43.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گزارش_ویدئویی
🔰جشنواره بازی؛ لبخند دوباره در مدرسه
🔶بهمنظور ایجاد آرامش روانی، تقویت روحیه همدلی و بازگرداندن شور و نشاط به فضای آموزشی، جشنواره بازیهای شاد و گروهی در تاریخ ۲۸ دی ماه ۱۴۰۴ در مدرسه شهید بهزاد زارع محله کوشک میدان برگزار شد.
🌱این برنامه در روزهایی که جامعه نیازمند امید، همدلی و نشاط بیشتری است، فرصتی فراهم کرد تا دانشآموزان با خنده، بازی و تعامل سالم، لحظاتی شاد و بهیادماندنی را تجربه کنند.
برگزاری بازیهای متنوع و مفرح، فضای مدرسه را سرشار از انرژی مثبت کرد و نقش مؤثری در کاهش تنشهای روحی پس از اغتشاشات اخیر داشت.
#قرارگاه_تحول_اجتماعی_استان_فارس
هدایت شده از عهدی در ازل🌹
بسمالله.
دو +دو=دویست یا شاید خیلی بیشتر.
گفتگویی با اهالی یکی از محلات شیراز داشتم.
میگفتن: پنجشنبه شب ۱۸ دیماه همین چند روز پیش، حدود ۹ شب، اهالی محل صداهایی میشنوند، میرن روی پشتبام که ببین چه خبر هست و صدا از کجاست، میبینن حدود دویست نفر سیاه پوش ماسک زده، قمه و کوتولوف موتولوف به دست از سهراهی محله به سمت مسجد امام حسن مجتبی با سر و صدا و آتیش بازی حرکت کردن. به مسجد که میرسن از پنجره کوچه اولین بنزین میریزن تو مهد قرآن مسجد و محل شادی و خنده بچههای محل رو خط سیاه و زغالی میزنن.
یه عده هم از در و دیوار مسجد بالا میرن و روی سقف پشم شیشهای مسجدِ سوله مانند و نیمکاره بنزین میریزن،
صدای شعار از داخل مسجد میاد، تعدادی از نوجوانهای پایگاه بسیج تو مسجد گیر افتاده بودند و فقط یه جرقه مونده بود تا زنده زنده در خانه خدا به جرم نا معلوم در شعله آتشی که بیگانه به جون مردم شهرمون انداخته بود بسوزن.
یکی از شیر زنان همسایهی مسجد شوهرش را سرپا میکنه که همین طوری میخوای نگاه کنی تا مسجد با جوونهای داخلش بسوزه، خانم همسایه + شوهرش میشن دو نفر، میان بیرون جلوی آشوبگرای قمه به دست و مسلح. تاریخ چشمان همسایههایی که بالای پشتبامها نگاه میکردن ثبت میکنه که جمعیت اغتشاشگر عقب رفت، عقب رفت و عقب رفت و از همون سه راهی برگشت به جایی که ازش آمده بود.
بماند که این میان چند نفر چوب و سنگ خورد تو سرشون و چند نفر سوختن اما خانه خدا نسوخت.
بله؛ اینگونه جمع یک +یک میشود دویست یا بیشتر.
پن۱: کاش اون روز کذایی که تو مدینه ریختن خونه دختر پیامبر رو آتیش بزنن یه زن همسایه پاشده بود و گفته بود.....
پن۲: خدا تو قرآنش وعده داده که شما برای خدا قیام کنید؛ حتی یه نفر یه نفر یا دو تا دو تا؛ خدا ملائکه رو به کمک شما میاره و هر یه نفرتون برابر صد نفر میشه.
همین.
۱۳۵
@AhdedarAzal135
هدایت شده از عهدی در ازل🌹
ما گمشدگانیم که اندر خَمِ دنیا
تنها هنرِ ماست که مجنونِ حسینیم💚
@AhdedarAzal135
هدایت شده از عهدی در ازل🌹
تا چشمش خورد به من شروع کرد؛ بد گفتن و داد زدن و فحش دادن به بالا و پایین نظام، از کشتههای اغتشاشها چنان جگرسوز میگفت که احساس میکردی همین الان جلوی چشمش جمهوری اسلامی عزیزش رو سلاخی کرده.
