eitaa logo
گفتارگاه
350 دنبال‌کننده
384 عکس
105 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸گفتارگاه: تجمع‌هایی را شکل داده‌اند به نام ایران و در آنها از آمریکا و اسرائیل تقاضا می‌کنند به ایران حمله کنند. اما: 🔺آیا شما که بیرون از مرزها زندگی می‌کنید و در معرض موشک و بمب نیستید، همان اندازه که از «حمله» سخن می‌گویید، هزینه آن را هم می‌پردازید؟ 🔺اگر اندک تعلقی به سرزمین و مردمی که هنوز در آن زندگی می‌کنند وجود دارد، چگونه می‌توان از قدرت خارجی درخواست حمله نظامی کرد؟ 🔺آیا مطالبه دخالت نظامی از دولت‌هایی که کارنامه‌شان در منطقه مملو از جنگ و ویرانی است، با ادعای ایران‌دوستی سازگار است؟ 🔺وقتی تحریم تشدید می‌شود و فشار اقتصادی بالا می‌رود، چه کسی در صف اول آسیب می‌ایستد؛ شما یا مردمی که در داخل کشور زندگی می‌کنند؟ 🔺کسانی که نه در ایران زندگی می‌کنند و نه هزینه مستقیم جنگ یا تحریم را می‌پردازند، چه نسبتی با پیامدهای انسانی و اقتصادی نسخه‌ای دارند که تجویز می‌کنند؟ 🔺اگر جنگ شود، آیا هشتگ‌زدن و ابراز همدردی از هزاران کیلومتر دورتر، جبران‌کننده خسارت‌های جانی و معیشتی خواهد بود؟ 🔺آیا این دوگانه عجیب نیست که از یک‌سو شعار «نجات ایران» داده شود و از سوی دیگر، ابزار این نجات در بمب و تحریم جست‌وجو شود؟ ✍🏻 ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah
🚩همدلی و تعامل مؤثر؛ حلقه مفقوده جهاد تبیین 🔸گفتارگاه: فرض کنید فرزندتان از مدرسه برمی‌گردد و از برخورد معلمش ناراحت است؛ و شما هم می‌دانید که ریشه ماجرا، اشتباهی بوده که خودش مرتکب شده است. یک شیوه این است که بی‌درنگ و کاملاً منطقی توضیح دهیم که معلم حق داشته و موضوع را با استدلال جمع کنیم. از نظر عقلی شاید پاسخ درست داده‌ایم و حتی کودک هم در ظاهر بپذیرد؛ اما مسئله اینجاست که پذیرش منطقی، لزوماً به معنای اقناع واقعی نیست. وقتی هیجان و احساس او نادیده گرفته شود، گفت‌وگو به نتیجه پایدار نمی‌رسد و چه‌بسا اثر معکوس بگذارد. 🔺شیوه دیگر این است که ابتدا احساس او دیده شود؛ ناراحتی‌اش به رسمیت شناخته شود و از شدت هیجانش کاسته شود و با او تعامل مؤثر صورت گیرد، سپس وارد بحث منطقی شویم. در این حالت، استدلال همان است، اما زمینه شنیدن فراهم شده است. تفاوت نه در محتوا، بلکه در نحوه ارتباط است. 🔺در عرصه «جهاد تبیین» نیز مسئله مشابه است. گمان می‌کنیم کافی است به شبهه پاسخ دهیم یا گره ذهنی را باز کنیم؛ در حالی‌که بسیاری از واکنش‌ها ریشه در احساسات، تجربه‌های زیسته و نوعی رنج یا بی‌اعتمادی دارد. اگر این لایه دیده نشود و حتی بدتر، در خلال پاسخ‌دادن نشانه‌هایی از سرزنش، تحقیر یا «دیدید ما گفتیم» منتقل شود، قوی‌ترین برهان‌ها هم اثر چندانی نخواهد داشت. 🔺تبیین، صرف انتقال داده یا استدلال نیست؛ یک فرآیند ارتباطی است. بدون تعامل مؤثر و بدون توجه به حس طرف مقابل، آنچه تولید می‌شود بیشتر شبیه پاسخ‌دادن است تا اقناع‌کردن. در چنین شرایطی، مشکل نه کمبود استدلال، بلکه فقدان ارتباط است. ✍🏻 ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 رهبرانقلاب، صبح امروز: ما عزادار و داغداریم 🌷 به خاطر خونهایی که در فتنه دی ماه ریخته شد ✏️ به جز اصحاب فتنه و سردسته‌ها دایره وسیعی از جانباختگان را شهید حساب میکنیم. