پرایوتِ دتری
خانهام ابریست اما ؛ در خیال روزهای روشنم..
دیدند که در روی زمین نیست پنااهی ؛
در کنج دل خویش خزیدند عزیزان : )
پرایوتِ دتری
به نام خدای حرفای ناگفته 📜🪄 . هر آنچه نرسید ، اینجا به مقصد میرسد . اینجا ؟! ایستگاهِ آخرِ کلماتی
رفقا حرفِ ناگفته ای به عزیزی ندارید ؟👀
در نامهٔ خودکشیاش نوشته بود:
«فکر نکنید که خودکشیِ من یک تصمیمِ ناگهانی بود.
من تمامِ درها را زدم؛ هیچکس باز نکرد.»
پرایوتِ دتری
و منی که تا اندی پیش خواب بودم
خوش بحالت من دو دقیقه چشمامو بستم مامانم آنقدر سر صدا کرد به گوه خوردن افتادم 🗿💔
وای وای فردا باید مهمانی هم بریم امشب و امروز نخوابم فردا مریض میشم ..
ولی خوابم نمیبره
*نیازمند قرص خواب !