نمیدونم
شاید الان خونمون تنها شدم که گریه کنم
که افکار روحم رو تخلیه کنم
شاید باید پاشم اتاقی که چهل پنجاه روزه مرتب نکردم رو تمیزش کنم
شاید باید بشینم به وضیعتی که داره به گند میکشونتم و عین خیالم نیست یه فکری کنم و افسرده بشم
آی خدا الان پنج ماهه دارم آب شدن خودمو حس میکنم یه نگاه فقط .
۲۰ خرداد ۴۰۱
میدونی من خیلی وقتا سعی کردم دختر خوبی باشم برای همه
تخس و بی پروا نیستم ؛آرومم البته شرایط آرومم کرد
توی این شرایط سخت و طاقتفرسا
با اینکه کوچکترین عضو خانوادم ولی زحمت این زندگی رو دوشمه دارم تلاش میکنم روحم اذیت نشه حتی اگر جسمم اذیت میشه توی بدترین اتفاقی که گریبانم رو گرفته دارم تلاش میکنم دختر بدی نباشم و نشم مخصوصا برای مامانم اما از یه طرف دیگه بهم فشار میارن
خدایا خیلی ازت خواستم و میخوام که جلو مامانم شرمنده نشم خدایا با اینکه صبرم کمه ولی نزدیک شش ماه هست گله نکردم و بدتر شد خدایا ببخشید ولی خسته شدم تو جواب دعاهامو بده خدایا جلو بندهات کوچیکم نکن