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ 📥 پست| استوری 🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 رهبرانقلاب: رئیس‌جمهور آمریکا میگوید ارتش ما قوی‌ترین ارتش دنیا است ✏️ قوی‌ترین ارتش دنیا هم ممکن است 👈 آن‌چنان سیلی بخورد که از جا نتواند بلند شود. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ 📥 پست | استوری 🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 رهبرانقلاب، صبح امروز: مدام میگویند ما ناو فرستادیم ✏️ ناو البتّه یک دستگاه خطرناکی است 👈 امّا خطرناک‌تر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ 📥 پست | استوری 🖥 Farsi.Khamenei.ir
🚩«جای مذاکره نیست»؛ نقد قالب تحمیلی گفت‌وگو 🔸گفتارگاه: برخی عادت دارند جمله‌ای را از دل یک بیان یا متن بیرون بکشند، آن را از زمینه‌اش جدا کنند و سپس همان عبارتِ تقطیع‌شده را به ابزاری برای نقد تبدیل کنند. ماجرای بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم آذربایجان شرقی نیز از همین جنس است. یک عبارت کوتاه، «جای مذاکره نیست» برجسته شده و چنان روایت می‌شود که گویی کل سخن بر نفی مطلق گفت‌وگو استوار بوده؛ حال آنکه با مرور چند خط قبل و بعد، تصویر کاملاً متفاوتی به دست می‌آید. 🔺در بیانات مورد اشاره ابتدا موضوع اصلی توضیح داده می‌شود: 🔘اعتراض به دخالت آمریکا در حق هسته‌ای ایران، 🔘تأکید بر ماهیت صلح‌آمیز این صنعت 🔘و یادآوری اینکه حق غنی‌سازی در چارچوب مقررات بین‌المللی به رسمیت شناخته شده است. نقد اصلی نیز متوجه نوعی از رفتار است که مذاکره را به گفت‌وگویی صوری تقلیل می‌دهد؛ رفتاری که در آن نتیجه از پیش تعیین شده و از طرف مقابل صرفاً تأیید خواسته می‌شود. در این چارچوب، عبارت «جای مذاکره نیست» نه نفی اصل مذاکره، بلکه نفی همین الگوی از پیش‌داوری‌شده است. 🔺به بیان دیگر، مذاکره زمانی معنا دارد که فرآیند گفت‌وگو بتواند به نتیجه‌ای برآمده از تعامل منتهی شود. اگر نتیجه از قبل نوشته شده باشد، آنچه باقی می‌ماند مذاکره نیست، بلکه اعلام موضع است. به همین دلیل بلافاصله توضیح داده می‌شود که تعیین نتیجه پیش از آغاز گفت‌وگو، اساساً با منطق مذاکره ناسازگار است. بنابراین خوانش عبارتی منفرد بدون توجه به بافت سخن، بیش از آنکه به فهم کمک کند، زمینه‌ساز سوءبرداشت می‌شود. 🔺 نتیجه‌ی نهایی این است که عبارت «جای مذاکره نیست» در خلأ گفته نشده؛ اشاره دارد به مذاکره‌ای با نتیجه‌ی از پیش تعیین‌شده، مذاکره‌ای برای سلب حق، مذاکره‌ای که صورتش گفت‌وگو است اما ماهیتش تحمیل. مشکل از جایی شروع می‌شود که بعضی‌ها جمله «جای مذاکره نیست» را جدا می‌کنند، اما توضیح قبل و بعدش را حذف می‌کنند. در حالی که در منطق سخن، این جمله قید دارد؛ 🔘اگر مذاکره به معنای حذف حق باشد، جای مذاکره نیست. 