هدایت شده از فِراق!🫀
ِاِلهۍعَظُمَالْبَلاء ..
ُوَبَرِحَالْخَفآءُ ..
وَانْڪَشَفَالْغِطآء ..
وَانْقَطَعَالرَّجآء ..
ُوَضاقَتِالاَْرْضُ ..
ُوَمُنِعَتِالسَّمآء ..
وَاَنْتَالْمُسْتَعانُ ..
ُوَاِلَیْڪَالْمُشْتَڪۍ ..
وَعَلَیْڪَالْمُعَوَّلُفِۍالشِّدَّةِوَالرَّخآء ..
ِاَللّهُمَّصَلِّعَلۍمُحَمَّدوَالِمُحَمَّد ..
اُولِۍالاَْمْر ..
الَّذینَفَرَضْتَعَلَیْناطاعَتَهُمْ ..
وَعَرَّفْتَنابِذلِڪَمَنْزِلَتَهُمْ ..
فَفَرِّجْعَنّابِحَقِّهِمْفَرَجاًعاجِلاقَریباً ..
ڪَلَمْحِالْبَصَرِاَوهُوَاَقْرَب ..
ُیامُحَمَّدُیاعَلِۍیاعَلِۍُیامُحَمَّدُ ..
اِکْفِیانۍفَاِنَّکُماڪافِیانِ ..
وَانْصُرانۍفَاِنَّکُماناصِرانِ ..
یامَوْلانایاصاحِبَالزَّمان ..
ِالْغَوْثَالْغَوْثَالْغَوْثَ ..
اَدْرِکْنۍاَدْرِکْنۍاَدْرِکْنۍ ..
السّاعَةَالسّاعَةَالسّاعَة ..
الْعَجَلَالْعَجَلَالْعَجَل ..
َیااَرْحَمَالرّاحِمینَ ..
بِحَقِّمُحَمَّدوَالِہالطّاهِرین ..
"بسمِربِالحَسَن💚
حسنشدیڪهمیانمضیفچشمانت
تمامشهربهعشقشماگداباشند:)
دوشنبہهایامامحسنے💚✨
_🕯
•|
‹ بِـســمࢪبالنوࢪ🌱✨
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــــــــ⊰❁⊱ــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
ذكـࢪ ࢪوززدوشَنـبِہ🌝'
یـٰاقاضۍالحـٰاجات🌸'
اۍبَرآورَنـدِهحـٰاجاتھا..💗🤌🏼
دوشنبههایامامحسنی..💚
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــــــــ⊰❁⊱ــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
⊱· ———— · ⊰ ꥟ ⊱ · ———— ·⊰
_🕯✨
•|
روح مان از بين رفته سرگرم بازيجه دنياييم
"الَذِينَ هُمْ فى خَوْضٍ يَلْعَبُونَ" ما هستيم!
مُرده ام، تو مرا دوباره حيات ببخش
خوابم، تو بيدارم كن
خدايا!
به حُرمت پای خسته ى رقيه سلام اللّٰه عليها
به حرمت نكَاه خسته ى زينب سلام اللّٰه عليها
به حرمت چشمان نگران حضرت وليعصر عج اللّٰه به ما حركت بده.. :)
_شهيد عباس دانشگر
گفت:
بعضیا گناه نمیکنند،
ولی تَهِ دلشون با اون گناهه!
ولی عباس کاری کرده بود که
اصن از گناه بَدِش میومد!
یه جورایی با گناه نکردن
بیشتر حال میکرد تا گناه کردن!
خودش میگفت:
حَظّ و لذتی که تو نگاه نکردن
به نامحرم هست،
تو بقیه عبادت ها نیست..♥️!
#سالروزشهادت
#شهیدعباسدانشگر🌸
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شـہادت یعنـی: متفاوت به پایان برسی
شهید عباس دانشگر
موذن اذان میگفت و من حواسم به نماز اول وقت نبود. در آسایشگاه نشسته بودم.
عباس گفت:
«بلند شو نمازت رو بخون! الان شیطون کنارت نشسته!»
بعد گفت:
این جمله را یک روزی پدرم به من گفت:
«بلند شو نمازت رو بخون که الان شیطون کنارت نشسته و تو رو از نماز اول وقتت دور میکنه!»
#شهیدعباسدانشگر
مرده ام، تو مرا دوباره حیات ببخش
خوابم، تو بیدارم کن
خدایا! به حرمت پای خسته ی رقیه (س)،
به حرمت نگاه خسته ی زینب (س)،
به حرمت چشمان نگران حضرت ولی عصر(عج)؛ به ما حرکت بده.
_شهید عبـاس دانشگر
#شهداهم_هستند
عباس دانشگر فرزند مؤمن هیجدهم اردیبهشت سال 1372در شهرستان سمنان در خانوادهای متدین به دنیا آمد. او در همان کودکی شجاع و نترس بود پدرش او را به همراه خود به مسجد می برد حضور او در مسجد و بسیج باعث شد که رفتار و گفتارش با اخلاق اسلامی زینت داده شود. او در همان ابتدا با احکام اولیه و قرآن و تعالیم دینی آشنا شد. از آنجایی که همیشه خنده بر لب داشت رابطه صمیمی و عاطفی با دوستانش پیدا کرد. آنقدر گرم و صمیمی بود که در اولین برخورد هر کس شیفته او میشد از سن هشت سالگی به بعد مرتب در نماز جماعت شرکت میکرد و با دوستانش هر سال در اعتکاف شرکت میکرد.
حضور او در جلسه دعای کمیل و دعای ندبه چشمگیر بود. او در بیشتر سخنرانی که در مسجد بود شرکت میکرد این حضور فعال او زمینهای برای ساخته شدن شخصیت اجتماعی و معنوی او در سالهای بعد شد. او در دوران تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان جزو شاگردان ممتاز کلاس بود. برای ارتقاء تحصیل خودش تلاش زیادی کرد. او با ارادهای قوی که در ادامه تحصیل داشت توانست با رتبه عالی در دانشگاه سمنان در رشته مهندسی کامپیوتر(نرم افزار) قبول شود و از طرفی به خاطر دور اندیشی و عشق و علاقه که به سپاه پاسداران داشت در آزمون دانشگاه امام حسین(ع) هم شرکت کرد و قبول شد. او یک هفتهای در فکر بود که کدامیک را برگزیند. اکثر دوستان و آشنایان به او پیشنهاد دادند که در رشته کامپیوتر ادامه تحصیل بدهد، ولی او به این نتیجه رسید که دانشگاه امام حسین(ع) که یک دانشگاه انسانسازی است انتخاب کند. به دیگران میگفت من دوست دارم برای خدمت به اسلام وارد سپاه پسدارانشوم.