وای یادش بخیر یه زمان زن من بود
همدیگه رو مینداختیم تو اتشفشان با اسید ذوب میکردیم
گر روم و آیم، بینم اینجا گشته خرابه، باز گر روم و آیم بینم شد آباد
چرا یادم نمیاد
تورو انداختیم تو غذا
یادت نیست؟