eitaa logo
گفتارگاه
350 دنبال‌کننده
384 عکس
105 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتارگاه
🔸فواد ایزدی:یک سری جوان ما داریم که اگر برای کشور مشکل ایجاد شود آن‌ها باید بروند جلوی تیر، چاره‌ای
جوان انقلابی معامله‌گر نیست؛ جانش وقف ایمان است 🔸گفتارگاه: حرفی زده که انگار پای یک معامله در میان است. انگار تا وقتی اسلامی باشد، جانش را می‌گذارد وسط و اگر اسلامی نباشد، خب معلوم است دیگر! او هم دور می‌شود و پی کار خودش می‌رود. اما این تحلیل بیشتر شبیه یک توهم است تا واقعیت. مگر جان‌سپاری و ایثار این جوان‌ها بر سر یک قرارداد دوطرفه است؟ مگر دفاع از و وابسته به این است که حکومت چند درصد اسلامی باقی مانده باشد؟ جوان‌انقلابی ما برای یک تابلو، برای چند شعار، برای یک نام نرفتند و نمی‌روند جلوی تیر. جوان ایرانی از تا ، برای یک آرمان، برای یک اعتقاد، برای "حق" رفتند و می‌روند. این جمهوری‌اسلامی اگر دل این جوان‌ها را برده، به خاطر اسلامش نیست که صرفاً روی کاغذها نوشته شده؛ به خاطر روحی است که از در میدان‌ها جاری کرده. جوان‌‌انقلابی برای جوهر می‌رود، نه برای ظاهر. برای معنا می‌جنگد، نه برای تابلو. برای حقیقت قیام می‌کند، نه برای حکایت. این جوان‌ها اگر دیروز و امروز جلوی گلوله رفتند و می‌روند، برای این است که باور دارند جمهوری اسلامی، تبلور همان ارزش‌هایی است که یک روز برایش سر داد. برای این است که این خاک، این پرچم، این مردم را از خودشان می‌دانند. اگر هم روزی احساس کنند که جمهوری‌اسلامی دیگر نه اسلامی است و نه مردمی، باز هم سینه‌های خود را سپر می‌کنند! چرا؟ چون عشقشان به این خاک و است. جوان‌‌انقلابی که به میدان می‌رود، قلبش را به نیت "حقیقت" هدیه می‌دهد، نه به نام "قدرت." حقیقتی که فراتر از اسم‌هاست، عمیق‌تر از رسم‌ها. این جوان‌ها برای عشق می‌میرند، نه برای نقش. برای سر می‌دهند، نه برای عنوان. شما فکر می‌کنید جوان انقلابی، مثل سربازی است که فرمان را اطاعت می‌کند؟ نه! جوان انقلابی ایرانی، عاشقی است که به تکلیف عمل می‌کند. تکلیفش از عدالت می‌آید، از ایمان، از وجدان. اگر این عدالت و ایمان در حکومت بماند، جانش را می‌دهد، اگر برود، باز هم می‌جنگد، اما این بار برای بازگرداندن آن عدالت از دست‌رفته. ✍🏻 ۲۷ آذر ۱۴۰۳ 🔹https://eitaa.com/GoftarGah
هدایت شده از خبرگزاری فارس
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بغض پزشکیان با دیدن عکس همسر فقیدش 🔹رئیس‌جمهور پس از دیدن عکس همسرش نتوانست به سخنرانی خود ادامه دهد. @Farsna
گفتارگاه
🎥 بغض پزشکیان با دیدن عکس همسر فقیدش 🔹رئیس‌جمهور پس از دیدن عکس همسرش نتوانست به سخنرانی خود ادامه
رسایی: واضح است که گریه همیشه نتیجه دلتنگی نیست، گاهی نشانه استیصال و درماندگی به دلیل ضعف و نابلدی در پذیرش کاری است که توانایی انجامش را نداشته‌اید.
