eitaa logo
قصه های کودکانه
34.8هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
918 ویدیو
330 فایل
قصه های زیبا،تربیتی و آموزنده کودکانه 🌻مطالب کانال را با ذکر آدرس کانال ارسال نمایید 🌻ارتباط باما: @admin1000 🌸 کانال تربیتی کودکانه 👇 @ghesehaye_koodakaneh کتاب اختصاصی کودکانه👇 https://eitaa.com/ketabeh_man تبلیغات👇 https://eitaa.com/tabligh_1000
مشاهده در ایتا
دانلود
🌼ابن سینا و ابن مسکویه ابوعلی بن سينا هنوز به سن بیست سال نرسیده بود که علوم زمان خود را فرا گرفت و در علوم الهی و طبیعی و ریاضی و دینی زمان خود سرآمد عصر شد. روزی به مجلس درس ابوعلی بن مسکویه دانشمند معروف آن زمان، حاضر شد با کمال غرور گردویی را به جلو ابن مسکویه افکند و گفت: «مساحت سطح این را تعیین کن.» ابن مسکویه جزوه هایی از یک کتاب که در علم اخلاق و تربیت نوشته بود «کتاب طهاره الاعراق» به جلو ابن سینا گذاشت و گفت: تو نخست اخلاق خود را اصلاح کن تا من مساحت سطح گردو را تعیین کنم. تو به اصلاح اخلاق خود محتاجتری از من به تعیین مساحت سطح این گردو. بوعلی از این گفتار شرمسار شد و این جمله راهنمای اخلاقی او در همه عمر قرار گرفت. 🌼نویسنده:استاد شهید مرتضی مطهری ✅ارسال مطالب فقط با ذکر نام و آدرس کانال قصه های کودکانه مجاز می‌باشد. 🌸🍂🍃🌸 کانال تربیت کودکانه @Ghesehaye_koodakaneh 🍃کانال قصه های کودکانه جهت دعوت و عضویت👇 https://eitaa.com/joinchat/3920166922C29a779ebe4
اردک کوچولو_صدای اصلی_490235-mc.mp3
4.7M
🌃 قصه شب 🌃 🦆اردک کوچولو 🍃توی یه مزرعه که نزدیک به برکه ی بزرگ بود، خانم اردکه روی تخم هاش نشسته بود و منتظر جوجه های ناز و تپلش بود که یکی یکی از توی تخم بیرون بیان. سرانجام جوجه اردکا به دنیا اومدن اونا کم کم بزرگ شدن و وقتش رسید که شنا کردن رو یاد بگیرن... 🌼کودکان با شنیدن این داستان یاد میگیرن که با کمی فکر و خلاقیت میتونن برای هر مشکلی راه حل مناسب پیدا کنن. 🌸🌸🌸🌸 کانال تربیتی کودکانه @Ghesehaye_koodakaneh 🍃کانال قصه های کودکانه جهت دعوت و عضویت👇 https://eitaa.com/joinchat/3920166922C29a779ebe4
آموزش گام به گام آیة‌الکرسی ⭐️ گام سوم : لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْ‌ضِ 🌸🌸🌼🌸🌸 کانال تربیتی کودکانه @Ghesehaye_koodakaneh 🍃کانال قصه های کودکانه جهت دعوت و عضویت👇 https://eitaa.com/joinchat/3920166922C29a779ebe4
ayat3.mp3
147.3K
گام سوم آیة‌الکرسی ⭐️ 🌸🌸🌼🌸🌸 کانال تربیتی کودکانه @Ghesehaye_koodakaneh 🍃کانال قصه های کودکانه جهت دعوت و عضویت👇 https://eitaa.com/joinchat/3920166922C29a779ebe4
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
