5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زادروزت مبارک پدر مهربون 🤍🤏🏻🥲
𝐟𝐚𝐧 𝐡𝐚𝐚𝐦𝐢𝐦 👨🏻🦱
𝐦𝐲 𝐦𝐨𝐨𝐧🌚🤍
𝐧𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲🤏🏻
@Haamimlove
تولد مبارک بابا حمید مهربون 🤍
𝐟𝐚𝐧 𝐡𝐚𝐚𝐦𝐢𝐦 👨🏻🦱
𝐦𝐲 𝐦𝐨𝐨𝐧🌚🤍
𝐧𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲🤏🏻
@Haamimlove
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برگردوندن حامیم ی اتفاق نبود ی معجزه بود
ی هدیه از طرف خدا برای بابا حمید بوده
تولدت مبارک بابایی که سخت تلاش کردی برای خانوادت 🤍
𝐟𝐚𝐧 𝐡𝐚𝐚𝐦𝐢𝐦 👨🏻🦱
𝐦𝐲 𝐦𝐨𝐨𝐧🌚🤍
𝐧𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲🤏🏻
@Haamimlove
این ادیت مثل همیشه نیست متفاوته و حتی قرار نیست باهاش ناراحت شید
و ب عظمت خدا هم پی میبرید
28.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توی این دنیا هرکی یه داستانی برای خودش داره ، داستانی پر از سختی و لذت .
تو قویتر از هر چیزی، بلند شدی
و مسیرت رو ادامه دادی
امسال ،با وجود سختی ها بازم درخشیدی
و برنده ی شاهکار موزیک سال «مرور» شدی .
این جایزه فقط یه عنوان نیست بلکه
گواهی تواناییت توی عشقی که به کار و
آهنگات داری
حالا در کنار این موفقیت فقط باید ادامه بدی،
حتی اگه لحظه هایی برات سخت و تاریک بودن .
همیشه به یاد داشته باش هر سختی ،
موقتیه و هر پایان یه شروع جدید .
#اختصاصی
𝐧𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲🤏🏻
@Haamimlove
درست همین لحظهها بود که یه لحظه پلکاشو بست...
همه جا سکوت بود، یه سکوت سنگین که مثل شب، بیرحم و ترسناک روی دلهامون نشسته بود.
ولی یه ایران، یه ملت، کل شب رو بیدار بودن، چشم به گوشی، گوش به خبر...
از گوشهگوشهی کشور یکی اشک میریخت، یکی توی دلش زمزمه میکرد، یکی زانوی غم بغل گرفته بود.
شب، برای خیلیا تبدیل شده بود به یه کابوس بیداری.
همه با چشمای خسته و دلهای نگران، فقط یه چیز میخواستن: یه معجزه...
و بین اون همه دل نگران، ۳۰۰۰ نفر بودن که تسلیم تاریکی نشدن؛
اونا کسایی بودن که توی دلشون هنوز یه روزنهی نور، یه امید ریز، روشن مونده بود.
منتظر موندن...
ثانیهها رو شمردن، دعا کردن، باور داشتن...
و بالاخره...
خدایی که همیشه پزشو میداد، دستشو گرفت...
گفت: «حامی، بلند شو، هنوز وقتت نرسیده...»
و حامی، از دل تاریکی، دوباره به نور برگشت.
اون لحظه، فقط یه برگشت نبود؛
یه تولد دوباره بود... یه لبخندِ زندگی، بعد از اشکای بیپایان.
وقتی برگشت، فقط با لبخند برنگشت...
با یه سجدهی شکر برگشت؛
نه توی خفا، نه آروم و بیصدا...
جلوی چشم هزاران نفر، جلوی اونایی که امیدشون رو به خدا گره زده بودن،
دلش رو خم کرد رو زمین و گفت:
"خدایا شکرت..."
و این تازه شروع راه جدیدش بود...
حامی برگشت و آهنگ مرور رو خوند؛
یه صدای تازه، یه درد تازه، یه ایمان تازه توی صداش بود.
دلها لرزید، اشکها ریخت، و حالا بیشتر از همیشه، دلها باهاش بودن.
اون برگشت...
با ایمانی قویتر، با قلبی روشنتر.
و از اون روز، حامی فقط یه خواننده نیست؛
یه نشونهست، یه یادآور برای همهمون که حتی توی تاریکترین لحظهها،
نورِ خدا خاموش نمیشه...
..
پیام یکی از بچه های تلگرام
𝐧𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲🤏🏻
@Haamimlove