گفتارگاه
رسایی: واضح است که گریه همیشه نتیجه دلتنگی نیست، گاهی نشانه استیصال و درماندگی به دلیل ضعف و نابلدی
آنکه می‌گرید، شاید ضعیف باشد؛ اما آنکه به گریه دیگری می‌تازد، حتماً بی‌رحم است! 🔸گفتارگاه: بغض، اگر برای جاه و مقام باشد، ذلت است. بغض، اگر برای ثروت و قدرت باشد، نکبت است. اما بغضی که برای باشد، چیزی جز عظمت نیست. بغضی که برای همسر باشد، یعنی هنوز در این دنیای آهن و دود نفس می‌کشد. اما شما، جناب ، شما با هر اتفاقی، تریبون‌ به‌دست و خشمگین، آماده‌اید تا نه نقد کنید، که بتازید! سیاست، رقابت است، اما تخریب نیست. در سیاست نقد هست، اما حمله به احساسات انسانی نه. شما به مردی تاختید که لحظه‌ای تصویر همسرش را دید و بغض کرد. مردی که نشان داد هنوز می‌توان در این سیاست‌زده‌ترین روزگار، انسان ماند. شما اما به جای فهمیدن، کردید. به جای تحلیل، کردید. به جای ادب، زبان به طعنه گشودید. آیا واقعاً فکر می‌کنید این روش، راه سیاست‌ورزی است؟ حمله به بغض یک مرد، آن هم بغضی از جنس خانواده، نه هوش می‌خواهد و نه هنر. اتفاقاً این شما هستید که با این حرف‌ها، استیصال خود را فریاد می‌زنید. ، درس انسانیت بود؛ اما رفتار شما، سندی دیگر از فراموشی اخلاق در سیاست. یک مرد برای خانواده‌اش، ارزش دارد. اما کلامی که به آن اشک بتازد، نه از نقد چیزی در خود دارد، نه از انصاف. آن بغض ماندگار خواهد شد، اما حمله شما، جز خراش بر چهره سیاست چیزی به یادگار نمی‌گذارد. ✍🏻 ۳۰ آذر ۱۴۰۳ 🔹https://eitaa.com/GoftarGah
این دو عکس، دو قاب از یک مکان است و دو روایت از یک خاک.
گفتارگاه
این دو عکس، دو قاب از یک مکان است و دو روایت از یک خاک.
در این تصویرها، دو قاب از یک مکان، دو روایت از یک جهان و دو تفسیر از یک زمین سوخته را می‌بینیم. 🔸گفتارگاه: کاخ ریاست جمهوری سوریه، با همان دیوارها و صندلی‌ها، گویی حافظه‌ای تلخ دارد؛ یک بار را دیده، در کنار که روزگاری نماد بود. اما کمتر از یک ماه بعد، همان کاخ، را می‌بیند؛ همان فرمانده‌ای که روزگاری در بود و حالا با وزیر خارجه ترکیه دست می‌دهد، انگار که از دست‌هایش شسته شده باشد، و کاخ؟ بوی دیگری می‌دهد، نه بوی مقاومت. بشار اسدی که روزگاری نماد مقاومت خوانده می‌شد، اکنون تنها یک نام است در میانهٔ خاکستر. و جولانی؟ همان که روزگاری دست‌هایش به خون آلوده بود، حالا دست می‌دهد، انگار که خون این منطقه هم بخار می‌شود در آفتاب سیاست. اما اینجا است؛ جایی که یک ماه به اندازه یک قرن اتفاق در دل خود دارد.تحولات خاورمیانه شبیه به نبضی تند است که هیچ پزشکی توان تشخیصش را ندارد. فاصله بین این دو عکس کمتر از یک ماه است؛ فاصله‌ای که نشان می‌دهد تاریخ خاورمیانه نه با سال‌ها، که با ساعت‌ها و لحظه‌ها ورق می‌خورد. این دو عکس، بیش از هر تحلیلی، عمق پیچیدگی خاورمیانه را فریاد می‌زنند. این دو عکس، نه فقط قصه سقوط یک کاخ یا یک حاکمیت، که داستان تلخ سرزمین‌هایی است که تصمیماتشان در پایتخت‌های دیگر گرفته می‌شود. خاورمیانه، این تکه خاک شوربخت، همچنان شاهد جایگزینی بازیگرانی است که برای هیچ‌کس نقشی از و نمی‌آورند. ✍🏻 ۳ دی ۱۴۰۳ 🔹https://eitaa.com/GoftarGah
