گفتارگاه
🎥 ویتکاف: برای ترامپ عجیب است که چرا ایران تسلیم نمیشود 🔹نمایندهٔ رئیسجمهور آمریکا در امور غرب آس
🔸گفتارگاه: وسط اینهمه لشکرکشی و رجزخوانی و صفکشی ناو و بمبافکن، ناگهان یک «اعتراف» از زبان ویتکاف بیرون میزند؛ اعترافی که در ظاهر نرم است، اما در بطن خودش سؤالبرانگیز. طبیعی است که حس آدم را قلقلک بدهد؛ نه از سر خوشبینی، نه از سر بدبینی، بلکه از جنس احتیاط.
🔺از یک زاویه میشود گفت این حرفها بوی ناچاری میدهد؛ وقتی گزینه نظامی پرهزینهتر از آن است که روی میز بماند، ادبیات هم ناچار نرمتر میشود. از این زاویه، اعتراف نشانهی محدودیت است؛ نشانهی اینکه آنقدر هم دستشان پر نیست که در میدان عربده میکشند.
🔺اما از زاویهای دیگر، سیاست عرصه سادهخوانی نیست. همین اعتراف میتواند قطعهای از پازل بزرگتر باشد؛ بخشی از طراحی ترامپ برای مدیریت افکار عمومی، یا حتی بازی با تمرکز نیروهای نظامی. در جنگ ترکیبی، کلمه هم سلاح است؛ گاهی نرمتر از گلوله، اما دقیقتر از آن. پس نه باید ذوقزده شد، نه غافل. در میانه این شطرنج چندلایه، هر جمله میتواند هم «اعتراف از سر ناچاری» باشد، هم «تاکتیک برای اثرگذاری».
✍🏻 ۳ اسفند ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🔸گفتارگاه: وسط اینهمه لشکرکشی و رجزخوانی و صفکشی ناو و بمبافکن، ناگهان یک «اعتراف» از زبان ویتکاف
🔸گفتارگاه: اعتراف ویتکاف را میشود از زاویهای دیگر هم خواند؛ نه صرفاً یک جمله دیپلماتیک، بلکه لغزشی که چند پرده از صحنه را کنار زد.
او ناخواسته پرده اول بازی را لو داد؛ همان هدف اولیهای که پشت اعزام ناو و هیاهوی نظامی پنهان شده بود: فشار برای چانهزنی. یعنی چماق را آوردند وسط میدان تا میز مذاکره را کج کنند.
پرده دوم اما مهمتر بود؛ جایی که همین اعتراف، بوی شکست آن راهبرد را داد. وقتی کسی مجبور میشود درباره ابزار فشارش توضیح بدهد، یعنی آن ابزار دیگر آنقدر کارآمد نیست که خودش حرف بزند.
به بیان سادهتر، اعتراف ویتکاف فقط یک خبر نبود؛ گزارشی بود از راهبردی که قرار بود دیده نشود، اما دیده شد، و فشاری که قرار بود تعیینکننده باشد، اما خودش به نشانه تردید تبدیل شد.
✍🏻 ۴ اسفند ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
🚩خطای آنان، لغزش ما نشود؛ تأملی بر ادبیات مواجهه با دیگران
🔸گفتارگاه: در مذمّت هنجارشکنی، هتک حرمت مقدسات و آن صحنه تلخِ آتش زدن پرچم عزیز ایران، تردیدی نیست؛ اینها خطوط قرمزیاند که وجدان عمومی جامعه نیز نسبت به آن حساس است و دل هر ایرانی را میآزارد. اما در کنار این حقیقت روشن، بد نیست نگاهی هم به رفتار خودمان در مواجهه با چنین اتفاقاتی بیندازیم؛ چرا که گاهی خطای طرف مقابل، بهانهای میشود برای لغزش ما در شیوه مواجهه؟
🔺نخستین لغزش، آنجاست که برخی از دلسوزان انقلاب، به جای تمرکز بر اصل ماجرا، در حاشیهها اردو میزنند. گویی مسابقهای نانوشته درگرفته تا ثابت شود «تعداد دانشجویان هنجارشکن کم بوده» و «دانشجویان مقابلهکننده بیشتر». البته این گزاره ممکن است درست باشد، اما مسئله این است که حقانیت، با شمارش نفرات اثبات نمیشود. منطق انقلاب، آنقدر ریشهدار و استوار است که نیازی به تکیه بر مانورهای عددی ندارد. ما اگر حرف حق داریم ــ که داریم ــ باید آن را با استدلال و با صراحت بیان کنیم، نه با تولید هیجانی که فردا فرو مینشیند و چیزی جز غبار برجا نمیگذارد.
🔺اما لغزش دوم، لغزشی در زبان و ادبیات مواجهه. اینکه دانشجویی خطا کند، مجوز آن نیست که ما نیز در توصیف او از مرز انصاف عبور کنیم. استفاده از تعابیر تحقیرآمیز، برچسبزنیهای تند (داعشجو) یا ورود به حریمهای شخصی و خانوادگی(لقمه و نطفه)، نه تنها کمکی به اصلاح نمیکند، بلکه دیوار لجاجت را بلندتر میسازد. انسانی که تحقیر میشود، کمتر به شنیدن حقیقت تن میدهد و بیشتر در موضع دفاعی فرو میرود.
