جنت:
🔴گزیدهای از وصیتنامه شهید سپهبد قاسم سلیمانی (۲)
🔹حرمت ولایت فقیه را حرمت مقدسات بدانید.
🔸اگر خیمه جمهوری اسلامی آسیب ببیند، بیتاللهالحرام و قرآن آسیب خواهد دید.
🔹برای نجات اسلام، خیمه ولایت را رها نکنید.
🔸امروز، قرارگاه حسینبنعلی ایران است.
🔹فشار دشمنان، شما را دچار تفرقه نکند.
🔸خدای عزیز! سالهاست از کاروان شهدا جاماندهام.
🔹خداوندا مرا پاکیزه بپذیر، آنچنان که شایسته دیدارت شوم.
🔸خدایا برای دفاع از دینت، خندیدم و خنداندم، گریستم و گریاندم.
🔹خدایا مرا به قافلهای که به سویت آمدند، متصل کن.
🔸شهادت میدهم که قیامت حق است. قرآن حق است. بهشت و جهنّم حق است. سؤال و جواب حق است. معاد، عدل، امامت، نبوّت حق است.
🔹خداوندا! در دستانم چیزی را ذخیره کردهام که به این ذخیره امید دارم و آن روان بودن پیوسته به سمت تو است. وقتی آنها را به سمتت بلند کردم، وقتی آنها را برایت بر زمین و زانو گذاردم، وقتی سلاح را برای دفاع از دینت به دست گرفتم؛ اینها ثروتِ دست من است.
🔴 بیداری ملت
@bidariymelat
@bidariymelat
گزیدهای از وصیتنامه شهید سپهبد قاسم سلیمانی (۱)
🔹خدایا برای دفاع از دینت، دویدم و افتادم و بلند شدم.
🔸خدایا ثروت دستانم وقتی است که سلاح برای دینت به دست گرفتم.
🔹خدایا ثروت چشمانم گوهر اشک دفاع از مظلوم است.
🔸خدایا سپاس که مرا از اشک بر فرزندان فاطمه(س) بهرهمند نمودی.
🔹سپهبد قاسم سلیمانی خطاب به علما: حضرت آیتالله خامنهای را مظلوم و تنها میبینم. او نیازمند همراهی شماست.
🔸خدایا سپاس که سرباز خمینی کبیر شدم.
🔹خدایا شکرگزارم که مرا در مسیر حکیم امروز اسلام، خامنه ای عزیز قرار دادی.
🔸امام، اسلام را پشتوانه ایران کرد.
🔹خدایا مرا بپذیر آنچنان که شایسته تو باشم.
🔸به فرزندان شهدا به چشم ادب و احترام بنگرید.
🔹سپهبد قاسم سلیمانی خطاب به سیاسیون: در رقابتها و مناظرات، دین و انقلاب را تضعیف نکنید.
🔸با فرزندان و پدر و مادر شهدا همیشه مانوس بودم.
🔹در مسائل سیاسی، ولایت فقیه را بر سایر امور ترجیح دهید.
🔸دوست دارم کرمان همیشه با ولایت بماند.
🔹امروز به تقدیر الهی از میان شما رفتهام.
🔸نیروهای مسلح را برای دفاع از اسلام و کشور احترام کنید.
🔹فرزندانتان را با نام و تصاویر شهدا آشنا کنید.
@bidariymelat
🌺 سلام علی آل یاسین ...
السّلامُ عليكَ
یا نورَ اللهِ الذي یهتدی به المُهتدونَ
سلام بر تو ای نور خدا
که هدایت خواهان به وسیله آن راه مییابند
▪️السَّلامُ عَلَيْك يا بَقيَّةَ اللهِ اَلاعظم
▫️یا صاحب الزمان علیه السلام ادرکنی
الهم عجل لولیک الفرج
هدایت شده از Dr.molla
«محمود خالقی»، وصی سردار سپهبد شهید حاج «قاسم سلیمانی» در امر تغسیل و تدفین :
اولین آشنایی من با شهید حاج قاسم سلیمانی به سال 64 و قبل از عملیات والفجر 8 باز می گردد، در جوار شهید مغفوری بودم که ایشان را دیدم و آشنا شدیم، قبل از عملیات کربلای 4 در سال 65 هم یک هفته ای را با مرحوم آیت الله «سیدکمال موسوی شیرازی»، از عرفای بنام و افراد موردتوجه امام و رهبری و از رفقای آیت الله العظمی خامنه ای یک هفته ای به لشکر ثارالله(ع) رفتیم.
