گفتارگاه
مذاکره در سایه تهدید 🔘قسمت اول مذاکره یا معرکه؟ وقتی آمریکا با یک دست تهدید میکند و با دست دیگر دعو
مذاکره در سایه تهدید
🔘قسمت دوم
وقتی فشار حداکثری را دیپلماسی جا میزنند!
🔸گفتارگاه: در فضای سیاسی ایران، همواره تحلیلهایی دیده میشود که بیش از آنکه برآمده از بررسی واقعیتهای موجود باشند، حاصل نوعی سادهسازی افراطیاند. یکی از همین برداشتهای سطحی، تقلیل ماجرای #مذاکره به یک دوگانهی کاذب است: اینکه دولت تمایل به گفتوگو دارد، اما "نظام" مانع آن میشود. چنین روایتی واقعیات پیچیدهی سیاست خارجی ایران را نادیده میگیرد،
سیاست خارجی، بیش از هر چیز، عرصهی موازنهی قدرت است. در چنین صحنهای، مذاکره نه یک هدف فینفسه، بلکه یک ابزار است؛ ابزاری که بسته به شرایط، میتواند سودمند باشد یا کاملاً بیاثر. پرسش اساسی اینجاست: آیا مذاکره در شرایط تهدید و تحریمهای حداکثری، یک تصمیم منطقی است یا پذیرش وضعیتی از پیش شکستخورده؟
فرض کنید کسی شما را به گفتوگو دعوت کند، اما پیش از آن، شدیدترین فشارها را علیه شما اعمال کرده باشد؛ مسیرهای اقتصادیتان را ببندد، داراییهایتان را توقیف کند، و همزمان با ارائهی پیشنهاد مذاکره، تهدیدهای تازهای را نیز مطرح کند. در چنین شرایطی، آیا میتوان به این دعوت، صرفاً بهعنوان یک پیشنهاد دیپلماتیک نگاه کرد؟ مشکل، فقط در خودِ پیشنهاد نیست، بلکه در نحوهی مواجههی برخی تحلیلگران داخلی با این موضوع است. آنان، صرفاً بخشی از پیام رئیسجمهور آمریکا را برجسته میکنند که در آن از آمادگی برای مذاکره سخن گفته شده، اما آیا همانقدر که به این بخش توجه دارند، دیگر بخشهای سخنان او را هم دیدهاند؟ آیا افزایش تحریمها، تهدیدهای آشکار و سیاست #فشار_حداکثری را هم در محاسباتشان لحاظ کردهاند؟ این نوع تحلیلهای گزینشی، نتیجهای جز ارائهی تصویری ناقص از واقعیت ندارد. کسانی که چنین روایتی را ترویج میکنند، بهنوعی در دام همان خطایی افتادهاند که در سیاستورزی خطرناک است: نگاه احساسی و تکبعدی به مناسبات بینالمللی. این خطا، سیاست خارجی را به صحنهی آرزوها و امیدهای غیرواقعی تقلیل میدهد، درحالیکه دیپلماسی، بیش از هر چیز، نیازمند درک دقیق از موازنهی قدرت و شرایط طرفین است. البته، این به معنای نفی اصل مذاکره نیست. دولت ایران، همچون هر بازیگر سیاسی هوشمند، همواره گزینهی گفتوگو را بهعنوان یکی از ابزارهای سیاست خارجی مدنظر داشته است. اما این بدان معنا نیست که مذاکره به هر قیمتی پذیرفتنی است. نمونهی روشن این واقعبینی، مصاحبهی #عراقچی با اسکای نیوز پیش از آن بود که ترامپ دستور به صفر رساندن فروش نفت ایران را صادر کند. دولت ایران، در آن مقطع نیز نشان داد که مذاکره را نه بهعنوان یک اجبار، بلکه بهعنوان یک ابزار مورد بررسی قرار میدهد و برای استفاده از آن، شرایط و ملاحظات استراتژیک خود را لحاظ میکند.