🔺اگر امید داریم که حتی یک نفر از میان همین جمعِ خطاکار، روزی مسیر خود را بازنگری کند ــ که باید چنین امیدی داشته باشیم ــ راه آن، گفتوگوی عزتمندانه و نقد منصفانه است، نه تخریب شخصیتی. پس در کنار ایستادن بر اصول، باید مراقب باشیم که شیوه ایستادنمان نیز از جنس همان اصول باشد. دفاع از پرچم، از مقدسات و از انقلاب، فقط در محکوم کردن هنجارشکنان خلاصه نمیشود؛ بخشی از این دفاع، حفظ اخلاق در میدان نقد است. چه بسا گاهی اخلاقِ ما، رساتر از استدلال ما سخن بگوید.
✍🏻 ۶ اسفند ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
🚩ماجرای عراقچی و دوقطبیسازان
🔸گفتارگاه: فیلم گفتوگوی عباس عراقچی را ندیدهام؛ نمیدانم مجری، سؤال جانشینی رهبری را جداگانه پرسیده و او پاسخی داده و بعد سؤال احتمال ترور را مطرح کرده و عدهای در داخل، این دو را به هم دوختهاند و از دلش یک سناریوی هیجانی بیرون کشیدهاند؛ یا آنطور که برخی روایت میکنند، پاسخ او در قبال سؤال ترور، به اندازه انتظارشان صریح نبوده است. این را بگذاریم کنار.
🔺اما آنچه نمیشود کنار گذاشت، خودِ فضای ساختهشده پیرامون این ماجراست. در ایام رأی اعتماد به وزرای دولتِ پزشکیان، توپخانه دوقطبیسازها دقیقاً روی همین فرد تنظیم شده بود. آن روزها، برخی چنان آسمان را به زمین میبافتند که انگار سرنوشت کشور در گرو حذف او از کابینه است. روایت غالبشان هم این بود: «عراقچی همان ظریف است؛ و همانقدر خطرناک!» و نتیجهگیریشان هم از پیش آماده: «نباید بگذاریم وارد دولت شود.»
🔺وزیر که شد و کارش را آغاز کرد، ورق برگشت. همان فرد، در اوج بحران لبنان و درگیریهای حزبالله لبنان با اسرائیل، چند نوبت به بیروت رفت، مواضعی گرفت که به مذاق همان طیف خوش آمد، و ناگهان از دل همان رسانهها و تریبونها، روایتی قهرمانانه از او ساخته شد؛ گویی نه آن تخریبهای چند ماه قبل وجود داشته و نه آن هشدارها.
🔺حالا با یک مصاحبه، دوباره همان توپخانه فعال شده است. همان چهره، همان سوابق، همان کارنامه؛ اما اینبار با برچسبی تازه. مشکل کجاست؟ مشکل در شخص عراقچی نیست. عباس عراقچی همان است که بود؛ نه دیروز ناگهان به «سوپرمن» تبدیل شده بود و نه امروز یکباره «بدمن» شده است. این نوسانِ تند، بیشتر از آنکه درباره یک فرد باشد، درباره درک نازل از موضوعات است؛ درکی که مسائل را نه در عرصه تحلیل، که در میدان هیجان میبیند.
🔺دوقطبیسازها عادت دارند آدمها را یا به اوج ببرند یا به حضیض بکوبند؛ میانهای در قاموسشان تعریف نشده است. دیروز جو زده بودند و قهرمان میساختند، امروز همان جو را با علامت منفی تکرار میکنند. عرصهی سیاسی، میدان عقلانیت است، نه زمین بازیِ برچسبهای فصلی.
✍🏻 ۸ اسفند ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
🔸گفتارگاه:
🔺برخی میگویند: مذاکره کردیم جنگ شد.
🔹سوال: مذاکره نمیکردیم جنگ نمیشد؟
🔺برخی میگویند: دوباره فریب خوردیم.
🔹سوال: مگر ایران به امید نتیجه، مذاکره میکرد که فریب بخورد؟
🔸حمله دشمن در راستای رسیدن به اهدافی است که در ۴۷ سال گذشته به آن نرسیده است، لطفاً در میانهی این جنگ، به جای ایجاد همگرایی و وحدت، با تحلیلهای سطحی به مسئولان کشور حمله نکنید.
رهبر معظم انقلاب: بگذارید مسئولان کارشان را انجام دهند.