در آن یک هفته با سردار سلیمانی پایه رفاقت را ریختیم و این رفاقت ادامه داشت تا زمان شهادت ایشان و بر اساس توصیه شفاهی ایشان و نیز قیدشده در وصیتنامه شان، کار سنگین قرار دادن ایشان در منزل ابدی در گلزار شهدای کرمان بر عهده من قرار گرفت.
یکی از شهدای بنام دوران دفاع مقدس در گلزار شهدای کرمان، «عبدالمهدی مغفوری»، فرمانده بسیج سال های اوایل دهه 60 است؛ من در محضر شهید مغفوری بودم که سردار سلیمانی از آنجا عبور کرد و اولین بار ایشان را آنجا دیدم؛ شهید مغفوری در کنار مقامات معنوی هم خوش صدا بود و هم خوشخط لذا روی قایق نشسته بود و در حال نوشتن اسم روی یک قایق دیگر بود، هم قایقی که ایشان سوار بود هم قایق همجوار تکان می خورد، وقتی حاج قاسم رد شد و سلام و علیکی کرد و از شهید مغفوری پرسید: در چه حالید؟ شهید مغفوری پاسخ داد: مشغولیم، اما سخت است.
حاج قاسم در پاسخ گفت: بله جنگ است و جنگ سختی دارد، سپس نزدیک آمد و از ما و شهید مغفوری تفقد کرد.
حاج قاسم جمع بین اضداد به حسب ظاهر بود، بین مهر و قهر و شجاعت و عطوفت را جمع کرده بود در عین اینکه فرمانده ای بسیار شجاع بود در جای خود بسیار جدی بود، تعبیر دوستان این بود که ابروهای ایشان هم تراز نیست (کنایه از جدیت) و بسیار هم شیرین و لطیف بود، هنر ایشان این بود که بین این اموری که به حسب ظاهر ربطی به هم ندارند، جمع ایجاد کرده بود. البته ایشان مهر و عطوفت را در عین جدیت داشت و دوستان و اطرافیان جدیت ایشان را پذیرفته بودند.
تعجیل حاج قاسم برای خواندن نماز شب در روضه مسجدالنبی(ص)
در سال 71 به حج مشرف شدیم، من و سردار مسئولیتی در بعثه مقام رهبری داشتیم البته کاروان های ما مستقل بود؛ کاروان حاج قاسم به مسجدالنبی(ص) نزدیک تر بود و من شب ها به محل استقرار کاروان ایشان می رفتم.
آن زمان درهای مسجدالنبی(ص) از 11 شب تا یک ساعت قبل از اذان صبح بسته می شد، زائران از دو ساعت قبل از اذان پشت درهای بسته می ایستادند تا به محض بازگشایی به سرعت وارد شوند؛ من و حاج قاسم جزء اولین نفرها بودیم که می ایستادیم و به محض آنکه درها باز می شد به سرعت داخل می شدیم و هدف مان این بود که به بخش روضه مسجد برویم و نماز شب را بخوانیم.
روزها هم مشغول کار می شدیم، در مکه هم مشغول امور بودیم حاج قاسم معمولاً روز عرفه را با نذر قصد روزه می کرد و آن زمان که عرفه در فصل گرمای عربستان بود، روزه دار بود یکی دو باری که غار حرا مشرف شدیم از سکوت و خلوتی آنجا بسیار خوشش آمد. در مکه عقد اخوت بستیم.
دوست مشترکی با سردار سلیمانی داشتیم به نام حجت الاسلام شهید «حمید حسنی سعدی» که جزء نخستین فرماندهان روحانی سپاه استان کرمان بود، بعد از خدمت رسانی در زلزله بم در سال 82 در مسیر تصادف کرد و به رحمت ایزدی پیوست، در مراسم تدفین و تشییع آن شهید بزرگوار، سردار سلیمانی به من گفت: اگر برای من هم چنین اتفاقی افتاد شما مراسم تدفین من را انجام دهید.
حدود هفت هشت سال بعد مرحوم حجت الاسلام جعفری که در ظاهر روشندل بود به رحمت ایزدی پیوست، بیشتر مراسم تدفین ایشان را من انجام دادم، سردار سلیمانی آنجا هم به من گفت: شنیده ام مراسم تدفین آقای جعفری را شما انجام داده اید، اگر من هم به رحمت خدا رفتم، شما مراسم تدفین من را انجام دهید.
