eitaa logo
🫀مرداد عاشقی 🫀
150 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
805 ویدیو
25 فایل
لینک کانال جهت تبلیغات https://eitaa.com/Fat123 @Sandrez آیدی مدیر جهت تبادلات
مشاهده در ایتا
دانلود
🫀مرداد عاشقی 🫀 ••ایلدا خان•• جهان ترسیده چشمی گفت و رفت. بی توجه به صفدر رفتم داخل عمارت و یه راست رفتم سراغ شهناز . یه لیوان آب بده به من شهناز چشمی گفت . همون طور که لیوان آب رو سر می‌کشیدم از شیشه های بزرگ عمارت به بیرون خیره شدم. از دور نصیر رو دیدم که با ترس همش داشت با جهان حرف میزد و جهان هم با جدیت زل زده بود صورتش و چیزی گفت. شهناز رو صدا زدم و لیوان رو بدستش دادم. به سمت اتاقم رفتم و شلاق مخصوصم رو که از چرم اصل درست شده بود برداشتم و با گام های محکم به سمت حیاط عمارت رفتم. جهان و نصیر هنوز در حال بحث و جدل بودن که با دیدن من خیلی سریع دست از حرف کشیدن و صاف ایستادن. با آرامش و قدم های محکم به سمتشون رفتم.از دور می‌دیدم که هر دو با ترس به شلاق چرمی نگاه میکردن . وقتی که رسیدم بهشون چند ثانیه همونجا ایستادم و خیلی ناگهانی یک سیلی به صورت نصیر زدم. ضرب شستم آنقدر زیاد بود که نصیر پرت شد رو زمین و دستشو جای سیلی گذاشت. خون از لبش بیرون زده بود. بلند شو ، زود باش نصیر با زحمت سریع بلند شد و دوباره اومد جلوی من ایستاد. امروز از صبح کجا بودی ؟ نصیر سکوت کرده بود و باز هم نگاهش رو به شلاق تو دستم داده بود. خودت می‌دونی اگه بخوام بفهمم برام کاری نداره پس با زبون خوش خودت بگو که کجا بودی و از زیر وظیفه هات شونه خالی کردی. نصیر با تته پته گفت: خان راستش، راستش امروز خانمم حالش خیلی بد بود مجبور شدم ببرمش بیمارستان شهر. شرمنده تونم. چرا چه اتفاقی براش افتاده بود؟ نصیر: خدا رو شکر خانمم بارداره خان. خوشحال شدم ولی چهرم رو جدی نشون دادم و با بی رحمی گفتم این چیزی رو عوض نمیکنه ، باید حداقل یه قاصد میفرستادی و دلیل نیومدنت رو میگفتی . به خدا قسم اگه دلیل موجهی نداشتی تنبیه سختی در انتظارت بود. برو اصطبل رو تمیز کن. امشب باید پا به پای نگهبان ها بیدار بمونی و از عمارت حفاظت کنی. نصیر با درموندگی چشمی گفت و رفت به سمت اصطبل. 🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱 نویسنده: سارا درخشان
🫀مرداد عاشقی 🫀 ••ایلدا خان•• رو به جهان گفتم چیشد احمد رو اوردی؟ جهان: بله خان خوبه . شب ضیافت داریم.میتونی بری جهان: چشم ، ممنونم به سمت عمارت رفتم.پدر و مادر و آیماه از صبح رفته بودن به شهر . هوف به سمت اتاقم رفتم و همون طور که شلاق رو میزاشتم رو میز کنار تخت روی تخت دراز کشیدم. خیلی خسته بودم.