالت خوبه علائمی نداری میگه نه مثل همیشه خوبم
فقط نمیدونم خودم چطوری گرفتم
داشتیم باهم حرف میزدیم پاشد رفت نماز بخونه بعد نمازش اینو آورد گفت رفتم واسه خودم جوراب بخرم اینو دیدم خوشم اومده واست خریدم خوشت میاد؟