🔘اگر مذاکره با پیش‌شرط سلب توان باشد، جای مذاکره نیست. 🔘اگر مذاکره به اسم گفت‌وگو اما به رسم دیکته باشد، جای مذاکره نیست. 🔺بنابراین حمله به تصمیمات جاری با استناد به این عبارت، بیشتر شبیه استناد به نیم‌جمله است تا فهم کل پیام. فهم درست یعنی دیدن منظومه سخن: دفاع از حق، رد تحمیل، و نقد مذاکره‌ای که مقصدش از ابتدا تعیین شده است. ✍🏻 ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah
🚩وقتی «کودتا» را بدون توضیح می‌خوانند 🔸گفتارگاه: در ماجرای فتنه‌ی دی‌ماه رهبر انقلاب از تعبیر «شبیه کودتا» استفاده کردند؛ اما آیا این تعبیر را بدون توضیح رها کردند؟ خیر. بلافاصله معنا کردند که مقصود، حمله سازمان‌یافته به مراکز مؤثر در اداره کشور بوده؛ از نیروهای انتظامی و مراکز نظامی گرفته تا بانک‌ها، مساجد و نمادهای دینی. مهم‌تر از آن، در همان بیانات تصریح شد که نقشه و طراحی این فتنه در خارج شکل گرفته است؛ با محوریت آمریکا و جریان صهیونیستی. به بیان دیگر، میدان اجرا ممکن است عناصر داخلی داشته باشد، اما اتاق فکر جای دیگری بوده است. این همان تفکیکی است که اگر دیده نشود، تحلیل به بیراهه می‌رود. جالب آنکه در همان سخنان، از تلاش و حضور مسئولان کشور نیز یاد شد؛ از رئیس‌جمهور تا دیگر مسئولان که برای مدیریت شرایط در میدان بودند. یعنی روایت رهبری، روایت تقصیرسازی برای دولت نبود، بلکه روایت مواجهه یک ساختار حاکمیتی با یک پروژه بیرونی بود. با این حال، برخی ترجیح داده‌اند فقط واژه «کودتا» را برجسته کنند و بی‌اعتنا به توضیح بعدی، آن را چماقی برای حمله سیاسی بسازند؛ در حالی که اگر متن کامل خوانده شود، جهت اشاره روشن است: طراح بیرونی، مجری ترکیبی، و هدف، ضربه به ارکان اداره کشور. مسئله ساده است؛ یا متن را کامل می‌خوانیم و مراد را می‌فهمیم، یا جمله را تقطیع می‌کنیم و معنایی تازه می‌سازیم. اولی تبیین است؛ دومی تحریف. ✍🏻 ۳ اسفند ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah
هدایت شده از خبرگزاری فارس
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ویتکاف: برای ترامپ عجیب است که چرا ایران تسلیم نمی‌شود 🔹نمایندهٔ رئیس‌جمهور آمریکا در امور غرب آسیا در خصوص واکنش ایران به حجم زیادی از تجهیزات نظامی آمریکا که در منطقه غرب آسیا مستقر شده گفت: رئیس‌جمهور امروز صبح این موضوع را از من پرسید. او این وضعیت برایش محل پرسش است. او کنجکاو است بداند چرا ایران باوجود چنین فشاری تسلیم نمی‌شود». @Farsna
گفتارگاه
🎥 ویتکاف: برای ترامپ عجیب است که چرا ایران تسلیم نمی‌شود 🔹نمایندهٔ رئیس‌جمهور آمریکا در امور غرب آس
