فکرشو کنین من ترم های پیش وقتی می رفتم کلاس تشریح( روی جسد کار می کردیم) دلم نمی گرفت به روپوشم دست بزنم و می گفتم الودس
این ترم که عملی درس های عفونیمون شروع شد فهمیدم که آلوده واقعی چیه🎀
یه سری که نزدیک بود تو آزمایشگاه باکتری نیدل استیک بشم و شانس آوردم که همیشه ابزار هامونو استریل می کنیم🎀
هدایت شده از اسرا.
اومد دوباره کنارم نشست.
+دوباره؟
_شما که به ما سر نمیزنی مشتی.
+از کجا این حرفو میزنی؟
دوباره همون بازی مسخره.
_اون روز که از دستش دادم تو کجا بودی؟ اون روز که آسیب دیدم کجا بودی؟ اون روز که نیازت داشتم و نبودی کجا بودی؟ آخرش هم همه رو خودم جمع کردم.
+اون روز که از دستش دادی من اون آدم رو آوردم تا وسط گریه بخندی. اون روز که آسیب دیدی من اون اتفاق رو رقم زدم تا شب با گریه نخوابی. اون روز که نیازم داشتی اون آدم رندوم اومد و اون جمله رو گفت تا باعث دلگرمیت بشه. و باشه. تو جمع کردی.
سکوت کردم. باورم نمیشد.
بلند شد رفت.
+این دفعه هم حواسم هست. مطمئن باش.
سجده ۱۷.
پس کسی نمیداند چه چیزهایی که مایهی خوشحالی آنهاست برای پاداش آنچه همواره انجام میدادند، برای آنها نگه داشتهاند.
برای همراز من.
https://eitaa.com/asra_522/6992
بنده هیچ ایده ای جهت عیدی دادن ندارم، نقاشی هم بلد نیستم حقیقت، می تونی خودت پیشنهاد بدی✨
جدی شلوغی اینجا رو مخمه
به این طور بودنش عادت ندارم
ولی اندکی صبر پیشه کنید تا امتحانام تموم شه
اون موقع هیچی برای گفتن ندارم🙏🏻
https://eitaa.com/asra_522/7002
اعه وا؛ اومدم شماره کارتو بزنم دیدم کامل نیست🎀