من توی بغلم گرفتمش و دارم باهاش گریه میکنم.
اونم داره از وجودم میمکه و جونمو میگیره.
نمیدونم چرا از خودم جداش نمیکنم
نمیدونم چرا شجاعتشو پیدا نمیکنم
•••
=))))))
هدایت شده از Kardia
به دفترخاطراتم نگاه میکنم. مسخره نیست؟ انگار اسمش ’ دفتر اسم تو ‘ شده .
هدایت شده از Kardia
شاید چیزی که بقیه قضاوت میکنن کلیدی باشه که قفل لبخندت رو باز میکنه.
هدایت شده از Kardia
وقتایی که زندگی بهم سخت میگیره تو کمکم میکنی همه چیز رو فراموش کنم.
منو میخندونی، من هم این آغوش رو برات خالی نگه میدارم.
هدایت شده از Kardia
صبح زود شروع کردم به نوشتن، اولش قلمم تکون نمیخورد.
اما مصمم بودم تا تمام واژههایی که قورت داده بودم رو بنویسم.
دستخطم خوب نیست، ولی لطفاً نامهام رو ننداز دور.
لطفاً چون این حرفها رو زودتر بهت نزدم من رو کنار نذار.