خوب که گفت؛ رفتم جلو و بغلش کردم، مقاومت کرد، محکمتر بغلش کردم و آروم تو گوشش گفتم؛ چی بینمون اینقدر فاصله انداخته؟!
من و تو یه خون تو رگهامون جاری هست؛
چیکار کنم بشینی با هم حرف بزنیم؟
خودش رو عقب کشید؛ بازوهاش رو گرفتم و به چشمهاش زل زدم و با مهر گفتم با هم حرف بزنیم؟؟
با تندی گفت: اینا باید برن، اینا جنایتکارن، اینا دزدن، اینا ظالمن، اینا قاتلن، اینا...
گفتم: باشه میرن.
بیا تصور کنیم فردا صبح که خواب بیدار شدی ببینی اینا رفتن و دیگه نیستن، بعدش چی میشه؟
قراره کی بیاد جاشون؟!
یکم فکر کرد ولی هیچی نگفت.
گفتم: ربع پهلوی خوبه بیاد جاشون؟!
میدونی که ممکلت بدون دولت و قانون و حکومت نمیشه، حتی یک روز.
گفت: نه بابا سس خرسی که اینکاره نیست.
گفتم: مصی موفرفری چی، اون خوبه؟؟
خندید.
گفتم: نظرت نسبت به فرخنژاد و علی کریمی چیه؟
گفت: حالا اینا برن؛ بعد نسبت به اینکه کی بیاد یه فکری میکنیم.
گفتم: مردم لیبی هم گفتن قذافی بره بعد یه کارش میکنیم؛ یا همین بغل گوشمون سوریه گفتن بشار اسد بره بعد یه کاریش میکنیم، برو ببین بعدش چیکار کردن.
گفتم: بیا تصور کنیم ایران بعد اینا رو؛
ایران پهناور و بزرگ و با عظمت الان، تبدیل میشه به سی تا کشور، کشور فارس، کشور کردستان، کشور خوزستان،کشور.....
تازه تا هر منطقه بشه یه کشور اونقدر جنگ شهری و آتش سوزی و برادرکشی داشتیم که دیگه هیچ زیر ساختی نداریم، هیچ دانشگاه و مرکز دولتی سالمی نداریم، هیچ بانک و ادارهای سالمی نمونده، سه شب دیماه رو تو ذهنت بیار، یک سال این جوری بیفتیم به جون هم، چی میمونه؟
بیشتر جوونهامون از این طرف و اون طرف کشته شدن یا روی ویلچر نشستن وووو حتی یه چراغ راهنما سرچهارراههامون نیست.
اون موقع سی تا کشور جنگ زده به تمام معنای کوچیک کوچیک داریم.
تصویر قشنگی هست؟!
نگاهش رنگ خاصی گرفته بود و سکوت کرده بود.
گاهی باید فکر کرد؛ دنبال چه هستیم؟؟
از چه به چه فرار میکنیم؟؟
همین.
۱۳۵
@AhdedarAzal135
#گزارش_تصویری
🔰روایت دیدار
🔶️دیدار با اهالی مسجد امام حسنمجتبی -علیهالسلام- شهرک سعدی شیراز که اغتشاشگران قصد حمله به آنجا را داشته و جمعی مردمی مانع از بروز حادثهای جدی میشوند.
چهارشنبه، ۱ بهمن ۱۴۰۴
🌱آنطرف، دویستنفری خواسته بودند مسجد را به آتش بکشند. زورشان به مهدکودک رسیده بود. از دریچه کوچکی شعله انداختهبودند بهجان اتاق بازی بچهها.
اینطرف هم… دونفر و تکتک برخاسته بودند که مقابل آتش گلستان بسازند و همین هم شد. آتش را خاموش کردند و آتشافروزها را هم متفرق.
✅️کلام خدا همیشه حق است.
آنقدر که مسجدی ساده را میان محلهای، پررنگ میکند. چه برای دلِ سیاه آنها که طاقت نور نداشتند و چه برای این اهالی که ایمان، باعث قیامشان شد.
