بخاطر یوتا؟ 😂
ای بابا، اون وقت داستان نصفه نیمه می مونه تو خماری می مونید ها.
☕️ #Sakura | @Green_Text
منو چی تصور کردید..😂
من فقط عاشق پیچش های داستانیم.
☕️ #Sakura | @Green_Text
مراسم مرحوم یوتا در صندوق پستی برگزار می شود.
با صرف حلوا.
☕️ #Sakura | @Green_Text
خداروشکر که مورد پسند واقع شده.
منتظر ادامه داستان باش تا خودت بخونی.
☕️ #Sakura | @Green_Text
تو دقیقا تمام چیزی که باید از پارت 24 دریافت می شد رو فهمیدی.. :)
آره، دقیقا.
همه تا قبل ازین پارت فکر می کردن یوکو یه دختر ضعیف لوس بی خیاله، وگرنه کی توی اون شرایط چشماشو می بنده و تو بغل داداشش می خوابه؟
اما فشاری که روی قلب یوکو بود تقریبا با فشار روی یوتا برابر بود!
یوکو کاراکتریه که خودش می دونه ضعیفه و تمام تلاششو می کنه به هر نحوی که شده جبرانش کنه.
برای همین، حالا که تنها نگرانی و تنها عامل محدود کننده اش رو از دست داده، دیگه نمیشه کنترلش کرد.
ازینکه دیدم یه مخاطب انقدر
خوب تونسته حس و حال موجود تو داستانمو دریافت کنه واقعا خوشحال شدم، خیلی زیاد.
ممنونم ازت.
و ممنونم از حمایت هات.
☕️ #Sakura | @Green_Text
حدس جالبی برای قسمت بعد بود. 😂
بازم میگم منتظر باش و ببین.
☕️ #Sakura | @Green_Text
نه حاجی، حیفه، درستو بخون که بتونی ان شاء الله جای مورد علاقه ات و رشته مورد علاقه ات قبول بشی.
و البته خداروشکر خوندن هر پارت پنج دقیقه بیشتر زمان نمی بره.
ممنون از حمایتت.
☕️ #Sakura | @Green_Text
نکته خوبیه.
البته، مخاطب های حق دارن که ناراحت باشن و حس و حال خودشون رو ابراز کنن. چون اونا ارتباط مستقیم حسی با داستان و کاراکترها برقرار می کنن.
حس و حالشون کاملا درگیر میشه.
ما نویسنده ها باید هوای مخاطب هامونو داشته باشیم.
و در کنار همه اینا، دادن هرگونه نظری در ناشناس ازاده.
☕️ #Sakura | @Green_Text