غنچه صبحی دوباره باز شد
آفتاب دیگری آغاز شد
تا گلستان جهان سرشار زیبائی شود
تا بهار مهر ورزیدن تماشائی شود
تا تو پلک مخملت را وا کنی
تا سلامی باز با دنیا کنی
تا دوباره عشق را
با گوشه لبخند خود معنا کنی
دوستان مهربونم
صبحتون پر از آواز خوش زندگی❤️💐
💥فوری
📸 مروری بر تنفیذهای تاریخ جمهوری اسلامی ایران
👌🏻✔️ #تنفیذ_سیزدهم هم اکنون شروع شد
حتما ببینید☺️
🇮🇷@Gilan_tanhamasir
📜 حکم تنفیذ سیزدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران
🔻 بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
و الحمد للّه ربّ العالمین و صلّی اللّه علی محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة اللّه فی الارضین.
🔹 خداوند علیم و قدیر را سپاس میگویم که با فضل و عنایت خود، ایران را بار دیگر در آزمون سیاسی و اجتماعی انتخابات سرافراز فرمود و ملّت عظیمالشّأن در شرایطی پیچیده و دشوار، با حضور پُرمعنا و عزّتآفرین خود، حاکمیّت رأی مردم بر ادارهی امور کشور را نمایان ساخت، و با انتخاب شخصیّتی مردمی و عالیقدر از تبار سیادت و علم، و مزیّن به پرهیزکاری و خردمندی، و دارای سوابق درخشان مدیریّت، عزم راسخ خود را بر پیمودن مسیر نورانی انقلاب که مسیر عدالت و پیشرفت و آزادی و عزّت است نشان داد.
🔹 امروز میهن عزیزمان، تشنهی خدمت و آمادهی حرکت جهشی در همهی عرصهها، و نیازمند مدیریّتی باکفایت و جهادی و دانا و شجاع است که بتواند توانمندیهای آشکار و نهفتهی ملّت، بویژه جوانان را که بسیار فراتر از مشکلات است، بسیج کرده و به میدان کار و تلاش سازنده آورَد؛ موانع را از سر راه تولید بردارد؛ سیاست تقویت پول ملّی را بِجِد دنبال کند، و قشرهای متوسّط و پایین جامعه را که سنگینیِ مشکلات اقتصادی بر دوش آنها است، توانمند سازد؛ مدیریّتی که با مشی فرهنگی خردمندانه، مسیر اعتلای مادّی و معنوی ملّت ایران را هموار کرده، حرکت کشور به سمت جایگاه شایستهاش را شتاب بخشد.
🔹 اکنون با تشکّر از مردم عزیز و با پیروی از گزینش آنان، رأی به عالِم فرزانه و خستگیناپذیر و کارآزموده و مردمی، جناب حجّتالاسلام آقای سیّدابراهیم رئیسی را تنفیذ و ایشان را به ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب میکنم، و از خداوند متعال توفیق و سربلندی ایشان و همکارانشان را مسئلت مینمایم و یادآوری میکنم که رأی ملّت و تنفیذ اینجانب تا هنگامی است که مشی همیشگی ایشان در پیمودن صراط مستقیم اسلام و انقلاب ادامه داشته باشد، که به فضل الهی چنین خواهد بود؛ انشاءاللّه.