جورچین جدید یسنا مداد رنگی هایش را روی میز گذاشت، دفترش را باز کرد. یک مامان کانگورو کشید که توی کیسه اش یک کانگوروی کوچولو استراحت می‌کرد. مامان کانگورو داشت برای کانگورو کوچولو کتاب می خواند. یسنا نقاشی اش را رنگ کرد، دفترش را برداشت و از اتتق بیرون رفت. مامان داشت کتاب می خواند، یسنا جلو رفت. گفت:« مامان چشمانت را ببند» مامان چشمانش را بست. یسنا نقاشی اش را جلوی صورت مامان گرفت. مامان محکم او را بوسید گفت:« آفرین خیلی نقاشی قشنگی کشیدی! تو یک هنرمندی!» یسنا نقاشی را روی مبل گذاشت. ماهان کوچولو را که تازه خوابش برده بود دید. رفت و کنار ماهان دراز کشید. کم کم خوابش برد. وقتی از خواب بیدار شد ماهان را کنارش ندید، سریع از جایش پرید. یاد نقاشی اش افتاد، اما نقاشی روی مبل نبود! این طرف و آن طرف را نگاه کرد. صدای خنده ماهان را شنید. ماهان را دید که گوشه ای نشسته و تکه های پاره نقاشی یسنا روی پایش ریخته است. یسنا اخم کرد ، چشمانش پر از اشک شد. سریع به سمت ماهان دوید. تکه های نقاشی را از ماهان گرفت، بلند گفت :«چرا نقاشی من را پاره کردی؟» اما ماهان که حرف زدن بلد نبود! اخم یسنا را که دید بغض کرد. می خواست گریه کند اما یسنا خیلی ماهان را دوست داشت. تکه‌های نقاشی را روی میز گذاشت. ماهان را بوسید و گفت:« نازی! نازی!» بعد هم با چشمان گریان و نقاشی پاره پیش مامان رفت. مامان لیوان را داخل کابینت گذاشت، دستش را روی موهای یسنا کشید و گفت:« می‌دانم که از این کار ماهان خیلی ناراحت شدی! اما من یک فکری دارم» مامان اشک های یسنا را پاک کرد، با هم به اتاق رفتند گفت:« ببین دخترم تو الان یک جورچین داری یک جورچین کانگورویی! جورچینت را بچین! » یسنا خندید و جورچین کانگرویی اش را چید. 🌸🌼🍃🌸 کانال تربیت کودکانه @Ghesehaye_koodakaneh لینک کانال جهت ارسال،دعوت و عضویت👇 http://eitaa.com/joinchat/3920166922C29a779ebe43
إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ 🖤 سید حسن نصرالله به شهادت رسید 🔹حزب‌الله لبنان با صدور بیانیه‌ای شهادت سید حسن نصرالله، دبیرکل این جنبش در حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه جنوبی بیروت را تایید کرد.
*🔖🔰 به مناسبت شهادت سید مقاومت برای آموزگاران ابتدایی* 💠بردن تصویر شهید در کلاس و توضیحاتی متناسب با سن بچه ها درباره حمایت های ایشان از فلسطین 💠بیان توضیحاتی درباره ماجرای فلسطین و دشمنی اسرائیل و تعیین تکلیفی در این زمینه برای مثال کشیدن نقاشی برای بچه های فلسطین 💠پخش سرودهای کودکانه فلسطین در زمان استراحت کلاس 💠چاپ پرچم آمریکا و اسرائیل و چسباندن روی زمین در قسمت درب کلاس که هنگام رفت و آمدها روی آن پا بگذارند 💠انجام دست ورزی یا آموزش اوریگامی با رنگ های پرچم فلسطین و چسباندن کاردستی ها در بخشی از کلاس به شکل پرچم فلسطین 💠طراحی گیفت با تصویر پرچم فلسطین و آیه قرآن متناسب با سن بچه ها درمورد بحث مقاومت (پرس شود و به بچه ها هدیه داده شود که موقع خواندن قرآن به عنوان سرخط از آن استفاده کنند) 💠درست کردن پرچم فلسطین با خمیر بازی در زنگ هنر *💠استفاده از نمادها:* 🔹مشکی پوشیدن و بیان دلیل آن 🔹تصویر پس زمینه گوشی 🔹استفاده از چفیه به عنوان رومیزی میز کلاس 🔹استفاده از پیکسل شهید و پرچم فلسطین روی کیف 🔹استفاده از دفترهایی با طرح و نقشی از مقاومت 🌸🌼🍃🌸 کانال تربیت کودکانه @Ghesehaye_koodakaneh لینک کانال جهت ارسال،دعوت و عضویت👇 http://eitaa.com/joinchat/3920166922C29a779ebe43
