eitaa logo
『دختران‌فاطمی|پسران‌علوی』
546 دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
1.3هزار ویدیو
311 فایل
اینجا‌خانھ #عشق است خانھ‌بۍ‌بۍ‌زهراو موݪا‌امیراݪمؤمنین{؏‌‌}♥️ آهستہ‌وذڪرگویان‌واردشو.....😌✋🏻 📡راه‌ارتباطی‌با‌ما پاسخ‌به‌ناشناس‌ها🔰 ♡➣ @nazar2 📩راه‌های‌ارتباطی⇩ ♡➣zil.ink/asheghe_shahadat.313 ♡➣zil.ink/building_designer
مشاهده در ایتا
دانلود
کتاب _بر_ابراهیم 📚 جلد1 هفتاد _دوم 💚 🌷 / ⓙⓞⓘⓝ↯ ♡➣@hadidelhaa
کتاب _بر _ابراهیم 📚 جلد1 هفتاد _سوم 💚 🌷 / ⓙⓞⓘⓝ↯ ♡➣@hadidelhaa
کتاب _بر_ابراهیم 📚 جلد 1 هفتاد _چهارم 💚 🌷 / ⓙⓞⓘⓝ↯ ♡➣@hadidelhaa
٤پارــــ💌ـت تقدیــ👌ـــم نگاهاتـ👀ـــون👆بخاطر سالروز ازدواج حضرت محمد و خدیجه ۱ پارت اضافی گذاشتم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_5798680224442886057.ogg
379.5K
{• 🌱 •} چَند قـ🌧ـطرھ آرامِش.. میونِ اینهمھ دلهرھ، دِل،آرام ڪنیم:)♥ •●| ●•| •⏱• 🌸 | ⓙⓞⓘⓝ↯ ♡➣@hadidelhaa
اگه‌این‌اتفاق‌توی‌کشورهای‌💣 خارجی‌بودمثل‌بمب‌صدامیداد. حتمابخونین‌قشنگه...🔮 چندروزی‌بودکه‌هرچندساعت پیرزنی‌با۱۱۰تماس‌میگرفت‌و ساعت‌رو‌میپرسید...⏰ میگفت‌قرص‌دارم‌بایدبخورم نمیدونم‌ساعت‌چندهستش‌با تلفن‌های‌دیگه‌هم‌تماس‌میگیرم فکرمیکنن‌دارم‌مسخره‌میکنم‌و جواب‌نمیدن...☹️😔 بچه‌های‌مرفوک‌آدرس‌پیرزن‌رو گرفتن‌ویه‌واحدگشتی‌اعزام‌کردن به‌منزل‌ایشون.🚓 وقتی‌رسیدن‌دیدن‌پیرزن‌درمنزلی ساده‌زندگی‌میکنه‌وسوادهم‌نداره فقط‌بلده‌شماره۱۱۰روبگیره...📞 ساعت‌مصرف‌قرص‌های‌پیرزن‌رو پرسیدن‌ویادداشت‌کردن‌وبرگشتن. ازاون‌دراتاق‌مرفوک‌یک‌برگه‌نصب کردن‌وسرساعت‌مصرف‌قرص‌ها باایشون‌تماس‌میگیرن‌میگن‌مادر جان‌الان‌وقت‌قرص‌صورتیه‌هستش. وهربارکه‌نگهبانهاعوض‌میشن‌به نگهبان‌بعدی‌تاکیدمیکنن‌که‌فراموش نکنی‌زنگ‌بزنی‌پیرزن ‌قرصهاشوبخوره...💊 مرفوک:مرکزفرماندهی‌وکنترل 👤| | ⓙⓞⓘⓝ↯ ♡➣@hadidelhaa
🕊 _ کس نداند که دچاریم به چه درد!.. اَلو ♥️ سلام آقای امام حُسین :) 🐚 🌸 | ⓙⓞⓘⓝ↯ ♡➣@hadidelhaa
انسان کامل را ببین😍 با خود مکمل میبرد ❤️ هم آن به این دل میدهد ✨ هم این از آن دل میبرد 😍😌 سالروز پیوند آسمانی پیامبر صلوات الله و حضرت خدیجه مبارکک 💕💞 🌼 | ⓙⓞⓘⓝ↯ ♡➣@hadidelhaa
😃🌿 پاییز سال ۱۳۶۱ در جبهه طلائیه یک روز صبح به دسته کناری رفتم تا به شهید محمدرضا حقیقی (شهیدی که موقع دفن لبخند زد) سر بزنم.🙃 توی سنگر محمدرضا نشسته بودم و داشتم با ایشان صحبت می کردم که قلی سلطانی که از بچه های شوخ و باحال رامهرمز بود داخل سنگر آمد و بعد از سلام ، به محمدرضا گفت : آقای حقیقی من دیشب تو خواب همش در حال درگیری و دعوا بودم. محمدرضا با خنده و لکنتی که داشت به قلی گفت : برای چی؟ قلی گفت : آخه توی خواب با کلمن شربت شهادت آورده بودند و داشتند به بچه ها می دادند . وقتی به من رسیدن شربت شهادت برایم کم ریختن . به اونا گفتم چرا برای من شربت شهادت کم ریختید و با اونا درگیر شدم تا بالاخره حقم را گرفتم 😂 خداوند رحمت کند شهید قلی سلطانی را ایشان سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر در جزیره مجنون به شهادت رسیدند🌺 •لبخندبزن‌رزمندهه😁 🌸 | ⓙⓞⓘⓝ↯ ♡➣@hadidelhaa