eitaa logo
『دختران‌فاطمی|پسران‌علوی』
547 دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
1.3هزار ویدیو
311 فایل
اینجا‌خانھ #عشق است خانھ‌بۍ‌بۍ‌زهراو موݪا‌امیراݪمؤمنین{؏‌‌}♥️ آهستہ‌وذڪرگویان‌واردشو.....😌✋🏻 📡راه‌ارتباطی‌با‌ما پاسخ‌به‌ناشناس‌ها🔰 ♡➣ @nazar2 📩راه‌های‌ارتباطی⇩ ♡➣zil.ink/asheghe_shahadat.313 ♡➣zil.ink/building_designer
مشاهده در ایتا
دانلود
♡ ❤️ 📱 ✨ 📚 دکتر اومد و گفت حداقل پام دو هفته تو گچه و بعد از گفتن نکات لازم رفت و منو فاطمه تنها شدیم فاطمه گفت : _آرمیتا پاشو کار دارم باید تورو هم برسونم مشکوک نگاهش کردم + چیکار داری شیطون؟؟ _می‌خوایم بریم خاستگاری +قدیما پسرا میومدن خاستگاری دخترا حالا برعکس شده فاطمه یکی زد پس گردنم و گفت: _خاستگاری من نه خاستگاریه علیه داداشم +آها حالا طرف کیه فاطمه؟ _چه میدونم خودشون قرار مدار گذاشن حالا برا خواستگاری منو خبر کردن نامردا +😂😂😂از الان داری خواهر شوهر بازی در میاریااا خب برو به سلامت یواشکی از دختره چندتا عکس بگیر ببینمش _حالا برا عقد می‌بینیش من برا چی عکس‌بگیرم وا +حالا از کجا معلوم به داداش جنابعالی بله بگه _ان شاء‌الله که میگه وگرنه علی خل میشه حالا راستی مگه داداش من چشه؟ خیلیلم دلش بخواد +از الان شدی عین خواهر شوهرااا بابا نه به باره نه به داره _دوباره با من حرف زدی یادم رفت پاین منتظرمن * تو خوابگاه نشسته بودم و حوصلم سر رفته بود از اونجایی که سارا و سمیرا نمی تونن یه جا بشینن هی می چرخن تو خوابگاه برا خودشون بالخره اومدن تو اتاق و هرکدوم رو تخت خودشون ولو شدن +یه نیاید پیش رفیقتون ها نمی بینید پام شکسته -خب بیا اومدیم +خوش اومدی _میگم آرمیتا +بله؟ _ما دو هفته دیگه امتحانامون تمومه +خب _بعدش باید بریم دیگه +کجا؟ _شهرمون +آهان چه بد _میگم تو چیکار میکنی ؟ +نمی دونم یکم پول از فروش اون خونه دارم اگه بتونم یه جارو اجاره کنم خوبه _کار چی پیدا نکردی آرمیتا؟ +نه فعلن یه نفر دیگه هم قراره که برام دنبال کار بگرده _آها باشه میخوای ما بازم بگردیم؟؟ +اگه بگردین که لطف میکنید چون من خودم نمیتونم فعلا بگردم _باشه حالا ماهم می گردیم ساکت دراز کشیده بودیم و هرکدوم سعی می کردیم فکر خودمون و مشغول کنیم این همه باهم بودیم حالا قراره جدا بشیم خونه از کجا پیدا کنم🤦‍♀ +میگم بچه ها _ها +نمی خواد دنبال کار بگردین برام _برا چی؟ +دنبال خونه بگردین شماها _باشه ولی ما دنبال کار هم میگردیم +شما خونه رو جور کنین کار پیشکش -باشه حالا دوباره هممون ساکت شدیم فاطمه یهو اومد تووو -سلاااااامممممم با بی حالی جوابشو دادیم -چیه شکست عشقی خوردین؟ +نه چه خبر از خواستگاری - بابا چقده دختره دختر خوبی بود ولی کلی بنده خدا رو حرص دادیم و باهاش شوخی کردیم +چرا؟ -آخه عروس خانوم و برادر عروس دیرتر از خاستگارا رسیدن😂😂 +واایی جدی😂😂😂 -اره اصن یه وضعی بوداااا بنده خدا از اول تا آخر مجلس از خجالت سرشو بلند نکرد حالا شماها نگفتین چرا ناراحتین؟ +قراره دو هفته دیگه همه از هم جدا بشیم -خب حالا مگه قراره همو نبینیم؟ -پاشید جمع کنید بساط اشک و آه و ناله رو +وااا کو اشک و آه و ناله فاطمه رو کرد به منو گفت - آرمیتا یه دقیقه پاشو بیا +کجا دقیقا با این پام؟ -خب همین جا میگم +هوم فاطی چی میگی -میگم آرمیتا داداش عروس خیلی قیافش آشنا بود +ینی چی؟ -ینی فک کنم یه جا دیدمش +اره احتمالا تو خوابت دیدیش لابد زمانی که فکر شوهر میکردی این شکلی تصور می کردی شوهرتو😂 -وای ارمیتا😡 +وا خب چیکار کنم -یکم جدی باش فکر شوهر چیه؟ +وااااا فاطمه فکر شوهر نمیدونی چیه؟؟ -هوف خدایا من آخر از دست این آرمیتا خل میشم -ببین حیف پات سالم نیست وگرنه +وگرنه؟ -هیچی بابا من رفتم پیش تو نباشم بهتره یه بار اخلاقت به منم سرایت میکنه +خیلی دلتم بخواد - دلم نمی خواد .تو گوشیت و جواب بده زنگ میخوره ..... :✍ و کپی‌با‌ذکر‌نام‌نویسنده‌ها‌مشکلی‌ندارد🙂‼️ 🌸 | ⓙⓞⓘⓝ↯ ♡➣@hadidelhaa