احساس تنهایی میکردم. تنها دلخوشیم آیماه بود. خواهر دوست داشتنیم. هیچ وقت نتونستم اون طور که باید به خانواده و اطرافیانم محبت کنم . همیشه یه حصار دور خودم کشیده بودم و از همه خودم رو جدا کرده بودم. دیگران من رو به بی عاطفه بودن محکوم کرده بودن. دیگه از قلب تیکه تیکه شده من بی خبر بودن اینکه چه قدر از دور همیشه مراقب خانواده ام بودم بماند .هیچ کسی از دل من خبر نداره. با این فکر پوزخندی زدم.هه کدوم دل کدوم احساس خیلی وقت بود که خودم هم دیگه خودم رو نمی‌شناختم. با سر و صدایی که آیماه داشت از پله ها بالا میومد ایجاد کرده بود از فکر خارج شدم لبخندی به این هیجانش زدم. از روی تخت بلند شدم که ناگهان در با شتاب توسط آیماه باز شد. با جدیت بهش زل زدم و گفتم مگه نگفتم در بزن ؟ چرا هیچ وقت به حرفام گوش نمیدی؟ با بغض بهم زل زده بود. فهمیدم که بازم خراب کردم. ذوقشو کور کرده بودم. دوست داشتم بغلش کنم و بگم فدای سرت خواهر من ، حالا تعریف کن ببینم چی شده کجاها رفتید ولی بازم با بی رحمی دلش رو شکسته بودم. نفسم رو صدا دار فرستادم و بیرون و گفتم کارم داشتی؟ آیماه با بغض گفت: خیلی بدی ایلدا ، چرا آخه آنقدر بد اخلاقی تو؟؟؟ بعد با شتاب رفت بیرون که باعث تعجبم شد. به سمت.. 🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱 نویسنده: سارا درخشان
ایلدا چه قدر بی رحمه😂😐 نظر شما چیه؟ https://harfeto.timefriend.net/17536380337124 شنوای نظراتتون هستم🌱
پارت های امشب رمان مرداد عاشقی 👆
دقیقا خوشحالم که نکته رمان رو متوجه شدید چون دختره خیلی خشنه😂 و مثل دخترای عادی نمیتونه با دیگران ارتباط برقرار کنه بخاطر همین هستش که حتی خواهر خودش هم اذیت شد. و اما پسره فعلا به قسمت های خوب رمان نرسیدیم اون موقع بخونید ببینید نظرتون چیه😁 نه بابا ناراحت چرا خوشحال شدم که نظرتون رو شنیدم
🥰همه جین جین میبرن🥰 🛍 باور نمیکنی بیا ببین🛍 💯اول کن بعد با خیال راحت خرید بزن☺️ داریم ارتباط باادمین @Banafsah ⛔زود وارد کانال شو تا از ما به قیمت عمده بخری.همهههه جینی میخرن 👇👇👇 ┈┉┅━❀❤️❀━┅┉┈ https://eitaa.com/joinchat/3950838583C93b38eb55b ┈┉┅━❀❤️❀━┅┉┈ مناسب عالی ✅ .
سلام امشب استثنا پارت نداریم
هدایت شده از عدالت صلح آمیز✨
نگویید که وقت کافی ندارید. شما دقیقا همان مقدار ساعتی در روز دارید که‌به: هلن کلر پاستور میکل آنژ مادر ترزا لئوناردو دی وینچی توماس جفرسون آلبرت انیشتین داده شده است☙ "اچ. جکسون براون جونیور" @EdalateSolhAmiz
🌟 کرم تقویت‌کننده‌ی مو حاوی روغن آرگان 🌟 جادوی نرمی و درخشندگی برای موهای خسته‌ت! ✨ ✅ ترمیم‌کننده‌ی موهای آسیب‌دیده ✅ جلوگیری از موخوره و شکنندگی ✅ تقویت‌کننده‌ی ساقه‌ی مو ✅ حاوی روغن آرگان خالص و مغذی ✅ نرم‌کننده و براق‌کننده‌ی بی‌نظیر ✅ مناسب انواع مو – حتی رنگ‌شده یا دکلره‌شده 👩‍🦰 فقط یه بار امتحان کافیه تا عاشقش بشی 😍 برای ثبت سفارش و مشاوره رایگان پیام بدید👇👇👇👇🌸 @beauty_masom https://eitaa.com/bbeautymasom ب کانالتون بپیوندید 👆👆