آنچه برخی از آن غفلت میکنند، این است که مذاکره، زمانی ابزار قدرت است که در شرایط برابر و با پشتوانهی واقعی انجام شود. اگر گفتوگو در فضایی صورت گیرد که یک طرف، تمامی مسیرهای تنفسی طرف مقابل را بسته و از مذاکره، تنها بهعنوان ابزاری برای تحمیل شرایط خود استفاده میکند، دیگر نام آن را نمیتوان "دیپلماسی" گذاشت؛ بلکه بیشتر به نوعی پذیرش شکست از پیش تعیینشده شباهت دارد.
✍🏻 ۲۲ بهمن ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
مذاکره در سایه تهدید 🔘قسمت دوم وقتی فشار حداکثری را دیپلماسی جا میزنند! 🔸گفتارگاه: در فضای سیاسی ای
یوسف پزشکیان: ترامپ دستور افزایش فشار اقتصادی و اعمال تحریمهای بیشتر را امضا میکند و بعد میگوید بیایید مذاکره کنیم!
گفتارگاه
مذاکره در سایه تهدید 🔘قسمت دوم وقتی فشار حداکثری را دیپلماسی جا میزنند! 🔸گفتارگاه: در فضای سیاسی ای
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 پزشکیان: ترامپ میگوید میخواهم مذاکره کنم و همزمان میخواهد تمام راهها را به روی ایران ببندد! تو اگر اهل مذاکره بودی از این غلطها نمیکردی!
گفتارگاه
مذاکره در سایه تهدید 🔘قسمت دوم وقتی فشار حداکثری را دیپلماسی جا میزنند! 🔸گفتارگاه: در فضای سیاسی ای
مذاکره در سایه تهدید
🔘قسمت پایانی
آیا در سایهی تهدید، راهحلی وجود دارد؟
🔸گفتارگاه: تحلیلهایی که ماجرای #مذاکره را به یک دوگانهی کاذب، یعنی دولتِ متمایل و نظامِ مانع، فرو میکاهند، در حقیقت، چشم بر پیچیدگیهای سیاست خارجی بستهاند. دیپلماسی، نه عرصهی رویاپردازی است و نه محلی برای آزمون و خطاهای پرهزینه. مذاکره، ابزاری است که بسته به شرایط، میتواند مؤثر یا کاملاً بیاثر باشد. حال، این پرسش مطرح میشود: وقتی ترامپ، همزمان با دعوت به گفتوگو، شدیدترین فشارها را تحمیل میکند، آیا این مذاکره، اقدامی معقول است یا پذیرش شکست از پیشتعیینشده؟
برای درک بهتر، باید به تجربه نگاه کرد. در سالهای اخیر، آمریکا نشان داده است که مذاکره را نه بهعنوان راهی برای توافق، بلکه ابزاری برای فشار بیشتر میبیند. آنها ابتدا مسیرهای اقتصادی را مسدود میکنند، داراییها را توقیف میکنند، تحریمها را گسترش میدهند و بعد، با لبخندی دیپلماتیک، پیشنهاد مذاکره میدهند. این سیاست، نه یک دعوت واقعی، بلکه نوعی بازی در زمین موازنهی قدرت است. کسانی که در داخل کشور، صرفاً بر روی بخشهای ظاهراً مثبت سخنان ترامپ تمرکز میکنند، آیا به دیگر بخشهای سخنان او نیز توجه دارند؟ آیا تحریمهای جدید، تهدیدهای آشکار و سیاست فشار حداکثری را هم در محاسبات خود لحاظ کردهاند؟
چنین نگاه گزینشی، نهتنها تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد، بلکه سیاست خارجی را از واقعگرایی دور میکند. #رهبر_انقلاب، در تحلیل این وضعیت، با تأکید بر تجربهی تاریخی، موضعی روشن اتخاذ کردهاند: مذاکره با آمریکا نه هوشمندانه است، نه عاقلانه و نه شرافتمندانه. و مهمتر از همه، هیچ تأثیری در حل مشکلات کشور ندارد، دلیل: تجربه.