دو سه سال قبل در مراسم ختم پدرشان هم در رفت و آمدها مجدد این حرف را زدند که من متاثر شدم و گفتم این را نگویید برای من سنگین است.
ماجرای دیدار با مراجع و گرفتن شهادت
پنجشنبه یکی از ماه ها دی یا بهمن سال 96 بود که برای دیدار با مراجع به قم آمده بود، به من گفت: آقای رحیم صفوی چند ماه قبل به محضر آیت الله العظمی جوادی آملی رفته و ایشان پیغام داده است: من دلم برای سردار سلیمانی تنگ شده، بفرمایید بیایند ایشان را دیدار کنیم.
سردار هم در عین علاقه به همه مراجع، علاقه ای خاص به آیت الله العظمی جوادی آملی داشت، لذا آمد و با ایشان و دیگر مراجع دیدار کرد.
ظهر برای ناهار با هم بودیم و شب نیز همین طور، شب در همان منزلی که حضور داشتیم به من گفت می خواهم با شما صحبتی کنم، ایشان پارچه ای از جیبش درآورد که روی آن برخی دعاهای مستحب مثل «جوشن کبیر» نوشته بود، گفت داده ام مراجع امضا کرده اند شما هم امضا کن.
من نه از نظر روحی می توانستم بپذیرم و نه دستم توانایی انجام این کار را داشت؛ با تاثر و اشک گفتم نمی توانم این
هدایت شده از Dr.molla
کار را بکنم، شهید گفت: یعنی نمی خواهی شهادت بدهی من آدم خوبی هستم ... در نهایت امضا کردم و به ذهنم رسید که جمله ای را بنویسم که این جمله را بعد از تدفین گفتم: «اللهم انی اشهد انه قد اقام الجهاد فی غیبة ولیک و حجتک» می خواستم این را بنویسم اما دستم قدرت نوشتن نداشت ...
به حقیقت در زمان غیبت امام زمان(عج) کسی به اندازه حاج قاسم سلیمانی در اقامه جهاد تلاش نکرد، ایشان 40 سال پوتین از پا درنیاورد و در هر مسئولیتی که داشت چه در فرماندهی لشکر ثارالله(ع) چه در نیروی قدس مجاهد بود.
آن شب حرف های دیگر هم زدیم و ایشان گفت انگشتری دارم که همه نمازهای شب را با این انگشتر خوانده ام و وقتی خواستید من را دفن کنید، این را در کفنم بگذارید، وقتی خواستیم برویم ایشان به چند نفر اطرافیان گفت ایشان وصی من هستند البته منظور وصی در غسل و کفن و تدفین.
تنها جایی که سردار سلیمانی دست ها را بالا می برد
آن شب با هم به مسجد مقدس جمکران رفتیم، انتهای شب بود مسئولان بازرسی ایشان را نشناختند ایشان دست ها را بالا گرفت و کامل بازرسی شد و من به شوخی به شهید گفتم: یک جا می توان دو دست شما را بالا دید آنهم در حرم ائمه(ع) و هنگام زیارت است.
بعد به حرم حضرت معصومه(س) رفتیم ایشان گفت: سختم است به زیارت بیایم چون مردم از ضریح فاصله گرفته و به سمت من می آیند.
من گفتم محبت مردم به شما به عنوان سردار سلیمانی در طول محبت اهل بیت(ع) است مردم شما را خدمتگزار این خاندان می دانند و از این جهت به شما هم محبت و ارادت دارند ... اما ایشان از این اتفاق قلباً ناراحت بود.
سپس بر سر مزار شهید شیرازی از رفقای سردار و شهید مطهری و علامه طباطبایی و آیت الله بهجت رفتیم در این قبور توقف بیشتری داشت، البته در سفر آخر توقف خاصی بر سر قبر آیت الله شاهرودی داشت.
سه چیزی که سردار سلیمانی می خواست در کفن اش قرار دهند
در کرمان و روز تشییع شهید سپهبد سلیمانی، ازدحام مردم کرمان بی نظیر بود نهایتا به طور غیرعادی و غیرقابل پیش بینی و برنامه ریزی نشده مسیر تشییع تغییر کرد و رفتیم به سمت مقر لشکر ثارالله(ع)، 10 12 ساعت تابوت ایشان در لشکر بود جایی که چندین سال فرماندهی اش را بر عهده داشت.
