داشتیم باهم حرف میزدیم پاشد رفت نماز بخونه بعد نمازش اینو آورد گفت رفتم واسه خودم جوراب بخرم اینو دیدم خوشم اومده واست خریدم خوشت میاد؟
مامانم نشسته بود توی فکر خالم که رحمت خدا رفته بهش فکر میکرد
پاشدم لوازم آرایش آوردم میکاپش کردم حسابی دلبرش کردم