بنابراین در تبیین این مسئله، باید به دو نکته کلیدی توجه داشت:
۱ـ سابقهی بدعهدی آمریکا در توافقات بینالمللی، بهویژه در تجربهی برجام، که نشان داد ایالاتمتحده، حتی پس از امضای یک توافق، در اجرای تعهدات خود جدی نیست.
۲ـ شیوهی مذاکرهی #ترامپ، که همزمان با پیشنهاد گفتوگو، به تهدید و تحریم متوسل میشود.
وقتی این دو را کنار هم بگذاریم، میبینیم که مذاکره در چنین شرایطی، نهتنها فرصتی برای حل مشکلات نیست، بلکه میتواند به عاملی برای فشار بیشتر تبدیل شود. به همین خاطر درستی موضع رهبر انقلاب، که تحلیلی مبتنی بر تجربه و منطق قدرت است، بیش از پیش آشکار میشود. سیاست خارجی، عرصهی محاسبهی هزینه و فایده است،اگر هدف مذاکره، رسیدن به توافقی پایدار و مؤثر باشد، آیا چنین هدفی در شرایطی که طرف مقابل، هیچ نشانی از حسن نیت ندارد، امکانپذیر است؟
✍🏻 ۲۴ بهمن ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
او
#محسن_چاوشی
🔸گفتارگاه:
جانْ بی جمالِ جانان میلِ جهان ندارد
هر کس که این ندارد حقّا که آن ندارد
با هیچ کس نشانی زان دِلْسِتان ندیدم
یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد
#حافظ
جان بیلقای مهدی ذوقی چنان ندارد
وانکس که این ندارد حقا که آن ندارد
با هیچ کس نشانی از حضرتش ندیدم
یا کس خبر نبخشد، یا او نشان ندارد
#فیض_کاشانی
#نیمه_شعبان
✍🏻 ۲۵ بهمن ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
#مصاف با اژهای
🔸گفتارگاه: منان رئیسی، نمایندهای که اسم انقلابی را یدک میکشد اما رسمش را بلد نیست، در کانال خود کلیپی تقطیعشده از رئیس دستگاه قضا منتشر کرده و با آبوتاب نوشته: «حمایت تمامقد قاضیالقضات از قانونشکنی را ببینید!» که یعنی چه؟ یعنی به زعم ایشان، آقای #اژهای از حضور #محمدجواد_ظریف در جایگاه معاونت راهبردی #پزشکیان دفاع کرده است!
حالا بماند که این برداشت تا چه حد از انصاف و عقلانیت فاصله دارد، اما مسئله مهمتر این است: وقتی یک نماینده مجلس، آن هم نمایندهی شهر قم، که دستبرقضا مدعی انقلابیگری هم هست، تا این اندازه تحت تأثیر یک ویدئوی تقطیعشده قرار میگیرد و اینچنین بیمحابا به رئیس یکی از قوای کشور میتازد، دیگر چه انتظاری از هواداران این طیف دارید؟
وقتی بزرگترشان اینطور بیمحابا، بدون اسناد و مدارک، سوت میزند، معلوم است که بدنه هواداریشان جوش میآورد و زمین و زمان را به هم میدوزد! این جماعت بهجای آنکه اهل تحلیل باشند، اهل جَو اند؛ بهجای آنکه پای حقیقت بایستند، پای کلیپهای تقطیعشده مینشینند و بهجای آنکه باعقلانیت گفتمانسازی کنند، با هیجانزدگی جنجالسازی میکنند.
مشکل کجاست؟ مشکل از جایی شروع میشود که حرف زدن جای فکر کردن را بگیرد، که هیجانزدگی جای تحلیل را پر کند، که موجسواری روی احساسات، بشود مدل کارِ سیاسی!
این مدل رفتار، نه سیاست است و نه تدبیر، بلکه نسخهای خطرناک از پوپولیسم رسانهای است که نه برای انقلاب منفعت دارد و نه برای نظام! اگر مدعی انقلابیگری هستید، لااقل یاد بگیرید که انقلاب، با تحلیل و تدبیر زنده است، نه با کلیپهای زرد و هیاهوی بیمنطق!