بعد از کلی بگومگو و کش‌وقوس، بالاخره و از حبس در آمدند و رفع فیلتر شدند. اما این وسط، اعتراض‌های بعضی از مخالفان رفع فیلتر از خود ماجرای فیلترینگ هم جالب‌تر است. 🔸گفتارگاه: ۱ـ طرف در گروه تلگرامی دارد نطق آتشین می‌کند که این پیام‌رسان‌ها ابزار جاسوسی‌اند، فساد و بی‌ناموسی به بار می‌آورند. می‌گوید که می‌خواهد فیلترها را بردارد، اهل خیانت است و دل در گروی دشمن دارد. حالا خودش کجا دارد این‌ها را می‌گوید؟ همان تلگرامی که با رویش نشسته! دوستی از گوشه گروه صدایش بلند می‌شود: «خب برادر من! اگر این‌قدر این پیام‌رسان بد است، تو اینجا چه می‌کنی؟ چرا از همین جایی که بدش را می‌گویی، نمی‌روی بیرون؟» واقعاً هم سؤال خوبی است. جوابش چیست؟ هیچ! چون این تناقض، جواب ندارد. ۲ـ از استوری‌هایی که همین دیروز، برای اعتراض به رفع فیلتر واتساپ، در خود واتساپ گذاشته شد، می‌گذرم! نه اینکه حرفی برای گفتن نباشد، نه! ولی آدم نمی‌داند به این حجم از طنز تلخ، بخندد یا گریه کند! برادر من، اگر واتساپ این‌قدر بد و بی‌راه است که استوری‌ات فریادش را می‌زند، چرا داری از خود همین واتساپ برای اعتراض استفاده می‌کنی؟ این دیگر چه جور مخالفتی است که روی دوش همان چیزی ایستاده‌ای که می‌گویی نباید باشد؟! ✍🏻 ۶ دی ۱۴۰۳ 🔹https://eitaa.com/GoftarGah
گفتارگاه
اعتراض‌های نسنجیده؛ هدیه‌ای ناخواسته به رسانه‌های خارجی 🔸گفتارگاه: دیروز، عصر جمعه‌ای که قرار بود خیابان‌ها آرام باشند، گروهی موتورسوار، بی‌مقدمه و بی‌مجوز، وارد میدان شدند. برایشان مهم نبود که حضورشان چه اثری دارد یا چه برداشتی از آن می‌شود. آمده بودند تا اعتراض کنند؛ اعتراضی به . اما حکایت این تجمع، به این سادگی نیست. این جمعیت، گویی برای خود حقی ویژه قائلند. حقی که به آنان اجازه می‌دهد هر وقت اراده کنند، خیابان را مال خود بدانند، هر چه بخواهند بگویند، بدون آنکه حتی لحظه‌ای به پیامدهای آن فکر کنند. نظم و قانون؟ گویی برایشان مفهومی ندارد. این خیابان‌های شهر، برایشان میدان بازی است. اما ماجرا، به همین جا ختم نشد. دوربین‌ها که روشن شد، تصاویر به پرواز کرد و شعارها در کسری از دقیقه به خوراک رسانه‌های خارجی تبدیل شد. همان رسانه‌هایی که همیشه در کمین‌اند تا از کوچک‌ترین اتفاق، بزرگ‌ترین داستان را بسازند. شعله‌های دشمنی با این تصاویر تندتر شد. آیا این گروه نمی‌داند که هر حرکت نسنجیده‌اش، چه حجمی از موج‌سواری برای دشمن ایجاد می‌کند؟ یا شاید اصلاً مهم نیست که چگونه بهانه به دستشان می‌دهند؟ تصور کنید، اگر گروه دیگری، مثلاً طرفداران رفع فیلتر، بخواهند به خیابان بیایند. آیا این جمعیت شجاعت آن را دارند که بگویند آنها هم حق دارند؟ انقلابی‌گری، شعور می‌خواهد. خرد و دوراندیشی می‌خواهد. این خیابان‌گردی‌های بی‌حساب و کتاب، چیزی جز هزینه‌تراشی برای نظام نیست. ✍🏻 ۸ دی ۱۴۰۳ 🔹https://eitaa.com/GoftarGah