✍🏻 ۹ اسفند ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
هدایت شده از گفتارگاه
🚩چرا ایران مذاکره را پذیرفت؟
🔸گفتارگاه:ایران، به دلیل اینکه بازی «مقصرنمایی» دشمن را بلد است، میز مذاکره را واژگون نکرد. آمریکا، پیش از شلیک اولین گلوله، دنبال یک روایت آماده میگردد؛ روایتی که در آن، تهران متهم ردیف اول باشد و آمریکا، بازیگرِ ناچار. این همان صحنهآرایی قدیمی است: فشار میآورند، تهدید میکنند، شرطهای تحقیرآمیز میگذارند و اگر طرف مقابل نپذیرفت، فریاد میزنند که «دیدید؟ ایران مذاکرهگریز است!»
🔺در چنین معادلهای، ترک مذاکره دقیقاً همان چیزی است که آمریکا میخواهد خوراک تبلیغاتی برای توجیه جنگ احتمالی، هم در افکار عمومی غرب و هم در فضای داخلی ایران. هدف فقط بیرون نیست؛ در داخل هم حساب باز کردهاند تا با القای بنبست دیپلماتیک، سرمایه سیاسی دولت را بزنند، جامعه را دچار تردید کنند و این پیام را جا بیندازند که «راهی جز تقابل نمانده». ایران با ماندن پای اصل مذاکره، این سناریو را ناقص کرده است: نه به دشمن بهانه داده، نه از خطوط قرمز عبور کرده. این همان تفاوت عقلانیت با سادهسازیهای هیجانی است؛ جایی که سیاست، نه با فریاد، که با فهم صحنه جلو میرود.
۱۷ بهمن ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
هدایت شده از گفتارگاه
🔸گفتارگاه: وسط اینهمه لشکرکشی و رجزخوانی و صفکشی ناو و بمبافکن، ناگهان یک «اعتراف» از زبان ویتکاف بیرون میزند؛ اعترافی که در ظاهر نرم است، اما در بطن خودش سؤالبرانگیز. طبیعی است که حس آدم را قلقلک بدهد؛ نه از سر خوشبینی، نه از سر بدبینی، بلکه از جنس احتیاط.
🔺از یک زاویه میشود گفت این حرفها بوی ناچاری میدهد؛ وقتی گزینه نظامی پرهزینهتر از آن است که روی میز بماند، ادبیات هم ناچار نرمتر میشود. از این زاویه، اعتراف نشانهی محدودیت است؛ نشانهی اینکه آنقدر هم دستشان پر نیست که در میدان عربده میکشند.
🔺اما از زاویهای دیگر، سیاست عرصه سادهخوانی نیست. همین اعتراف میتواند قطعهای از پازل بزرگتر باشد؛ بخشی از طراحی ترامپ برای مدیریت افکار عمومی، یا حتی بازی با تمرکز نیروهای نظامی. در جنگ ترکیبی، کلمه هم سلاح است؛ گاهی نرمتر از گلوله، اما دقیقتر از آن. پس نه باید ذوقزده شد، نه غافل. در میانه این شطرنج چندلایه، هر جمله میتواند هم «اعتراف از سر ناچاری» باشد، هم «تاکتیک برای اثرگذاری».
✍🏻 ۳ اسفند ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
گفتارگاه
🔸گفتارگاه: وسط اینهمه لشکرکشی و رجزخوانی و صفکشی ناو و بمبافکن، ناگهان یک «اعتراف» از زبان ویتکاف
قبلاً به برخی دوستان گفتم که به این اعتراف ویتکاف حس خوبی ندارم، و برداشتم از مصاحبه ویتکاف قطعی بودن جنگه.
روابط عمومی سپاه: رادار آمریکایی fp132 با برد ۵هزار کیلومتر مستقر در قطر، با تجهیزات منحصر به فرد که برای ردیابی موشک های بالستیک فعالیت میکرد، به طور کامل منهدم شد.
🔸گفتارگاه
🔹@GoftarGah
🔸گفتارگاه: برخی حتی در این شرایط جنگی دست از کنایه و طعنه به دولت و مذاکره بر نمیدارند
🔺اما مذاکره: به نظرم مسئلهی ایران این نبود که مذاکره جواب میدهد یا نه؛ مسئله چرایی ورود ایران به این دور از مذاکرات بود.
۱ـ ورود ایران به مذاکرات این دور از موضع ضعف نبود؛ از موضع محاسبه بود.
۲ـ دولت با خوشبینی به مذاکره نگاه نمیکرد، این را میشد در مواضع مسئولان دید.
۳ـ در جنگ چندلایهای که آمریکا از مدتها پیش آغاز کرد ، اگر یکی از میدانها را داوطلبانه خالی میکردیم، چه کسی سود میبرد؟
✍🏻 ۹ اسفند ۱۴۰۴
🔹@GoftarGah
هدایت شده از KHAMENEI.IR
بسم الله الرحمن الرحیم
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً
Farsi.Khamenei.ir
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️روایت عجیب آیت الله عابدینی در مورد سوالی که از رهبر انقلاب پرسیده شده بود
🔹یک کسی سوال کرد از حضرت آقا که بعد از شما چه میشود؟
▪️ حتما ببینید و برای همه ارسال کنید تا ببینند
🔹@GoftarGah