🔸گفتارگاه: وسط این‌همه لشکرکشی و رجزخوانی و صف‌کشی ناو و بمب‌افکن، ناگهان یک «اعتراف» از زبان ویتکاف بیرون می‌زند؛ اعترافی که در ظاهر نرم است، اما در بطن خودش سؤال‌برانگیز. طبیعی است که حس آدم را قلقلک بدهد؛ نه از سر خوش‌بینی، نه از سر بدبینی، بلکه از جنس احتیاط. 🔺از یک زاویه می‌شود گفت این حرف‌ها بوی ناچاری می‌دهد؛ وقتی گزینه نظامی پرهزینه‌تر از آن است که روی میز بماند، ادبیات هم ناچار نرم‌تر می‌شود. از این زاویه، اعتراف نشانه‌ی محدودیت است؛ نشانه‌ی اینکه آن‌قدر هم دستشان پر نیست که در میدان عربده می‌کشند. 🔺اما از زاویه‌ای دیگر، سیاست عرصه ساده‌خوانی نیست. همین اعتراف می‌تواند قطعه‌ای از پازل بزرگ‌تر باشد؛ بخشی از طراحی ترامپ برای مدیریت افکار عمومی، یا حتی بازی با تمرکز نیروهای نظامی. در جنگ ترکیبی، کلمه هم سلاح است؛ گاهی نرم‌تر از گلوله، اما دقیق‌تر از آن. پس نه باید ذوق‌زده شد، نه غافل. در میانه این شطرنج چندلایه، هر جمله می‌تواند هم «اعتراف از سر ناچاری» باشد، هم «تاکتیک برای اثرگذاری». ✍🏻 ۳ اسفند ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🔸گفتارگاه: وسط این‌همه لشکرکشی و رجزخوانی و صف‌کشی ناو و بمب‌افکن، ناگهان یک «اعتراف» از زبان ویتکاف
🔸گفتارگاه: اعتراف ویتکاف را می‌شود از زاویه‌ای دیگر هم خواند؛ نه صرفاً یک جمله دیپلماتیک، بلکه لغزشی که چند پرده از صحنه را کنار زد. او ناخواسته پرده اول بازی را لو داد؛ همان هدف اولیه‌ای که پشت اعزام ناو و هیاهوی نظامی پنهان شده بود: فشار برای چانه‌زنی. یعنی چماق را آوردند وسط میدان تا میز مذاکره را کج کنند. پرده دوم اما مهم‌تر بود؛ جایی که همین اعتراف، بوی شکست آن راهبرد را داد. وقتی کسی مجبور می‌شود درباره ابزار فشارش توضیح بدهد، یعنی آن ابزار دیگر آن‌قدر کارآمد نیست که خودش حرف بزند. به بیان ساده‌تر، اعتراف ویتکاف فقط یک خبر نبود؛ گزارشی بود از راهبردی که قرار بود دیده نشود، اما دیده شد، و فشاری که قرار بود تعیین‌کننده باشد، اما خودش به نشانه تردید تبدیل شد. ✍🏻 ۴ اسفند ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah
🚩خطای آنان، لغزش ما نشود؛ تأملی بر ادبیات مواجهه با دیگران 🔸گفتارگاه: در مذمّت هنجارشکنی، هتک حرمت مقدسات و آن صحنه تلخِ آتش زدن پرچم عزیز ایران، تردیدی نیست؛ این‌ها خطوط قرمزی‌اند که وجدان عمومی جامعه نیز نسبت به آن حساس است و دل هر ایرانی را می‌آزارد. اما در کنار این حقیقت روشن، بد نیست نگاهی هم به رفتار خودمان در مواجهه با چنین اتفاقاتی بیندازیم؛ چرا که گاهی خطای طرف مقابل، بهانه‌ای می‌شود برای لغزش ما در شیوه مواجهه؟ 🔺نخستین لغزش، آنجاست که برخی از دلسوزان انقلاب، به جای تمرکز بر اصل ماجرا، در حاشیه‌ها اردو می‌زنند. گویی مسابقه‌ای نانوشته درگرفته تا ثابت شود «تعداد دانشجویان هنجارشکن کم بوده» و «دانشجویان مقابله‌کننده بیشتر». البته این گزاره ممکن است درست باشد، اما مسئله این است که حقانیت، با شمارش نفرات اثبات نمی‌شود. منطق انقلاب، آن‌قدر ریشه‌دار و استوار است که نیازی به تکیه بر مانورهای عددی ندارد. ما اگر حرف حق داریم ــ که داریم ــ باید آن را با استدلال و با صراحت بیان کنیم، نه با تولید هیجانی که فردا فرو می‌نشیند و چیزی جز غبار برجا نمی‌گذارد. 