بله آقای رئیسی! این راهی که شما و امثال شما در پیش گرفتهاید، نه به انقلابیگری میرسد، نه به عدالت، نه به روشنگری! این، تنها بنزین روی آتشِ هیجانزدگی است.
✍🏻 ۲۷ بهمن ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
یادداشتی سه قسمتی
🔘قسمت اول
پزشکیان
🔸گفتارگاه: مسعود پزشکیان همان کسی که در روزهای تبلیغات، با شعار مذاکره آمد، از گفتوگو گفت، از بستن با دنیا، از باز شدن قفلهایی که کلیدش نه در دستان خودمان، بلکه در جیب دیگران بود! او میگفت که باید با جهان تعامل کرد، باید از دشمنیهای بیهوده پرهیز کرد، باید منافع کشور را در نظر گرفت، نه غرور و تعصب را. اما سیاست، صحنه عمل است، نه تریبون وعده و وعید! انتخابات که تمام شد، تازه بازی واقعی شروع شد. دیگر بحث مناظره و سخنرانی و جلب آرا در میان نبود؛ حالا باید تصمیم گرفته میشد، آنهم نه در فضای انتخاباتی، بلکه در دنیای واقعی، در میدان سخت سیاست. درست در زمانی که بحث مذاکره در کشور داغ بود ناگهان شرایط تغییر کرد، معادلات بینالمللی چرخید و ناگهان #دونالد_ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، سندی را امضا کرد که معنای آن برای همه روشن بود: فشار حداکثری علیه ایران. در این بین هم #رهبر_انقلاب در تحلیل این وضعیت، نه از سر احساسات و نه تحت تأثیر فضای سیاسی داخلی، بلکه بر اساس تجربهای که پیشتر آزموده شده بود، موضعی روشن اتخاذ کردند و با صراحت و قاطعیت اعلام کرد: که مذاکره با آمریکا نه هوشمندانه است، نه عاقلانه و نه شرافتمندانه. و مهمتر از همه، هیچ تأثیری در حل مشکلات کشور ندارد، دلیل: تجربه.
حالا وقت آن بود که مدعیان وفاق، پای کار بیایند. اینجا باید دید چه کسی مرد میدان است و در این میدان، #پزشکیان اولین کسی بود که صفش را مشخص کرد. او که روزی با پرچم مذاکره آمده بود، حالا بدون هیچ تردیدی، پشت سر رهبری ایستاد. این یعنی چه؟ آیا پزشکیان تغییر کرده بود؟ آیا پزشکیان، آن پزشکیان سابق نبود؟ آیا او که روزی از مذاکره میگفت، حالا راه دیگری را برگزیده بود؟ یا اینکه سیاست، میدان لجاجت نیست، بلکه عرصهای است که باید با زمانه حرکت کرد؟ پزشکیان، شاید هنوز به همان باورهای گذشته خود معتقد باشد، اما بهخوبی دریافت که سیاست، عرصه انعطاف است. وقتی شرایط تغییر میکند، سیاستمداری که بخواهد همچنان بر مواضع پیشین خود پافشاری کند، نه سیاستمدار است و نه واقعبین. این فقط پرده اول نمایش بود. پزشکیان با مواضع خود به نحوی اعلام کرد که مگر میشود وقتی شرایط تغییر کرده، باز هم بر حرف گذشته اصرار ورزید؟ سیاست، میدان لجاجت نیست، و این همان نقطهای بود که نشان میداد پزشکیان، مرد سیاست است.
✍🏻 ۲۸ بهمن ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت اول پزشکیان 🔸گفتارگاه: مسعود پزشکیان همان کسی که در روزهای تبلیغات، با شعار
پزشکیان: ترامپ میگوید میخواهم مذاکره کنم و همزمان میخواهد تمام راهها را به روی ایران ببندد! تو اگر اهل مذاکره بودی از این غلطها نمیکردی!
