اما عزیزِ من
برای آمدن تعلل نکن
اینجا خاورمیانه است
و فردا ممکن است برای هر چیزی
دیر شده باشد.
پرایوتِ دتری
بعد یک ماه قرارع امروز ببینمش ذوق فراوان :)))))
امروز کنسل شد و قرارع فردا ببینمش.
خیلی چیزا هست که باید دربارش رو شونش گریه کنم :))))
داشتم فکر میکردم بعضیامون خیلی بی رحمانه داریم ی دردایی رو تحمل میکنیم.
دردایی که خیلی بزرگتر از قد و قواره ماست. هیچوقت حق انتخابی براشون نداشتیم. زورشون خیلی بیشتر از لبخندامونه، دردایی که هر بار از خودت میپرسی چرا من؟! و هربار جوابی که هیچوقت پیداش نکردی غمگین و غمگین ترت میکنه…
پرایوتِ دتری
خیلی دلم براش تنگ شد رفیق شهیدمو میگم :))
امروز خیلی بهت نیاز دارم قربونت بشم.
نیاز دارم بیام سرمو بزارم رو سنگ قبرت و با اشک باز شکایت کنم و بگم چقدر آدما اذیتم میکنند.