5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انیمیشنش🥲
اختصـاصـے چنــل:
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نیما تکیدو
اختصـاصـے چنــل:
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
385.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😂
اختصـاصـے چنــل:
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
283.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اختصـاصـے چنــل:
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
𓂃𖤐 ุ ࣪˖𓂃𓂃𖤐 ุ ࣪˖
(✯جنگل اسرارღ)
ܢ݆ߺߊܝࡅ߳ߺߺܙ 14
صبح روز بعد همراه مادرم و خانم فاستر به سمت جنگل راه افتادیم.
جنگل عجیب تر از قبل به نظر میرسید.
سرد،خیلی سرد. اما شاید به نظر من سرد بود چون تابستان بود و هوا آفتابی بود.
اما چرا من سردم بود؟
دستم میلرزید. وقتی رسیدیم یک گله غورباقه پرنده که در آسمان در حال پرواز کردن بودند را دیدم که کمی بعد روی برگ های نیلوفر های آبی که در سطح برکه شناور بودند فرود آمدند.
خانم فاستر گفت:
خب باید اول از پرواز کردنشروع کنیم باید یه سطح نسبتا مرتفع پیدا کنیم))
و با دستش به سمت شاخه درختی اشاره کرد و گفت:
اینجا عالیه ویولت بیا روی این شاخه وایسا
حالا بال هایت را به آرامی باز کن و تکان بده.))
تمام مراحلی که خانم فاستر گفت را انجام دادم تا بالاخره از روی شاخه بلند شدم و پرواز کردن را یاد گرفتم
بعد از یک روز طولانی در کنار خانم فاستر و تمرین پرواز به خانه برگشتیم.
حدودا ساعت 12 شب بود که ناگهان...
ادامه دارد...🦦✨🌚
نویسنـבه: ღآیلینـ
ܭܝ݆ߺࡅ࡙؟ ܣܩܝߊܘ ߊܢܚܩܢ ࡅ߭ࡐࡅ࡙ܢܚࡅ߭ܥܘ ࡐ ܥ݆ࡅ߭ܠܙ ܧܢܚ݅ࡅ߭ܭَܩ🥰
𝐹𝑜𝓇𝑒𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒮𝑒𝒸𝓇𝑒𝓉𝓈
𝐵𝓁𝓊𝑒 𝐿𝒾𝒷𝓇𝒶𝓇𝓎
پارت بعدی رو گریه کنید تا بزارم😘🥰
فردا میزارم تا اونموقع گریه کنید🥰