🚒🚒🚒🚒🚒 🌸🌼🍃🌸 کانال تربیت کودکانه @Ghesehaye_koodakaneh لینک کانال جهت ارسال،دعوت و عضویت👇 http://eitaa.com/joinchat/3920166922C29a779ebe43
🌸انعکاس رمزی کوچولو برای پدرش که داشت روی زمین کار می‌کرد غذا می‌برد. او فکر کرد یک چهره‌ی نامشخص در پشت سنگ‌های بالای تپه باشد. چون فکر کرد باید آن شخص یک بچه‌ی دیگر باشد او را صدا زد و گفت: "هی!" بازتاب صدا را شنید که از بالای کوه می‌گفت: "هی!" در حالیکه تشخیص نداده بود که این بازتاب صدای خودش است. او فکر می‌کرد که یک بچه‌ی دیگر بالای کوه است که دارد او را اذیت می‌کند. "فقط وایسا و ببین که وقتی بالا آمدم چه بلایی سرت در می‌آورم!" صدا پاسخ داد: "فقط وایسا و ببین که وقتی بالا آمدم چه بلایی سرت در می‌آورم!" رمزی که واقعا عصبانی شده بود با تمام وجود صدا زد: "بیا بیرون و بگذار تو را ببینم، ای ترسو!" زمانی که همان صدا را شنید او به طرف پرتگاه شروع به دویدن کرد. او خیلی زود خسته شد اما نتوانست در آنجا چیزی بیابد. او فکر می‌کرد که آن بچه باید جایی خود را مخفی کرده باشد. از تخته سنگ‌ها بالا رفت در حالی که داشت تمام وقت فریاد می‌زد. او داشت فکر می‌کرد که چه بلایی سر آن بچه در خواهد آورد زمانی که او را به چنگ خود در بیاورد. اما بچه‌ی ترسو هیچ گاه جرات نکرد بیرون بیاید. بعد از مدتی طولانی، به یاد پدرش افتاد. تا الان باید پدرش خیلی منتظرش شده باشد. زمانی که پیش پدرش رسید ماجرا را برای او تعریف کرد. پدرش به او گوش داد و ضرب المثلی را برای او یادآور شد: "آن کس که هرچه را می‌خواهد می‌گوید، هر آنچه که نمی خواهد را می‌شنود." اگر رمزی فقط حدیث بعدی از امیر المومنین علیه السلام را شنیده بود آنطور عمل نمی کرد: «عوّد لسانک حسن الکلام تأمن الملام؛» 🍃«زبان خویش را به سخنان پسندیده عادت ده تا از سرزنش (دیگران) در امان باشی» 🌸🍂🍃🌸 کانال تربیت کودکانه @Ghesehaye_koodakaneh 🍃کانال قصه های کودکانه جهت دعوت و عضویت👇 https://eitaa.com/joinchat/3920166922C29a779ebe4
گُل آبی_صدای اصلی_490233-mc.mp3
5.77M
🌃 قصه شب 🌃 🍃گل آبی در یه دشت بزرگ و سرسبز حیوونای زیادی با خوبی و خوشی کنار هم زندگی میکردن یه روز صبح موش کوچولو برای اینکه دست و صورتش رو بشوره رفت کنار برکه ی وسط دشت؛ اما اون روی برکه یه چیز عجیب دید یه دونه ی سبز که روی آب رشد کرده بود... 🌼 کودکان با شنیدن این داستان یاد میگیرن که بعضی از گلها روی آب رشد میکنن مثل نیلوفر آبی 🌸🌸🌸🌸 کانال تربیتی کودکانه @Ghesehaye_koodakaneh 🍃کانال قصه های کودکانه جهت دعوت و عضویت👇 https://eitaa.com/joinchat/3920166922C29a779ebe4