هیچکس از عشق ، سوغاتی به جز دوری ندید(:
هرچقدر یعقوب تنها شد ؛
زلیخا بیشتر ..
رفته از دستم ولی میخواهمش با جانِ دل!
مُردَم آخر دستِ من را دستِ دلدارم دهید؛)
کجای جهان را تنگ میکردیم؟
من و تـو اگر کنار هم می ماندیم...!
و در یکی از این کوچه های دنیا خانه ای می داشتیم:)
هدایت شده از "بنده عکاس"
دلتنگم و دلتنگ نبودی که بدانی چه کشیدم
عاشق نشدی ، لنگ نبودی که بدانی چه کشیدم