🔺 والسّلام علی عباداللّه الصّالحین
سیّدعلی خامنهای
۱۲ مرداد ۱۴۰۰
🏷 #تنفیذ_سیزدهم
🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨
آغاز ریاست جمهوری آقای رئیسی ،رئیس جمهور مردمی و انقلابی بر هممون
خیلیییی مباااارک باشهههههه😍👏👏👏
Hojat Ashrafzadeh - Faghat Eshgh (128).mp3
3.1M
#ایران_وطنم
حجت اشرف زاده 👏👏
🦋@Gilan_tanhamasir
📸 گزارش تصویری | مراسم تنفیذ حکم سیزدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران
🏷 #تنفیذ_سیزدهم
🎞 تصاویر به مرور تکمیل میشود، در👇
https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=48402
14000512_41604_1281k.mp3
9.6M
🎙بشنوید | صوت کامل بیانات امروز رهبر انقلاب در مراسم تنفیذ حکم سیزدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران. ۱۴۰۰/۰۵/۱۲
#تنفیذ_سیزدهم
💻 @Gilan_tanhamasir
#عکس_نوشته
▪️ تظمین #حقوق_کاربران در طرح حمایت از حقوق کاربران و خدمات پایه کاربردی فضای مجازی
🌐@Gilan_tanhamasir
🔷 خریدهای اینترنتی خود را امن انجام دهید
🔸 با توجه به شیوع ویروس کرونا در جهان، خریدهای اینترنتی بیش از پیش مورد توجه افراد قرار گرفته است . چنانچه خریدهای اینترنتی طبق اصول خود انجام نشود ممکن است خطراتی از قبیل درگاههای فیشینگ، اجناس تقلبی، کلاهبرداری و عدم ارسال کالا را در پی داشته باشد.
🔹 چندین نکته مهم در انجام خریدهای اینترنتی وجود دارد که توجه به آنها میتواند امنیت خریدهای آنلاین را تضمین نماید و این نکات شامل موراد زیر هستند:
1⃣ خریدهای خود را از سایتهای معتبر و دارای نماد اعتماد الکترونیکی انجام دهید.
2⃣ قبل از خرید قوانین فروشگاه و شرایط مرجوعی کالا را بررسی نمایید تا در صورت وقوع هرگونه مشکل بتوانید از خدمات پس از فروش استفاده نمایید.
3⃣ حتیالامکان پرداخت را درب منزل و هنگام تحویل گرفتن کالا انجام دهید.
4⃣ درصورت پرداخت آنلاین، درگاه پرداخت بانکی را بررسی نمایید.
5⃣ تا جایی که امکان دارد از دستگاه رایانهای شخصی خود برای خرید استفاده کنید.
#خرید_اینترنتی #پلیس_فتا
🌐@Gilan_tanhamasir
تنهامسیریهای استان گیلان🌳
💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢 #عبور_از_سیم_خار_دار_نفس #پارت31 سکوت کردو به طرف اتاقش رفت. بعد از این که برای ریح
💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢
#عبور_از_سیم_خار_دار_نفس
#پارت32
–بهم می گی چی شده؟باحرفش ناگهان قلبم ریخت. تمام تلاشم راکردم که خودم را بی خیال نشان بدهم و گفتم:چی؟
ــ این که این روزا غصه داری. توخودتی و کم اشتهایی...
اخمی کردم وگفتم:
–تو کجا دیدی من کم اشتهام؟
ــ اسرا گفت.بارها زنگ زدم خونه، نبودی، ازش حالت رو پرسیدم می گفت:دیگه باهاش زیاد حرف نمی زنی، رفتی رو سایلنت.
ــ اسرا واسه خودش گفته، من خوبم.
آهی کشیدو گفت: –خدا کنه، من از خدامه.
داشتیم از عرض خیابون رد می شدیم که چشمم به یک ماشین نوک مدادی آشنا افتاد.
دقیق شدم. خدای من ماشین آرش بود. اینجا چیکار می کرد. خودش پشت فرمان نشسته بودونگاهم می کرد.هول کردم. نگاهم را ازماشین گرفتم و به سعیده گفتم:–زودتر ماشینت رو روشن کن بریم.
سعیده سوار شدوسویچ را چرخاند و چرخید طرفم که حرفی بزند هم زمان من برگشتم تا آرش را ببینم، مسیر نگاهم را دنبال کردو آرش را دید.باتعجب گفت:–تو که از این اخلاقا نداشتی، کجا رو نگاه می کنی؟
چرا استرس داری؟چیزی شده.
ــ فقط برو.بعدا برات می گم.
هم زمان با حرف من آرش از ماشین پیاده شدو دست به سینه تکیه اش را به ماشین داد ونگاهش را به من چسباند.