#شبکه_مردمی_تحول_اجتماعی_شیراز
هدایت شده از عهدی در ازل🌹
#عینکآقام
ایشون عینک بنده هستند.
روز جمعه یه دفعه یکی از دستههاشون شکست. تو این دو روز دو تا تعمیرگاه رفتم یکیش بسته بود یکی هم گفت دو روز طول میکشه تا تعمیر بشه، منم اونقدر حجم کارهام زیاد بود گفتم فعلا با همین میسازم.
حال من و ایشون موقع خوندن و نوشتن حسابی خندهدار شده :))
امروز در حین خندیدن به حال خودم و عینکم؛ یاد عینک آقام افتادم.
آقام خدا بیامرز یه عینک با فرام مشکی ضخیم با شیشههای ته استکانی داشت؛ یه بخش از ضخامت فرامش به دلیل کاموا و چسب برقی بود که چند لایه دورش پیچیده شده بود، فاصله روی بینیشون که چند بار شکسته بود ضخیم تر از بقیه جاها بود...
دستههای مبارکش هم که پشت گوش پدربزرگ عزیزم قرار میگفت حسابی عایق بندی شده بود. عینک مذکور؛ یه عینک موروثی بود که از خواهر بزرگتر آقاجون به ایشون ارث رسیده بود.خواهرشون هم عینک رو از برادر بزرگتر به ارث برده بودند. نسبت به اینکه برادرشون از کی به ارث برده بودند، متاسفانه اطلاعاتی در دست ندارم.
باید برم سراغ عمو بزرگم ببینم عینک بعداز آقام چی شد؟!
احتمالا به ایشون ارث رسیده.
عمو بزرگم هر وقت نوروز تا نوروز میریم خونشون کلی بادتوغبغبهاش میاندازه و از زمان پهلوی و ارزونی و رفاه اون موقع تعریف میکنه. منم با حسرت نگاه میکنم. بعد یه ابرو بالا میندازه و پُز میده زمان شاه دانشگاه رفته و منم....
میگم اگر پهلوی برگرده این عینک دسته شکسته منم مثل عینک آقام موروثی میشه؟!
تو کشوی کمدم دو سه تا عینک دسته شکسته دیگه هم دارم.
اگر پهلوی برگرده و منم دوباره برم دانشگاه میشه باهاش پز داد؟!
#پهلوی_برگرده؟!
همین.
۱۳۵
@AhdedarAzal135
#گزارش_تصویری
🔰در تاریخ ۴ بهمنماه ۱۴۰۴، کارگاه آموزشی خانواده با موضوع تربیت کودک در ۷ سال دوم زندگی در محله شیخ علی چوپان برگزار شد. این کارگاه با سخنرانی خانم کامران آزاد و با حضور جمعی از والدین و علاقهمندان به مباحث تربیتی همراه بود.
🔶در ابتدای برنامه، خانم کامران آزاد با اشاره به اهمیت دوره سنی ۷ تا ۱۴ سال، این بازه را یکی از حساسترین مراحل شکلگیری شخصیت کودک دانست. ایشان در ادامه، به ویژگیهای رفتاری و عاطفی کودکان در این سن پرداخت و نقش والدین را در هدایت صحیح، ایجاد نظم، تقویت مسئولیتپذیری و شکلگیری روابط سالم خانوادگی تشریح کرد.
فضای کارگاه بهصورت تعاملی پیش رفت و شرکتکنندگان با طرح پرسشها و بیان تجربههای شخصی خود، در بحثها مشارکت فعالی داشتند. پاسخگویی به دغدغههای تربیتی والدین و ارائه راهکارهای کاربردی، از بخشهای مورد توجه این نشست بود.
این کارگاه با استقبال خوب حاضران همراه شد و در پایان، شرکتکنندگان بر مفید بودن مطالب ارائهشده و تأثیر آن در افزایش آگاهی خانوادهها نسبت به شیوههای صحیح تربیت فرزندان تأکید کردند.
#تحول_فارس
#تحول_شیراز
#شتابدهنده_خانواده