🔺اما لغزش دوم، لغزشی در زبان و ادبیات مواجهه. اینکه دانشجویی خطا کند، مجوز آن نیست که ما نیز در توصیف او از مرز انصاف عبور کنیم. استفاده از تعابیر تحقیرآمیز، برچسب‌زنی‌های تند (داعش‌جو) یا ورود به حریم‌های شخصی و خانوادگی(لقمه و نطفه)، نه تنها کمکی به اصلاح نمی‌کند، بلکه دیوار لجاجت را بلندتر می‌سازد. انسانی که تحقیر می‌شود، کمتر به شنیدن حقیقت تن می‌دهد و بیشتر در موضع دفاعی فرو می‌رود. 🔺اگر امید داریم که حتی یک نفر از میان همین جمعِ خطاکار، روزی مسیر خود را بازنگری کند ــ که باید چنین امیدی داشته باشیم ــ راه آن، گفت‌وگوی عزتمندانه و نقد منصفانه است، نه تخریب شخصیتی. پس در کنار ایستادن بر اصول، باید مراقب باشیم که شیوه ایستادن‌مان نیز از جنس همان اصول باشد. دفاع از پرچم، از مقدسات و از انقلاب، فقط در محکوم کردن هنجارشکنان خلاصه نمی‌شود؛ بخشی از این دفاع، حفظ اخلاق در میدان نقد است. چه بسا گاهی اخلاقِ ما، رساتر از استدلال ما سخن بگوید. ✍🏻 ۶ اسفند ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah
🚩ماجرای عراقچی و دوقطبی‌سازان 🔸گفتارگاه: فیلم گفت‌وگوی عباس عراقچی را ندیده‌ام؛ نمی‌دانم مجری، سؤال جانشینی رهبری را جداگانه پرسیده و او پاسخی داده و بعد سؤال احتمال ترور را مطرح کرده و عده‌ای در داخل، این دو را به هم دوخته‌اند و از دلش یک سناریوی هیجانی بیرون کشیده‌اند؛ یا آن‌طور که برخی روایت می‌کنند، پاسخ او در قبال سؤال ترور، به اندازه انتظارشان صریح نبوده است. این را بگذاریم کنار. 🔺اما آنچه نمی‌شود کنار گذاشت، خودِ فضای ساخته‌شده پیرامون این ماجراست. در ایام رأی اعتماد به وزرای دولتِ پزشکیان، توپخانه دوقطبی‌سازها دقیقاً روی همین فرد تنظیم شده بود. آن روزها، برخی چنان آسمان را به زمین می‌بافتند که انگار سرنوشت کشور در گرو حذف او از کابینه است. روایت غالبشان هم این بود: «عراقچی همان ظریف است؛ و همان‌قدر خطرناک!» و نتیجه‌گیری‌شان هم از پیش آماده: «نباید بگذاریم وارد دولت شود.» 🔺وزیر که شد و کارش را آغاز کرد، ورق برگشت. همان فرد، در اوج بحران لبنان و درگیری‌های حزب‌الله لبنان با اسرائیل، چند نوبت به بیروت رفت، مواضعی گرفت که به مذاق همان طیف خوش آمد، و ناگهان از دل همان رسانه‌ها و تریبون‌ها، روایتی قهرمانانه از او ساخته شد؛ گویی نه آن تخریب‌های چند ماه قبل وجود داشته و نه آن هشدارها. 🔺حالا با یک مصاحبه، دوباره همان توپخانه فعال شده است. همان چهره، همان سوابق، همان کارنامه؛ اما این‌بار با برچسبی تازه. مشکل کجاست؟ مشکل در شخص عراقچی نیست. عباس عراقچی همان است که بود؛ نه دیروز ناگهان به «سوپرمن» تبدیل شده بود و نه امروز یک‌باره «بدمن» شده است. این نوسانِ تند، بیشتر از آنکه درباره یک فرد باشد، درباره درک نازل از موضوعات است؛ درکی که مسائل را نه در عرصه تحلیل، که در میدان هیجان می‌بیند. 🔺دوقطبی‌سازها عادت دارند آدم‌ها را یا به اوج ببرند یا به حضیض بکوبند؛ میانه‌ای در قاموسشان تعریف نشده است. دیروز جو زده بودند و قهرمان می‌ساختند، امروز همان جو را با علامت منفی تکرار می‌کنند. عرصه‌ی سیاسی، میدان عقلانیت است، نه زمین بازیِ برچسب‌های فصلی. ✍🏻 ۸ اسفند ۱۴۰۴ 🔹@GoftarGah