امشب با دمپایی و لباس راحتی! که تا پلیس راه اول رفتیم که بره قم اما نرفت و رفتیم میون برگای درخت و نم نمای بارون ..
به یاد روزی که رفتیم جنگل و هیچ کسی نبود
به یاد تموم بغضهای خفتهی توی گلومون اونقدر دونفری راه رفتیم و دویدیم و جیغ زدیم تا رسیدیم به چهارچرخ پارک شده در دورترین نقطه .
۱۷ اردیبهشت ۰۱
امشب
من حس تنهایی مفرط گرفتم
وقتی میخواست بره کیفشو پر از وسایل کرد استخاره زد و برای چهار پنج روز رفت
اما نرفت برگشت گفت به خاطر تو!!
اگر دیدید دلتان به قرآن نزدیک است
خدا را شکر کنید؛ اگر دیدید معارف
قرآنی را به آسانی قبول میکنید و
در دل میپذیرید و تحمّل میکنید،
بدانید که خدای متعال اراده کرده است
شما را هدیت کند
: رهبر معظم انقلاب
من همانم که وقتی میترسی؛ به تو امنیت میدهم.
ألذي أطعَمَهُم مِن جُو؏ٍ وَ ٵمَنَهُم مِن خَوف۳