𓍢ִ໋✮
چشمام یه بار بسته بود صدای ضربه به در شنیدم فکر کردم مامانم یا بابامه چشمم رو باز کردم هیچ کسی نبود❤
پر طوطیم روی زمین پشتش معلوم بود از اونور ستون نگاه کردم فکر کردم پارچه ی لباس یکیه