نمایشگاه عکس بزرگداشت #سردارجنگل
🏬مکان: رشت. مجتمع فرهنگی هنری خاتمالانبیاء (ص)
🕰زمان: از شنبه ۲۸ آبان الی ۷ آذر ساعت
صبح از ساعت ۹ الی ۱۱
عصر از ساعت ۱۶ الی ۱۹
@Gilan_tanhamasir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
در دفاع از #نظاماسلامی هیچ تقیه نکنید.
@Gilan_tanhamasir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
آهای کوه غیرت
صدامونو داری...؟💔
@Gilan_tanhamasir
📿 صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی
🔹 سيد ابن طاووس میفرمايد :
✨ اگر از هر عملی در #عصرجمعه غافل شدی از صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی غافل نشو چرا كه در اين دعا سری است كه خدا ما را بر آن آگاه كرده است.
✨متن #صلوات ابوالحسن ضرّاب اصفهاني👇
http://www.noon-soghandbeghalam.blogfa.com/post/121
#امام_زمان
#التماس_دعا
🌷@Gilan_tanhamasir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💥#تلنگر
#جوابشماچیه ⁉️
⁉️ اگر به شما بگن #امام_زمان علیه السلام در اتاق منتظرته و پرونده اعمالت دست ایشونه ، حاضری بری؟
🤲الّلهُمَّعَجِّلْلِوَلِیِّکَالْفَرَج🌸
🌤@Gilan_tanhamasir
#استادعشق
#قسمت_نهم
#کتابخوانی
🌷صرف غذا، هميشه به مدت يك ساعت به طول می انجاميد. جمله ای به ياد ماندنی، از پدر در ذهنم نقش بسته است. هر گاه كه سر سفره سكوت برقرار می شد ابتدا رو به مادر می كردند، ،و بعد رو به ما و می گفتند :
خوب، تعريف كنيد ببینم چه خبر بوده است چه كارهایی كرده ايد؟
🌷ما هم با توجه به سن مان مسائل مختلفی را برای پدر تعريف می کردیم گاهی هم از ایشان سوال هايی می كردیم و پاسخ آنها را می شنیدیم. به همین طريق پدر با ما يك رابطه عاطفی و دلنشين ایجاد كرده بودند كه واقعا راهگشای مشكلات ما بود.
🌷يك ارتباط و پيوند ناگسستنی بین ما برقرار شده بود پدرم معمولا سر سفره غذا جواب سوال های درسی را نمی دادند و ميگفتند : اين جا جای سوال كردن در مورد درس های زندگی است نه درس كلاس.
🌷يادم می آيد برایمان يك قصه قدیمی فرنگی تعريف می كردند. در ان قصه هر وقت بچه ها از پدربزرگ سوالی می كردند پدربزرگ می گفت: «برويد كلاه قرمز مرا بياوريد تا بر سر بگذارم و بتوانم فكر كنم و جواب شما را بدهم.»
بر اساس همين داستان پدرم به صندلی مخصوص خود اشاره می كردند و ميگفتند: «من تا روی آن صندلی مخصوصم ننشينم نمی توانم فكر كنم و مسائل درسی را حل كنم.
ادامه دارد...
🌹@Gilan_tanhamasir
#استادعشق
#قسمت_دهم
#کتابخوانی
🌷من و خواهرم هم فكر مي كرديم اين صندلی است كه مشكل گشاست و هر وقت مشكلات درسی داشتيم می رفتيم و روی آن مینشستيم اما هر چه فكر می كرديم نم توانستيم آن مسئله یا مشكل را حل كنیم!
🌷وقتی غذا تمام می شد پدر روی صندلي مخصوص شان می نشستند. اين صندلی در اتاق نشيمن قرار داشت. ما به اين اتاق گفتيم «اتاق بزرگه».مادر هم برای پدر فنجانی چای می آوردند. چايی كه معمولا با شكر شيرين شده بود. پدر هم با آرامش چای را می نوشيدند. بعد مادر از پدر درباره ی طعم و بوی چای می پرسيدند و پدر هم با دقت جواب مادر را می دادند تعريف می كردند و مادر را خوشحال می كردند.
🌷بعد از صرف شام حدود ساعت 9 شب پسرها و دخترهای مشهدی اسماعيل كه همسايه ما و راننده دانشكده علوم بودند به خانه ی ما می آمدند تا نكات درسی و مسئله ای كه حل آن برايشان دشوار بود از پدر و مادر بپرسند. مادر كه پيش از ازدواج با پدرم معلم بودند با حوصله تمام به سوال های آن ها جواب می دادند.
🌷لازم است به اين نكته اشاره كنم، كه پدر در سال های بالاتر، به خصوص در يادگيری درس های رياضيات، فيزيك و شيمی به ما خيلی كمك می كردند؛ و مادر درس های ديگر را.
🌷حدود ساعت 10 شب، بچه های مشهدی اسماعيل، كه همبازی ما نيز محسوب می شدند، به خانه شان می رفتند، و نوبت من و خواهرم بود، كه از ساعت 10 الی 12 نزد پدر و مادر، درس هايمان را بخوانيم، يا پرسش هايمان را مطرح كنيم.
ادامه دارد...
🌹@Gilan_tanhamasir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
«شیطان اکنون درگیر و دار آخرین نبرد خویش با سپاه عشق است، که شمشیر شیطان از خون شکست می خورد: از خون #عاشق، خون شهید.»
✍#شهیدآوینی
@Gilan_tanhamasir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
☀️حضرت امام خمینی:
این نظام می ماند فقط زحمت مارو زیاد میکنید / مطمئن باشید که ما پرچم این انقلاب را به حضرت ولی عصر (عج) خواهیم رساند
@Gilan_tanhamasir