گفتارگاه
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت اول پزشکیان 🔸گفتارگاه: مسعود پزشکیان همان کسی که در روزهای تبلیغات، با شعار
یادداشتی سه قسمتی
🔘قسمت دوم
قالیباف
🔸گفتارگاه: قالیباف، از آن دست چهرههایی است که همیشه زیر ضرب تندروها بوده است. یک روز متهم به سازش میشود، روز دیگر به تکروی. گاهی برچسب میخورد که بیش از حد با دولت مماشات میکند، گاهی هم از او چهرهای میسازند که در پی قبضه کردن قدرت است. اما فارغ از همه این روایتها، یک چیز در کارنامه او روشن است: او اهل کار است. از همان روزهای شهرداری تهران که خاک پروژهها را میخورد تا حالا که ردای ریاست #مجلس را بر تن کرده، اهل کار بوده. وقتی دولت جدید روی کار آمد، میتوانست به رسم سیاستبازیهای همیشگی، شمشیر را از رو ببندد. میتوانست بنشیند و بشمارد که دولت کجاها ضعف دارد، کجاها کم آورده، کجاها ناکارآمد است. فرصت کم نبود! میتوانست زمین بازی را برای دولت سخت کند، خودش را اپوزیسیون درونحکومتی جا بزند اما این کار را نکرد!
#قالیباف مسیر دیگری را انتخاب کرد: همراهی، نه مقابله. تعامل، نه تخریب. همکاری، نه کارشکنی. این یعنی چه؟ یعنی او فهمیده که این کشور، جای دعواهای بیپایان جناحی نیست. یعنی او فهمیده که بازی سنتی سیاست، که در آن هر جناحی فقط به فکر حذف رقیب است، به بنبست رسیده. نه اصلاحطلبان، نه اصولگرایان، نه حتی آنان که خود را فراتر از این دو میدانند، هیچکدام با حذف دیگری نمیتوانند کشور را اداره کنند. اینجا همان جایی است که قالیباف مسیرش را از خیلیها جدا میکند. او، به جای آنکه مثل برخی، از تریبونها برای کوبیدن دولت استفاده کند، دست به کار شد تا کار زمینمانده را جلو ببرد. نه اینکه بینقص باشد، نه اینکه اشتباه نداشته باشد. برای او، مجلس، نه پایگاهی برای جنگ قدرت، که ابزاری برای مدیریت کشور است. اما این روش، دشمن هم دارد! قالیباف، همانطور که میان کارگزاران نظام، مقبولیت دارد، در میان تندروها، همواره زیر ضرب بوده است.
در این میان، #پزشکیان هم مسیری مشابه را انتخاب کرد. او که روزی پرچم مذاکره را بالا برده بود، حالا در چارچوب جدید سیاست خارجی کشور، از تصمیم کلان حاکمیت حمایت کرد. او فهمید که سیاست، بازی لجاجت نیست. اگر روزی مذاکره را لازم میدانست، حالا به این نتیجه رسیده که باید پشت تصمیمی بایستد که منافع ملی را تأمین میکند.
اما این انتخاب، کار آسانی نبود. هم قالیباف، هم پزشکیان، هر دو میتوانستند مسیرهای دیگری بروند. میتوانستند وارد بازیهای سیاسی شوند، میتوانستند روی موج انتقاد سوار شوند و برای خودشان پایگاه جدیدی بسازند. اما ترجیح دادند بهجای آنکه در نقش مخالفخوان ظاهر شوند، در مسیر همکاری قدم بردارند.
✍🏻 ۲۹ بهمن ۱۴۰۳
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
یادداشتی سه قسمتی 🔘قسمت دوم قالیباف 🔸گفتارگاه: قالیباف، از آن دست چهرههایی است که همیشه زیر ضرب تند
برشی از متن:
هم قالیباف، هم پزشکیان، هر دو میتوانستند مسیرهای دیگری بروند. میتوانستند وارد بازیهای سیاسی شوند، میتوانستند روی موج انتقاد سوار شوند و برای خودشان پایگاه جدیدی بسازند. اما ترجیح دادند بهجای آنکه در نقش مخالفخوان ظاهر شوند، در مسیر همکاری قدم بردارند.