میبینی گاهی وقتا ناراحتی یا خلاصه دلت گرفته و نمایانش میکنی یه بزرگ تر از خودت میاد میگه : تو که سنی نداری مثلا برا چی ناراحتی ؟ دغدغه تو چیه ؟ تو چی از غم میفهمی؟ و..
اینا بیشعور نیستن. اینا فقط هیچ وقت چیزی که از رَده سنی شون بیشتر باشه و تجربه نکردن.
سن هیچ ربطی به غم و دیدگاهت به زندگی نداره سن فقط یه عدده حتی تو چهره و اندام هم گاهی تاثیر چندانی نداره مثلا تو یک فرد چهل ساله رو میبینی و اون فرد انگار ۱۸ سالشه ..
یا برعکس
پرایوتِ دتری
سن هیچ ربطی به غم و دیدگاهت به زندگی نداره سن فقط یه عدده حتی تو چهره و اندام هم گاهی تاثیر چندانی ن
انسان ها به اندازه نبرد هایی که تو زندگی تجربه میکنند بزرگ میشن نه با گذر زمان..
تو یه بچه پنج ساله میبینی، جوری این بچه از زندگی حرف میزنه انگار چهل سالشه و خوب فراز و نشیب های زندگی بلده و برعکسش یه فرد چهل ساله میبینی که اندازه بچه پنج ساله شعور و فهم ندارع.
پرایوتِ دتری
این چیزایی که میخوام بگم برا همه مون معمولا پیش آمده.
مثلا میبینید یه فرد خواهر/برادر ، رفیق ، دوست آشنا..
زندگیش نسبتا از زندگی تو خیلی بهتره بدبختی هاش کمتره ، کمتر از تو سختی کشیده و اذیت شده تا یکم از بدبختی هاش پیشت میگه تو دلت میگی وا این دیگه چقدر ناشکره خوبه جای من نیست من با این همه بدبختی جیکم در نمیاد بعد حالا این واسه چندتا مشکل کوچیک میناله و..
ببینید رفقا شاید اینکه طرف مقابل مشکل و غمش از ما کوچیک تر و باشه درست باشه ولی این دلیل نمیشه مشکل و غمش و.. اونو اذیت نکنه..
ما از دید خودمون از دید زندگی خودمون که از اون داغون تره بهش نگاه میکنیم ولی شک نکنید اگه تو شرایط اون بودید شماهم اون مشکل براتون بزرگ و ناراحت کننده بود ما همه چیز همه چیز، از دید زندگی خودمون میبینم نه زندگی طرف..
مثلا | فلانی نمرش بیشتر از من شده باز ناراحته من اگه همچین نمره ای می آوردم رو ابرا بودم |