سعیده با خنده گفت:–پس خبریه، بعددور زدو از جلو ماشین آرش گذشت و نگاه گذرایی به او انداخت وگفت: –به به چه خوش تیپ، چه جذاب.خدایی منم جای تو بودم از غذا خوردن می افتادم، کلا از زندگی ساقط می شدم.
زود بگو ببینم قضیه چیه؟هم زمان من هم نگاهم به آرش افتاد که فوری به گوشی دستش اشاره کرد، منظورش را فهمیدم.منتظره که پیام بدم.
چشم از آرش گرفتم و گفتم:–حالابهت می گم، فعلا برو.به آینه نگاهی کرد.–همونجا مثل میخ وایساده بابا، حالا چرا کُپ کردی؟
سرم را پایین انداختم.–آخه داشتم می رفتم پیش ریحانه هم همونجا بود.سعیده نوچ نوچی کردو گفت: –تو چه کردی با این بدبخت فلک زده.
دوباره از آینه نگاه کرد.–بگو دیگه، دیگه تو دیدم نیست. همه ی قضیه را برایش تعریف کردم و گفتم که سر دو راهی مانده ام.
–من جای تو بودم دو دستی می چسبیدمش، دوراهی نداره.
حالا این همه زن و شوهر باهم، زندگی می کنند، همشون هم فکرو هم اعتقادهستند؟
نفسم را بیرون دادم.– فکر می کنی این همه طلاق برای چیه؟
خیلی بی خیال گفت:– به خاطر بی پولی و کم توجهی.ــ یعنی پول دارا طلاق نمی گیرند؟
ــ دلیل اونا احتمالا کم توجهیه، یا زن به شوهرش توجه نکرده یا برعکس.ــ شوهر یا زنی که رضایت خدا تو زندگیشون باشه چرا باید به هم کم توجهی کنند؟
گنگ نگاهم کرد و من ادامه دادم:
–مثلا اگر مرد اعتقاداتش قوی باشه به نامحرم نگاه نمی کنه، در نتیجه تمام نگاه و عشق ومحبتش و...رو خرج زن خودش می کنه.
زن هم همین طور.
ــ سوالی نگاهم کردو گفت:
–حالا یعنی چی؟یعنی این یه مثاله حالا تو بسطش بده تو همه چی.
خندید.–حالا همه که یه جور نیستند.خیلی ها هستند معتقد نیستند ولی سالم زندگی می کنند.
ــ من اصلا کاری با سالم زندگی کردن اونا ندارم.
ــ پس دردت الان چیه؟
ــ دردم رو تو نمی فهمی.
جلو در رسیده بودیم.از ماشین پیاده شدم، او هم پیاده شدو رویه رویم ایستاد و گفت:
–راحیل واضح بگو خوب منم بفهمم.تو، کلی، حرف می زنی من متوجه نمیشم.
لبهایم را کشیدم داخل دهانم و گفتم: –ببین مثلا وقتی یه روز دلم گرفت و به شوهرم گفتم پاشو بریم امام زاده، پاشو بریم شهدای گمنام، براش غیر معقول نباشه، دلم می خواد من رو ببره کلی استقبال کنه و لذتم ببره.یا خودش بیاد بگه مثلا روز تاسوعا و عاشورا بیا یه نذری بدیم یا بیا بریم هئیت اصلا.با من پا باشه می فهمی چی می گم؟
زوری نباشه به خاطر من نباشه، خودش این جوری باشه.مثلا محرم که میشه خودش زودتر از من پیراهن مشگی بپوشه. کاراش دلی باشه می فهمی؟سعیده که تا حالا به حرفهام گوش می داد، گفت:—حالا این پسره این جوری نیست؟
–نمی دونم بهش نمیادالبته باید باهاش درست و حسابی حرف بزنم تا متوجه بشم.
✍#بهقلملیلافتحیپور
#ادامهدارد...
✿○○••••••══
💐@Gilan_tanhamasir ═══••••••○○✿