برخی دوستان می گفتند شب ایشان را دفن کنیم چون شاید روز باز هم شلوغ شود، دو ساعت قبل از غروب آفتاب کرمان، با هلی کوپتر رفتیم وضعیت را ببینم، جمعیت در حال بازگشت بودند.
نهایتا در بین الطلوعین حدود 40 45 دقیقه پس از اذان صبح، تدفین انجام شد البته پارچه ای را که گفته بود و نیز انگشتری را که همه نمازهای شبش را با آن خوانده بود در کفن گذاشتم، همچنین نامه یک دختر شهید را نیز در کفن ایشان گذاشتیم، نامه ای بسیار عاطفی برای حاج قاسم با این مضمون که بعد از 35 سال با آمدن شما به منزل ما، غم شهادت پدرم را از یاد بردم. حاج قاسم در جواب نوشته بود من وصیت می کنم این نامه را در کفنم بگذارند تا در تاریکی قبر این نامه شفیع من باشد.
البته عبای مقام معظم رهبری را هم در کفن گذاشتم، مردم نیز تربت و آب حرم حضرت عباس (ع) و ... را نیز آورده بودند.
یک شب قبل از تشییع ایشان در تهران، تعدادی زیادی از فرزندان شهدا که با سردار بسیار مانوس بودند به منزل شهید آمدند و پارچه شهادت مراجع به خوبی سردار سلیمانی را گرفتند و امضاء کردند.
حاج قاسم مکرر به من می گفت شاید بیشتر از 10 بار ایشان طلب دعا کرد برای عاقبت بخیری و ویژه برای شهادت، ادبیات دعا کردن حاج قاسم و راضی کردن دیگران برای دعا در حق شان هم خاص بود، ایشان می گفت مرداری را وسط بیابان تصور کنید اگر متعفن هم شود اطراف خود را آزرده نمی کند ولی در بوستان پر از گل که عطر خوشبو دارند، حتی کوچک ترین تعفن آزاردهنده است.
می گفت (نقل به مضمون) آدم های زیادی دور من شهید شدند من نماینده یک قشر پاک جامعه هستم وابسته ایثارگرانم و جزء خانواده شهدا هستم اگر خدای ناکرده مشکلی در زندگی من به وجود بیاید حکم همان تعفن کوچک در باغ پر از گل را دارد.
گفتنی است، سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی روز جمعه، 13 دی ماه توسط آمریکای جنایتکار در نزدیکی فرودگاه بغداد مورد حمله موشکلی قرار گرفت و به خیل یاران شهیدش پیوست.
🚨 تمام عصاره وصیتنامه سردار این بود که؛
💠#ولایت_فقیه رکن است!
💠ولایت فقیه ستون این حرم است!
💠اگر پروانهوار طوافش کردی؛ رستگار میشوی!
🔻اگر کشور مشکل دارد، به خاطر این است که مدیران، سلیمانیوار گرد ولایت نمیگردند، که اگر میگشتند؛ مثل سپاه قدس موفق بودند!
#مکتب_حاج_قاسم
✍ #تخریبچی
🚨تخریبچی، کانال اخبار خاص
🆔 @takhribchi110
🆔 @takhribchi110
اصولگرایان با ۲ لیست میآیند
🔹بعد از چندین جلسه و پیشنهادهای مختلف در نهایت اصولگرایان با ۲ لیست به انتخابات وارد میشوند.
🔹یک عضو جلسه به خبرنگار فارس گفت: در جریان مذاکره، درخواست اصلی آقایان آقاتهرانی و محصولی برای ارائه فهرست مشترک حذف قالیباف از فهرست نهایی بود.
🔹حدادعادل با این پیشنهاد مخالفت میکند و پیشنهاد دیگری میدهد که درصورت لیست مشترک، ائتلاف با سرلیستی قالیباف منتشر شود و پایداری با سرلیستی آقاتهرانی که این پیشنهاد نیز از سوی جبهه پایداری رد میشود.
🔹در ادامه محمدباقر قالیباف پیشنهاد دیگری میدهد و اعلام می کند حاضر است از لیست کناره گیری کند و به صورت مستقل و منفرد در انتخابات شرکت کند. لیست جبهه انقلاب نیز ۲۹ نفره منتشر شود که این نیز مورد موافقت ائتلاف قرار نمی گیرد.
fna.ir/dezpcb
@Farsna